خاطره‌گویی مجید اخشابی از کنسرت 26 سال پیش

 


دیروز این عکس رو دوست و همشهری هنرمندم جناب سیدی عزیز برام ارسال کرد. بیست و شش سال پیش چنین روزی کنسرت داشتیم! اتفاقا کنسرت موفق و پراستقبالی هم بود، یادش به خیر... فضای اون سالها با محدودیت هایی که موسیقی، اونهم تو شهرستان هاداشت... آینده ای که معلوم نبود... و شور و شوقی که باعث میشد فقط در همون لحظه غرق باشیم و نه به آینده فکر کنیم و نه به گذشته... واقعا کار کردن تو اون فضا و زمان نسبت به الان نیاز به عشق و خلوص بیشتری داشت... با گروه مولانا کنسرت های زیادی به اجرا گذاشتیم.
البته همت داوودآبیاری عزیز که ساکن چالوس بود و در اونجا تنها آموزشگاه منطقه رو داشت در شکل گیری این برنامه ها بی تاثیر نبود.
غلامرضا آبیاری عزیز پنجه بسیار توانا و گرمی در ویلن داشت و یادمه که از راه دور (آبیک قزوین) خودشو میرسوند. شهرام جهاندار خواننده خوش صدا و با معرفتمون هم نوشهری بود. من و علیرضا فتوحی ساکن شهسوار بودیم و به هم نزدیک و تقریبا هر روز تمرینهای چهار پنج ساعت به بالایی در منزل ما برقرارمیکردیم که اعصاب و روان و انرژی زیادی رو از خانواده ام مخصوصا پدر و مادرم به خودش اختصاص میداد...!
آقای سیدی هم مجری خوش صحبت و خوش تیپ ما بودند...
الان که فکرشو میکنم از اینکه اون موقع چند ساعت بعد کنسرت داشتیم استرس میگیرم و برای اون نوجوون تازه وارد و جسور نگران میشم که ساعت پنج عصر چی میخواد بزنه...؟!
2
2
0
2 نفر

2 نظر

  1. سلام آقای اخشابی عزیز..
    خاطره جالب و زیبایی بود..جای ما خالی بوده..
    ان شالله موفق باشید..عکس هم بسیار زیبا و عالی هست..
    سلامت و پاینده باشید.
  2. سلام آقای دکتر مجید اخشابی خاطره تون بسیار زیبا جالب وتحسین برانگیز وخیلی شیرین وپر احساس بیان کردید بی نهایت سپاسگزارم سلامت وپایدار باشید عزیز بزرگوار در پناه حق
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.