پست 584 مجید اخشابی در اینستاگرام

 

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
‎بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
‎گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
‎با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها
‎ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها
‎وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها
‎تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
‎بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها
‎تا خار غم عشقت آویخته در دامن
‎کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها
‎آن را که چنین دردی از پای دراندازد
‎باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها
‎گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
‎چون عشق حرم باشد سهل است بیابان‌ها
‎هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
‎ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها
‎هر کاو نظری دارد با یار کمان ابرو
‎باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها
‎گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
‎می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.