فرخی سیستانی , علی بن جولوغ, ادبی
ارسال شده توسط رعنافرشی نوراللهی در 14 مهر 1395 20:59
پست #1
گروه کاربری: مسئول
پست ها: 725
محبوبیت: 0
عضويت: 10 خرداد 1393
تشکرها: 4386
تشکرها از اين کاربر: 665
از قصیده سرایان نامی سده ی پنجم هجری است . در جوانی به دربار غزنویان راه یافت .و امیر چغانی را مدح گفت . سپس به دربار غزنویان راه پیدا کرد و مورد توجه سلطان محمود غزنوی قرار گرفت . بخش عمده ی قصاید او در مدح سلطان غزنوی است . وی از بزرگان قالب قصیده ی مدحی در شعر فارسی محسوب می گردد.


سایت رسمی مجید اخشابی


حنان مرادی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط nedakeshavarz در 23 شهریور 1397 07:32
پست #2
گروه کاربری: مدیر
پست ها: 1438
محبوبیت: 30
عضويت: 28 آذر 1391
تشکرها: 319
تشکرها از اين کاربر: 622
بگرستم زار پیش آن کام و هوا

گفتا مگری پند همی داد مرا

پنداشت مگر کآب نماند فردا

نتوان کردن تهی به ساغر دریا

فرخی سیستانی



--------------------
جان فدای قدم ثابت مردانی باد...که کم و بیش نگشتند ز هر بیش و کمی
حنان مرادی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط حنان در 13 مهر 1397 03:16
پست #3
گروه کاربری: مسئول
پست ها: 1373
محبوبیت: 1
عضويت: 3 مهر 1391
تشکرها: 1762
تشکرها از اين کاربر: 1222
من ندانم که عاشقی چه بلاست
هر بلایی که هست عاشق راست
زرد و خمیده گشتم از غم عشق
دو رخ لعلفام و قامت راست
کاشکی دل نبودیم که مرا
اینهمه درد و سختی از دل خاست
دل بود جای عشق و چون دل شد
عشق را نیز جایگاه کجاست
دل من چون رعیتیست مطیع
عشق چون پادشاه کامرواست
برد و برد هر چه بیند و دید
کند و کرد هر چه خواهد و خواست
وای آن کو به دام عشق آویخت
خنک آن کو ز دام عشق رهاست
عشق بر من در عنا بگشاد
عشق سر تا به سر عذاب و عناست
در جهان سخت‌تر ز آتش عشق
خشم فرزند سیدالوزراست
میر ابوالفتح کز فتوت و فضل
در جهان بی‌شبیه و بی‌همتاست
صفتش: مهتر گشاده کفست
لقبش: خواجهٔ بزرگ عطاست
به سخا نامورتر از دریاست
گرچه او را کمینه فضل سخاست
دست او هست ابر و دریا دل
ابر شاگرد و نایبش دریاست
بخشش او طبیعی و گهریست
بخشش دیگران به روی و ریاست
راد مرد و کریم و بی‌خللست
راد و یکخوی و یکدل و یکتاست
نیکویی را ثواب هفتادست
از خدا و بر این رسول گواست
اندکست این ز فضل او هر چند
کس نگفته‌ست کاند کیش چراست
آن خواجه غریبتر که ازو
خدمتی را هزار گونه جزاست
اثر نعمت و عنایت او
بر همه کس چو بنگری پیداست
ادبا را شریک دولت کرد
دولت خواجه دولت ادباست
شعرا را رفیق نعمت کرد
نعمت خواجه نعمت شعراست
هر تنی زیر بار منت اوست
هر زبانی به شکر او گویاست
او ز جود و ز فضل تنها نیست
در همانند خویشتن تنهاست
طبع او چون هواست روشن و پاک
روشن و پاک بی‌بهانه هواست
هر که با او به دشمنی کوشد
روز او از قیاس بی‌فرداست
تیغ او بر سر مخالف او
از خدای جهان نبشته قضاست
دشمن او ازو به جان نرهد
ور همه پروریدهٔ عنقاست
گر چه آباش سیدان بودند
او به هر فضل سید آباست
دست او را مکن قیاس به ابر
که روا نیست این قیاس و خطاست
گر چه گیتی ز ابر تازه شود
اندرو بیم صاعقه‌ست و بلاست
تا هوا را گشادگی و خوشیست
تا زمین را فراخی و پهناست
شادمان باد و یافته ز خدای
هر چه او را مراد و کام و هواست
مهرگانش خجسته باد چنان
کو خجسته پی و خجسته لقاست
کاندرین مهرگان فرخ پی
زو مرا نیم موزه نیم قباست



--------------------
بعضي ترانه‌ها را
مي توان
بارها و بارها
گوش داد
بعضي انسان‌ها را
مي‌توان
بارها و بارها
دوست داشت

ارسال شده توسط حنان در 13 مهر 1397 03:18
پست #4
گروه کاربری: مسئول
پست ها: 1373
محبوبیت: 1
عضويت: 3 مهر 1391
تشکرها: 1762
تشکرها از اين کاربر: 1222
نمونه شعر فرخی سیستانی
دل من همی داد گفتی گوایی
که باشد مرا روزی ازتو جدایی
بلی هر چه خواهد رسیدن به مردم
بر آن دل دهد هر زمانی گوایی
من این روز را داشتم چشم وزین غم
نبوده ست با روز من روشنایی
جدایی گمان برده بودم ولیکن
نه چندانکه یکسو نهی آشنایی
به جرم چه راندی مرا از در خود
گناهم نبوده ست جز بیگنایی
بدین زودی از من چرا سیر گشتی
نگارا بدین زود سیری چرایی
که دانست کز تو مرا دیدباید
به چندان وفا این همه بیوفایی
سپردم به تودل توانسته بودم
بدین گونه مایل به جور و جفایی
دریغا دریغا که آگه نبودم
که تو بیوفا درجفا تا کجایی
.
.
.
.



--------------------
بعضي ترانه‌ها را
مي توان
بارها و بارها
گوش داد
بعضي انسان‌ها را
مي‌توان
بارها و بارها
دوست داشت

ارسال شده توسط root در 16 مهر 1397 11:39
پست #5
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3062
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 253
تشکرها از اين کاربر: 3201
جل الخالق
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


 
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: