چه کشکی چه پشمی؟!
ارسال شده توسط maryam.pourmohammadi در 7 بهمن 1391 16:16
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 38413
محبوبیت: 47
عضويت: 28 آذر 1391
تشکرها: 2055
تشکرها از اين کاربر: 6452
چه کشکی چه پشمی؟!

چه کشکی چه پشمی؟!

چوپانی گله را به صحرا برد ؛ به درخت گردوی تنومندی رسید . از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گرد باد سختی در گرفت ، خواست فرود آید ، ترسید . باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. مستاصل شد...

از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت : ای امام زاده گله ام نذر تو ، از درخت سالم پایین بیایم.

قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.

گفت : ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... قدری پایین تر آمد. وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت : ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ آنها ر ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم .

وقتی کمی پایین تر آمد گفت : بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو ، پشمش مال من به عنوان دستمزد.

وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم . غلط زیادی که جریمه ندارد.

کلمات کليدي: ضرب المثل, ريشه تاريخي امثال و حکم, ريشه تاريخي ضرب المثلها، ضرب المثل فارسي, کامل ترين مرجع ريشه ضرب المثلهاي فارسي, امثال و حکم, سايت رسمي مجيد اخشابيKeywords: proverb, adage historical roots, the historical roots of Proverbs, English Proverbs, the most thorough reference origin Persian proverbs, adage, M. Akhshabi official website



--------------------
سكوت سرشار از ناگفته هاست...
 
« · چ · »
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: