ایوان اولبراخت((کامیل زمان))
ارسال شده توسط azam_roohdad در 22 اردیبهشت 1392 07:24
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 18773
محبوبیت: 60
عضويت: 3 خرداد 1391
تشکرها: 16288
تشکرها از اين کاربر: 20247

ایوان اولبراخت که نام حقیقی او کامیل زمان است در ششم ژانویه سال 1882 در یکی از شهرهای کوچک بوهم شمال شرقی واقع در دامنه کوه های «کرکونوخه» (جبال غولن) پا به عرصه وجود نهاد. زادگاه اولبراخت سرزمینی است که روزگاری در آن دو ملیت مختلف و دو طبقه کاملاً متفاوت و مغایر در مقابر هم قرار داشتند، یکی طبقه سرمایه داران بزرگ که آلمانی بودند و دیگر طبقات متوسط و فقیر اجتماع که از نژاد «چک» به شمار می رفتند. خانواده اولبراخت از کوه نشینان قدیم و اصیل چک است که در میان افراد آن روح مبارزه علیه اشغالگری های آلمان در کشور چکوسلواکی و حس رحمت و شفقت نسبت به ستمدیدگان قوم یکی از سنن و شعایر ایلی و باستانی است. یکی از اعمام ایوان اولبراخت در سال 1848 به جرم شرکت در شورش هموطنان خود علیه اطریشیان به دار آویخته شد و عموی دیگرش در یکی از اعتصاب های اولیه کارگران کارخانه های نساجی چکوسلواکی به ضرب گلوله ژاندارم اطریشی از پای درآمد.

پدر ایوان اولبراخت، آنتال ستاچک که خود مردی ادیب و دانشمند بود، مؤلف یک سلسله داستان های ممتاز راجع به زندگی مردم و مبارزات ملت چکوسلواکی در آن گوشه از سرزمین اجدادی است.

زن اولبراخت، بانو هلنا مالیرژوا نیز مانند شوهر خویش نویسنده و روزنامه نگار است.

اولبراخت پس از اتمام تحصیلات خود که قسمت اعظم آن را در وین پایتخت اطریش انجام داد عضو حزب سوسیال دموکرات چکوسلواکی شد و پس از اشتعال نایره جنگ جهانگیر اول با وجود مخالفت سران حزب به صف مخالفین تسلط امپراتوری اطریش – هنگری بر سرزمین اجدادی چک پیوست و به مبارزه نهانی و جسورانه ای علیه عمال امپراتوری مزبور پرداخت. پس از خاتمه جنگ اول که اولبراخت به سبب بیماری قلبی عملاً در آن شرکت نداشت و اسلحه به دست نگرفت، در سال 1920 سفری به اروپای شرقی کرد و روح و فکرش برای نوشتن آثار برجسته ای که بعدها به رشته تحریر کشید غنی شد.

اولبراخت بعداً یکی از عمال مهم کشوری و یکی از روزنامه نگاران عالیقدر و به نام چکوسلواکی شد و درواقع شغل و حرفه او بیشتر روزنامه نگاری بود نه رمان نویسی و داستان سرایی. ایوان اولبراخت که بی شک یکی از اساتید مسلم نثر زبان جدید چکوسلواکی در سی ام دسامبر 1952 بدرود زندگی گفت.

اولبراخت کمتر می نویسد و به قول خود تا فکری به مغزش نیفتد و خواب و آرام بر او حرام نکند قلم به دست نمی گیرد.

شیوه نگارش اولبراخت محکم و شیوا و کامل است و بیشتر تحت تأثیر نوشته های بالزاک و داستایوسکی قرار دارد (چنانکه تأثیر آن دو نویسنده بزرگ در کتاب تاریکترین زندان او کاملاً محسوس است). اولبراخت در آثار خود که اکثر اجتماعی است محیط و شرایط مبارزات مردم را که خود نیز در آنها سهیم بوده است مجسم می نماید و آثار ادبی و روانی که فقط جنبه هنری آن مطمح نظر باشد کمتر دارد و شاید به همین دلیل باشد که او کتاب حاضر را که الحق زیبا و استادانه است از آثار دیگر خود کمتر می پسندد.

آثار دیگر اولبراخت عبارتند از: آوارگان وحشی (1913) که سرگذشت پر ماجرا و اندوهبار بازیگران ولگرد سیرک های سیار است و دوستی عجیب ژزنیوس بازیگر (1919) که شرح مبارزات مخفیانه مردم چکوسلواکی علیه اطریشیان در زمان جنگ جهانگیر اول است و سرگذشت آن دخترک مبارز (1928) که آن نیز داستانی اجتماعی است. دیگر از آثار او کتابی است به نام «نه قصه شادی بخش از دوران اطریش و جمهوری» که در سال 1928 نوشته است و کتاب دیگری به نام زندگی در زندان ها که تا حدی شرح حال خود اوست.

با آنکه بیشتر آثار اولبراخت اجتماعی است ولی در همه آنها به خصوص در «سرگذشت آن، دخترک مبارز» بحث های روانی بسیار دقیق و عمیق به زبانی بسیار ساده و روشن وجود دارد و اصولاً تحقیق روانی یکی از مشخصات برجسته آثار او به شمار می رود. این تحقیق روانی در کتاب تاریکترین زندان تقریباً عریان و بی پیرایه است و کم کم از صورت هزل و مطایبه به صورتی مؤثر و هیجان انگیز در می آید چنانکه می توان تاریکترین زندان را عمیقترین اثر هنری اولبراخت دانست.


 
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: