پیام مجید اخشابی در هفته دوم آذر 96

 

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
تا خود چه باشد حاصلی از گریهٔ بی حاصلم؟
چون سایه دور از روی تو افتاده‌ام در کوی تو
چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم
از بس که با جان و دلم ای جان و دل آمیختی
چون نکهت از آغوش گل بوی تو خیزد از گلم
لبریز اشکم جام کو؟ آن آب آتش فام کو؟
و آن مایهٔ آرام کو؟ تا چاره سازد مشکلم
در کار عشقم یار دل آگاهم از اسرار دل
غافل نیم از کار دل وز کار دنیا غافلم
در عشق و مستی داده‌ام بود و نبود خویشتن
ای ساقی مستان بگو دیوانه‌ام یا عاقلم
چون اشک می‌لرزد دلم از موج گیسویی رهی
با آن که در طوفان غم دریادلم دریادلم
(رهی معيری)

دريای زندگی‌تان مواج و مملو از عشق و رحمت حضرت دوست. هفته خوبی داشته باشيد.
با احترام و ارادت: مجيد اخشابی
٩٦.٩.١١
3
3
0
3 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.