نظر دکتر مجید اخشابی درباره مراحل انتخاب مسیر زندگینظر دکتر مجید اخشابی درباره مراحل انتخاب مسیر زندگی

و اما 
نظر بنده در ارتباط با پست قبلی که در ابتدا به بازتعریف و بیان برداشتم از سه مفهوم زیبایی، اخلاق و دین اختصاص دارد.

زیبایی: بطورکلی هر چیزی که در آدمی #لذت یا رضایت بیافریند از زیبایی بهره‌مند است. درک زیبایی  همواره با حواس پنجگانه و مفاهیم بدست آمده‌ی ذهنی و فکری پيرو دریافت‌های حسی ارتباط مستقيم دارد.
بدون جاذبه‌ی زیبایی، هیچ میلی در بشر برای انتخاب ، پافشاری، تلاش و استقامت در بدست آوردن خواسته‌هایش باقي نمی‌ماند؛ البته زیبایی دارای مفهومی بسیار پیچیده و انتزاعیست که بعنوان یکی از موضوعات مهم فلسفی از ازل تا ابد ذهن بشر را به خود مشغول داشته و خواهد داشت و یقینا صحبت از آن دراين مقال نمی‌گنجد.

اخلاق: علم شناخت مصادیق و ارزش‌ها و معرفی راه کسب #فضیلت و ترک #رذیلت است. معمولا تحت دو نگرش نتیجه‌گرایی (با محوریت حصول نتیجه خوب) و وظیفه‌گرایی (با محوریت خوبی فی الذات) بررسی می‌شود و بطورکلی بروز عملی تفکرات و نگرش‌های درونی آدمیست که در رفتار و گفتارش تجلی می‌یابد.

دین: به دو جزء (#اصول/هست‌ها) و (فروع/بایدها) تقسیم می‌شود و درمجموع راه و روشیست مدون و از پیش تعیین شده برای نیل به سعادت و زندگی بهتر بشر که در ابتدا بصورت تقلید از الگوهاو اجرای دستورات مشخص و سپس رسیدن به باور و اعتقاد قلبی به عنوان شالوده و مبنای کلی تفکرات و اعمال آدمی مورداستفاده اغلب انسان‌ها قرار می‌گیرد.

به نظر بنده شاید منفک ساختن زیبایی (به عنوان خصلتی که می‌تواند بر هر پدیده ،مفهوم، حس، عمل، رفتار و... مترتب و ضميمه شود) از دین (بعنوان روش هایی نسبتا متعدد) برای برپایی مکارم اخلاق در جامعه و دستیابی به مدینه فاضله که بشر با آن سعادتمند شود، جای تأمل و بازنگری دارد.

زیبایی به قول #جرج_سانتانا وعده لذت است یا بنا بر نظر #ویل_دورانت زاده‌ی میل آدميست. 

جذبه‌ای نهادینه در وجود بشر است که اساسا موجب کنشگری، حرکت، تهییج و جزم اراده‌اش به سوی تصمیمات و خواسته هايش می‌شود.

پس هیچیک از انتخاب‌ها و تصمیمات او نمی‌تواند بدون نسبت و ارتباط با زیبایی شکل بگیرد. دین و اخلاق نیز بدون توصل و بهره‌گیری از زیبایی عالیه خداوندی در بدست آوردن اقبال عمومي و فراگير، ناتوان و ناکامند و معنای تحمیل، تقلید و اکراه به خود می‌گیرند (معرفی مفهوم بهشت و جهنم در اديان گواه این مطلب است و يا اينكه در عدم تاييد زيبايی و اخلاق و البته دين، قربانی پسر توسط پدر مرسوم و معمول نشده است).

زیباپسندی و زیبایی‌شناسی از موهبت‌های خداداديست که در ردیف خصلت‌های بارز فردي و اجتماعي بشر قرار می‌گیرد و در وجوداومثل تنظیمات کارخانه نهادینه شده است.
از سویی پاسخ اینکه آیا زیبایی به تنهایی می‌تواند ملاک انتخاب باشد؟
به ضرس قاطع نه خواهد بود.

تشخیص زیبایی به واسطه انتزاعی بودن و پیچیده بودنش و نداشتن متر و معیار مشخص به فاکتورهای بیشماری مرتبط است كه همین امر موجب تفرق سلیقه‌ها وشكل گيری سبک و سیاق‌های مختلف شده است.

از اينرو اتکا به آنچه که فقط از طریق ادراک حسی و تحلیل آن در ذهن و فکر خود حاصل می‌کنیم واقعا بسنده و کافی و وافی نیست.
زیبایی مراتب و سطوح مختلفی دارد که حقیقتا و به واقع بی‌ارتباط با تجربه، خرد و عقل و معرفت و حکمت نمي تواند باشد.

شاید بهتر است این نکته را نيز عرض کنم که به زعم اینجانب کارکرد زیبایی معمولا در آدمی دوصورت دارد؛ زیبایی با تاثیر آنی، که هیجانی بدون ماندگاری توليد مي‌كند و فقط در لحظه اکنون جاری مي شود و در زمان آینده با ارتقاء آگاهی و شیوه‌ی قیاس رنگ می‌بازد. این نوع زیبایی لذت‌های مقطعی را برای فرد به ارمغان می‌آورد که با تغییر فاکتورهای مختلفی چون تجربه، سن، دانش و... رنگ مي بازد.

نوع دومِ اصیل و ارزشمند آن، دریافت لذت از زیبایی‌های ماندگاریست که تعقل و تفکر و دانش بر آن صحه می‌گذارند و حکمت‌آموز و معرفت‌آفرین‌اند. این نوع زیبایی‌ها اساسا با هیجان رابطه‌ای ندارند و برای استدراک آن به شناخت و دانش اوليه و بنيادي نیاز است؛ یعنی به بيانی ديگر لازمست رمزگشایی شوند. در این‌صورت لذتی عمیق و پایدار در شخص بوجود می‌آورند که با تغییرات محیطی و گذشت زمان ارزش‌های تلقی شده تبدیل به ضدارزش نمی‌شوند. 

این جنس زیبایی در منطق هیچ دین و آیین و اندیشه و اعتقادی مردود و بی‌اعتبار نمی‌شود.
درمجموع بايد گفت برای کسانی که مهارت زیبایی‌شناسی خود را از طریق کسب علم و دانش و تجربه و معرفت ارتقاء داده‌اند، درک زیبایی حقيقي می‌تواند ملاک انتخاب باشد، آن هم یکی از فاکتورهای لازم ؛اما زیبایی هیجانی به هیچ‌وجه! چراکه همواره با خود خطا و ندامت به همراه دارد.

دین و اخلاق هم هریک به تنهایی بدون‌توجه و نیاز به زیبایی، از کارکرد اصلی و واقعی خود بازمی‌مانند. زیبایی به عنوان مکملی تاثیرگذار و به اصطلاح  کاتالیزوری قوی قدرت اثرگذاری و پذیرش و ماندگاری را صدچندان می‌کند.
نتيجتا هیچکدام از فاکتورهای معرفی شده توسط کی‌یر کگور نمی‌توانند در مقابل و تضاد و يا درپي يكديگر قرار بگیرند و لازمست از ارزش و اثر گذاری هيچيک غافل نشويم.
انتخابی صحیح است که به زیباترین شکل متکی بر معاییر اخلاقی_اجتماعی و دستورات متقن و آسمانی دین باشد.
شاید جمع همین سه مبنا و ده ها ‌فاکتور دیگر است که می‌تواند به رفتار، افکار و عقیده آدم‌ها معنا و ارزش ابدی و مطلق ببخشد.
در پایان در ارتباط با مبحث فوق به روایتی بسنده می‌کنم که می‌تواند بسیار تأمل‌برانگیز باشد: از کانت که گفته: من خواب می‌دیدم و می‌پنداشتم که زندگی تمتع است، چون بیدار شدم دیدم وظیفه است و حافظ نازنین که بسیار قبل‌تر فرموده است: 

تو بندگی چو گدايان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده‌پروری داند


شاد و سلامت و پيروز باشيد.

مجید اخشابی
1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.