شعر بندباز از قیصر امین پور به روایت دکتر مجید اخشابیشعر بندباز از قیصر امین پور به روایت دکتر مجید اخشابی


بندباز
تکیه داده ام 
به باد
با عصای استوایی ام
روی ریسمان آسمان 
ایستاده ام 
بر لب دو پرتگاه ناگهان 
ناگهانی از صدا 
ناگهانی از سکوت 
زیر پای من 
دهان ِ دره ی سقوط 
باز مانده است 
ناگزیر 
با صدایی از سکوت 
تا همیشه 
روی برزخ دو پرتگاه 
راه می روم 
سرنوشت من سرودن است

(قيصر امين پور) 

 در پناه مهر حضرت دوست هفته اي شاد و دلخواه توام با آرامش و موفقيت در پيش داشته باشيد.

با احترام و ارادت:مجيداخشابي٩٧.١٢.١٢


0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. توکل چه کلمه زیباییست... smiley35
    اجازه دادن به خداوند که خودش تصمیم بگیرد smiley35
    تنها خداوند است که بهترینها را برای بندگانش رقم میزند smiley35
    فقط بخواهیم و آرزو کنیم، اما پیشاپیش شاد باشیم smiley35
    ایمان داشته باشیم که رویا هایمان همچون بارانی در حال فرو ریختن اند smiley35
    چرا که خداوند نه به قدر رویاهایمان بلکه به اندازه ایمان و اطمینان ما انسانهاست، که میبخشد... smiley35
    سلام استاد مهربان و دوست داشتنی شعر زیبایی بود مثل همیشه چسبید به دلمان .... smiley2
    ماهم برای شما مهربان هفته خوب و پر از شادی و نشاطی را آرزو می کنیم در زیر سایه حق .... smiley17
    سلام ندای مهربانم خسته نباشی و سپاس از زحماتت عزیزم هفته خوبی داشته باشی در زیر سایه حق ... smiley6
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.