پیام و غزل‌خوانی مجید اخشابی به مناسبت روز حافظ

 


ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب
بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریخت وز غم عشقم خلاص داد
منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
در پای دم به دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فی الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

گرامی باد روز حافظ جان و هر لحظه ای که با یاد و غزلیات اهوراییش سپری میشود.
سالهاست که پنج شنبه ها برای من و همراهان همدل و نازنینم با حافظ معنا گرفته است. به خود می بالم که در ایران بدنیا آمده ام، زبانم پارسیست و کسی مثل حافظ طلایه‌دار و معرف فهم و ادب و درک و معرفت ایرانی به مردم جهانست.

1
1
0
1 نفر

1 نظر

  1. سلام عرض ادب واحترام دارم خدمت تون استاد گرانقدر حافظ خوانی تون بسیار بسیار عالی زیبا دلنشین وبا احساس به همراه ترانه ی زیبا ودلنشین با عنوان سیل اشک احسنت ودستمریزاد باید گفت به بیان زیبا وستودنی تون ماهم به شما افتخار میکنیم استاد با فهم وکمالات ومهربان سلامت وپایدار موفق وموید در پناه حضرت حق عزیز بزرگوار
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.