پیام دکتر مجید اخشابی در هفته دوم آبان 97


آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند
با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا
من ترا در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم، پر شدم، ز زیبائی
پر شدم از ترانه های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید
حیف ازآن روزهاکه من باخشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
ز تو ماندم، ترا هدر کردم
غافل از آن که تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم
آه، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ من بنگرد در من
روی آئینه ام سیاه شود
عاشقم، عاشق ستارهء صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام تست بر آن
می مکم با وجود تشنهء خویش
خون سوزان لحظه های ترا
آنچنان از تو کام می گیرم
تا بخشم آورم خدای ترا
«فروغ فرخزاد»

اگرچه زندگي بيش از آنكه حقيقت را بنماياند،
در فريب مي كوشد و پيش از آنكه عطا كند باز مي ستاند،
ولي با اين حال زندگي زيباست...
آري زندگي با همه ي احوالات و مختصاتش، زيبا و دلفريب و نهايتآ دلخواه است،
حتي وقتي كه متوجه مي‌شويم تمام زيباييهايش محصول تصورات و ذهنيات خودمان بوده و تمام اتفاقات خوبش به خوش بيني و اراده و انگيزه مان ربط داشته است.
به قطع يقين زندگي به يكبار تجربه اش مي ارزد... در اين تجربه يكتا اينكه چه خاطراتي را ميسازيم و از خود به يادگار ميگذاريم تقريبا تمام معناي زندگيست...
اميدوارم با تمام قلبتان زندگي كنيد
با تمام ادراك و حواستان لذت ببريد
در پناه آفرينشگر اعظم و رحمان
شادو سلامت باشيد.
با احترام و ارادت: 
مجيد اخشابي ٩٧.٨.١٢
0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست...
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.