تو اگر جای من بودی، کوه به کوه می گریختی
ارسال شده توسط maryam.pourmohammadi در 7 بهمن 1391 16:09
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 38413
محبوبیت: 47
عضويت: 28 آذر 1391
تشکرها: 2055
تشکرها از اين کاربر: 6456
تو اگر جای من بودی، کوه به کوه می گریختی

ضرب المثل «تو اگر جای من بودی، کوه به کوه می گریختی» را کسانی به کار می برند که به علت انجام ندادن کاری و یا فرار از موقعیتی ناهنجار، مورد سرزنش دیگران قرار می گیرند.آن ها در توجیه عمل خود استدلال می کنند که فرد سرزنش کننده اگر در آن شرایط قرار می گرفت، شاید به مراتب شدیدتر عمل می کرد و اگر او خانه به خانه گریخته، آن فرد کوه به کوه می گریخت.اما داستان این ضرب المثل:می گویند زمانی، بازی شکاری با مرغی خانگی شروع به بحث و جدل و مباحثه کرد و با طعنه به او گفت: «تو واقعا مرغ بی وفا و عهدشکنی هستی، در حالی که بهترین اخلاق و پسندیده ترین رفتار، وفاداری است.

حتی وفاداری از پایه های جوانمردی و مروت به حساب می آید.»مرغ خانگی خوب به صحبت های باز گوش داد و بعد از او پرسید: «تو چه بی وفایی از من دیده ای یا کدام بد عهدی را از من به یاد داری؟» باز جواب داد: نشانه بی وفایی تو در این است که با این همه لطف و محبتی که انسان ها در مورد تو دارند و به تو آب و دانه می دهند و شب و روز مراقبت هستند و برای تو جای خواب و استراحت فراهم می کنند اما با این حال هر وقت می خواهند تو را بگیرند، تو از دست آن ها می گریزی و از این بام به آن بام فرار می کنی.این واقعا حق ناشناسی است که تو از کسی که این قدر به تو لطف و محبت دارد، گریزانی، در حالی که من با وجود این که حیوان وحشی هستم وقتی چند روز با انسان ها باشم، به آن ها انس می گیرم و حتی از دست آن ها دانه می خورم و همیشه حق آن را نگه می دارم. به عنوان مثال برایشان شکار می کنم و به آن ها می دهم و هر قدر هم دور رفته باشم به محض این که صدای آن ها را می شنوم، پرواز می کنم و به سوی آن ها می آیم. مرغ در جواب او گفت: «راست می گویی، اما برگشتن تو و فرار من به این علت است که تو هرگز بازی را به سیخ کباب کرده ندیده ای، اما من بسیاری از دوستان خودم را در تابه بریان شده دیده ام، تو هم اگر آن چه را که من دیدم، می دیدی، هیچ وقت طرف آدم ها نمی آمدی و اگر من بام به بام می گریزم تو کوه به کوه می گریختی!»

کلمات کليدي: ضرب المثل, ريشه تاريخي امثال و حکم, ريشه تاريخي ضرب المثلها، ضرب المثل فارسي, کامل ترين مرجع ريشه ضرب المثلهاي فارسي, امثال و حکم, سايت رسمي مجيد اخشابيKeywords: proverb, adage historical roots, the historical roots of Proverbs, English Proverbs, the most thorough reference origin Persian proverbs, adage, M. Akhshabi official website



--------------------
سكوت سرشار از ناگفته هاست...
ارسال شده توسط root در 12 آبان 1394 12:50
پست #2
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3089
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 253
تشکرها از اين کاربر: 3213
[
تو هم قاصد هنگام شده‌اي؟

هنگامي كه يك نفر ساده‌لوح از روي بي‌فكري كار عبث و بي‌مطالعه‌اي انجام داده باشد به او مي‌گويند تو هم قاصد هنگام شده‌اي؟



مي‌گويند: روزي، روزگاري، كدخداي ده هنگام به جارچي گفت: «صدا كن و به فلاني بگو، فردا بايد به اهرم بروی» فردا صبح، قاصد بي‌اينكه خانه كدخدا برود يا بداند كه كدخدا چه كاري دارد راه مي‌افتد و غروب همانروز مي‌رسد به خانه كدخداي اهرم و مي‌گويد: «كدخداي هنگام مرا فرستاده! ولي نمي‌دانم چكار داشته!» كدخدا هم كه مي‌بيند قاصد آدم نادان و احمقي است، مي‌گويد: «سنگ دو من و نيم از من خواسته!»
قاصد بيچاره فرداي آن روز سنگ دو من و نيم را برمي‌دارد و مي‌برد به هنگام، كدخداي هنگام هم براي اينكه قاصد را بيشتر اذيت بكند مي‌گويد: «نه! من مي‌خواستم تو سنگ يك من و يك چارك را به اهرم ببري، و يك سنگ يك من و يك چارك ديگري از آنجا بياري» خلاصه، قاصد، نامه كدخدا را كه پيغام اصلي بوده با سنگ دو من و نيم و سنگ يك من و يك چارك برمي‌دارد و راهي اهرم مي‌شود.


رعنافرشی نوراللهی از این تشکر کرده‌.
 
« · ت · »
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: