استخوان لای زخم گذاشتن
ارسال شده توسط maryam.pourmohammadi در 30 دی 1391 15:23
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 38413
محبوبیت: 47
عضويت: 28 آذر 1391
تشکرها: 2055
تشکرها از اين کاربر: 6452
استخوان لای زخم گذاشتن


هرگاه کسی در کاری اشکال تراشی کندوطفره برود یا عمدا کار را مشکل کند مثل فوق در موردش مصداق پیدا می کند .روزی قصابی زمین خورد وپایش شکست .پیش شکسته بندی رفت تا پایش را جا بیندازد.شکسته بند که ادم بی انصافی بود ،موقع بستن پای قصاب خرده استخوانی لای زخم گذاشت وپایش را بست وگفت اگر می خواهی پایت زود خوب شود باید هر روز برای مداوا بیایی.قصاب بیچاره هرروز پیش شکسته بند می رفتوعلاوه بر حق العلاج،روزی یک ران گوسفند هم به خانه شکسته بند می فرستاد .بدین منوال مدتی گذشت اما پای قصاب خوب نشد که نشد .از قضای روزگار مسافرتی برای شکسته بند پیش امد وپسرش که شکسته بندی را پیش او یاد گرفته بود ،به جای پدرنشست.قصاب هم به روال هر روز به خانه شکسته بند رفت.پسر وقتی زخم را باز کرد خرده اسنخوانی لای زخم دیدوبی خبراز حیله پدر خرده استخوان را از لای زخم برداشت وروی زخم هم مرهم گذاشت وقصاب را روانه کرد به این ترتیب پای قصاب خوب شدودیگر به خانه شکسته بند نرفت وگوشت هم نفرستاد .شکسته بند از سفر امد.سر شام دید از گوشتهای خوبی که قصاب میفرستاد خبری نیست.علت را از زنش سوال کرد.زن گفت:الان چند روزاست که قصاب گوشت نمی فرستد.شکسته بند از پسرش پرسید :این چند روز یکه من نیامدم فلان قصاب برای معالجه پیش تو نیامد ؟پسر جواب داد:چرا امد من هم زخمش را باز کردم ،دیدم خرده استخوانی لای زخم هست.ان را دراوردم وروی زخم را هم مرهم گذاشتم وبستم ودیگر قصاب را ندیدم حتما پایش خوب شده است . شکسته بند با شنیدن این پاسخ برافروخت وگفت:ای پسر نادان ان خرده استخوان را من لای زخم گذاشته بودم تا از قبلش استفاده کنم.



--------------------
سكوت سرشار از ناگفته هاست...
 
« · الف · »
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: