به نام مادر؛ دلنوشته‌ای زیبا از دکتر مجید اخشابی تقدیم به مادر گرامی‌شان


در میان فریاد های خاموش و سکوت هاى ممتدم؛ 
در لا بلای جنجال ها و هياهويِ افکار مشوشم؛
و در متن زمزمه ها و نجواهای آرام و ملتمسانه ام؛
همین که صدای نفس های تو را بشنوم کافیست.
صدای نفس های تو تائید گذرانِ سلامتِ زمان به بهترین شکل ممکن است.
اصلا سعدی را به خاطر تو دوست دارم كه برای دو نعمتِ موجود در هر یک از نفسهایت، دو شکر را بر من واجب دانسته است و من مدام مراقب آنم که از تو و خدایمان جا نمانم.

حضرت والا؛
عالی مقام عالم؛
مادرم؛
ای گلسرودِ همیشه بهارِعمرم؛
تو فقط آرام نفس بکش و بگذار جانبخش‌ترین و شورانگيزترین نغمات زندگی غرق و سرشارم كند.
صدای نفس های تو سمفونی حیات من است.
تو نهایت دارایی ها و داشته های منی که توانسته ام و میتوانم داشته باشم.
تو خواستنی ترین خواسته های هستی، هستی.
تو پروانه رها و رقصان خیال منی که گرداگرد سرم به پرواز در می آیی و هاله های روشن نور در جانم می‌پراكني .
تو تجربه‌ي شیرین پرواز های امن و بلندِ منی ، هنگامی که بالی برای پريدن ندارم.
خشم و قهر و عتاب تو نيز مراتبی از مهراست که ملالِ یکنواختی های ممتد و بي پايانِ مهربانیهايت رابه زیبايي بدل میسازد.
تو خواستنی ترین جذبه اي...
حقیقی ترین ترجمان ِ مهر، مهربانی و دوست داشتن که نزدیک ترین است به معنای مطلقش...
تو مطلق ترین حقیقتی...
زنده باش و زندگی ام ببخش...
فرزندكوچكت:
مجيد اخشابي
شنبه نوزدهم آبان ماه سال يكهزارو سيصدو نودو هفت
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.