پیام مجید اخشابی در هفته دوم شهریور 96

 


شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:
جواب دو نفر مرا سخت تکان داد.

اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه‌ی لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ، خدا میداند که فردا حالِ ما چه خواهد شد.
دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده‌اى گل آلود میرفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نلغزی. گفت: من بلغزم باکی نیست، بهوش باش تو نلغزی شیخ؛ که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.

رحمت و حمایت حضرت دوست در تمامی لحظات و برای تمامی موجودات عالم جاریست. درک و جذب آن به کفایت ها و لیاقت ها بستگی دارد...
در پناهش هفته ای سلامت و موفق در پیش داشته باشید.
با احترام و ارادت:
مجیداخشابی
۹۶.۶.۱۱
3
3
0
3 نفر

2 نظر

  1. سلام حکایت جالب و درستی هست..
    عکستون هم بسیار زیبا و رمانتیک هست.
    هفته ای سرشار از عشق برایتان آرزومندم آقای اخشابی عزیز..
    سلامت و پاینده باشید.
  2. سلام آقای دکتر مجید اخشابی حکایت جالب شنیدنی آموزنده ودرس گرفتنی بود ودر ادامه چه زیبا فرمودید ممنونم ممنون لطف والطاف حضرت حق برای همیشه شامل حال تون ودر پناهش هفته ای سلامت وموفق در پیش رو داشته باشید وبه دور از هر گونه ناملایمات
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.