تا حالا با فردی مواجه شده اید که مدام از این گونه حرفها می زند: " ما نه آزاد به دنیا می‌آییم، نه آزاد زندگی می‌كنیم و نه آزاد از دنیا می‌رویم.

روزگاری زندگی می کنیم و حداكثر بعد از 90 سال می‌میریم. در زمانی به دنیا می‌آئیم كه ناخواسته است، با شكل و شمائلی متولد می‌شویم كه در انتخاب آن نقشی نداشتیم، در مكانی به دنیا می‌آئیم كه ایده آل ما نیست، در خانواده‌ای پا به عرصه می گذاریم كه در گزینش آن هیچ گونه اختیاری نداشتیم، اقوام ما كسانی هستند كه گزینش نكرده ایم، با روش هائی تربیت می شویم كه مورد سلیقه ما نیست، تندباد حوادث غیرقابل كنترل، غیرمنتظره و دل آزار، ما را به هر طرف كه بخواهد، می برد، ....."

این گونه حرف ها، مخصوص آدم هایی است که برآنیم در این مقاله، به بررسی ویژگی هایشان بپردازیم؛ آدم های بدبینی که حتی با داشتن این نوع نگاه به زندگی، اصلاً فکر نمی کنند بدبین هستند. آنها آن قدر دلیل و منطق برای خودشان دارند که تمام تفکرات و ذهنیت هایشان را از واقعیتهای غیرقابل انکار زندگی می دانند، نه ساخته و پرداخته ذهن.اگر یکی از اعضای خانواده تان به این مشکل دچار باشد که دیگر کار چند برابر سخت می شود.

بدبینی بیماری است که هرکس به آن گرفتار شود، ناراحتی، رنج ها و دردها در انتظار اوست.

این بیماری گاه چنان شدت می یابد که شخص مبتلا، به هر چه می نگرد یا به هرچه فکر می کند، می کوشد نقص یا عیبی در آن بجوید و نیکویی‌های آن را از نظر دور کند.

انسان بدبین معتقد است اتفاقات بد، از شرایطی دائمی و ثابت نشأت می‌گیرد: "من در امتحان ریاضی مردود شدم ، چون استعداد یادگیری اعداد و ارقام را ندارم" و اتفاقات خوب، از شرایطی موقتی ناشی می‌شود: "همسرم امروز به من یک شاخه گل هدیه کرد، چون روز کاری خوبی داشته". اما انسان خوشبین، شکست را به عوامل موقتی نسبت می‌دهد "من در امتحان رد شدم چون دقت نکردم" و موقعیتهای مطلوب را به عوامل پایدار؛ "او برای من گل هدیه آورد، چون مرا دوست دارد".

وقتی مشکلی پیش می‌آید و کارها خراب می‌شود، بدبین ها خود را سرزنش می‌کنند: برای مثال اگر راننده دیگری به ماشین پارک شده آنها خسارت وارد کند، آنها خود را سرزنش می‌کنند که چرا ماشین را در جای نامناسبی پارک کرده‌اند. اما انسان خوشبین چنین مشکلی را به اتفاق نسبت می‌دهد یا سعی می‌کند راه جدیدی پیدا کند: "دفعه بعد ماشین را در جایی که ماشینهای کمتری وجود دارد، پارک می‌کنم".

بدبین اجازه می‌دهد ناامیدی در بخشی از زندگی اش وارد شود و به سایر بخشها نفوذ و سرایت کند. به عنوان مثال وقتی به شخصی گفته می‌شود بطور موقتی از کار برکنار شده است، انسان بدبین نه تنها بخاطر از دست دادن شغل خود احساس بدی دارد بلکه نگرانی اش را به سایر ابعاد زندگی خود منتقل کرده، ابراز می‌کند که زندگی زناشویی اش در معرض خطر است و فرزندانش غیرقابل کنترل هستند، اما انسان خوشبین اجازه نمی‌دهد یک شکست، تمام زندگی او را محدود کند، او با خود فکر می‌کند "پس من در این شرایط، شغلی ندارم، ولی من و همسرم هنوز رابطه خیلی خوب و نزدیکی باهم داریم و فرزندانمان مایه افتخار ما هستند"

فرد بدبین خیال می‌کند که اطرافیان برای او ارزش قایل نیستند، بنابراین به کسی اعتماد ندارد. او در حالیکه به شدت محتاج توجه اطرافیان می باشد، وقتی اطرافیان به او محبت می‌کنند ، آنها را پس زده و مهر و محبت اطرافیان را به پای ریاکاری شان می‌گذارد.

بدبینى بزرگ ترین مانع همكاری هاى اجتماعى، اتحاد و به هم پیوستگى دل هاست و انسان را گوشه گیر، تك رو و خودخواه بار مى آورد. بدبینی سرچشمه خشم ها، جنگ و خونریزى هاست. بدبین یا باید از همه كناره گیرد یا فقط تظاهر به دوستى كند و خود را چنان بنماید كه در باطن آن گونه نیست و چون به اشخاص و رویدادها با عینك بدبینى مى نگرد، نمى تواند با بى طرفى و بى نظرى، آن‌ها را بررسى كند و آن پدیده یا شخص را آن گونه كه هست بشناسد. در نتیجه، دچار قضاوت نادرست مى شود و این خود موجب عقب ماندگى است و نیز موجب بهره نگرفتن از فرصت ها و افراد با ارزش است.

تأثیر بدبینی در سلامت افراد
افراد بدبین، آسان تر و بیشتر افسرده  می‌شوند، این ممکن است بدان معنی باشد که افراد بدبین، عموماً فعالیت ایمنی پایین تری دارند و نیز افراد خوش بین، نسبت به افراد بدبین فعالیت ایمنی بیشتری دارند. وضع روانی فرد، می تواند سیستم ایمنی را تغییر دهد، محرومیت، افسردگی، بدبینی و همه ی این ها، می تواند فعالیت سیستم ایمنی را کاهش دهد و  این نکته که دقیقاً چگونه این کار صورت می گیرد، هنوز به درستی مشخص نیست.

در تحقیقات انجام شده مشخص شده است که افراد بدبین دوبرابر افراد خوش بین، به امراض عفونی مبتلا می شوند و دوبرابر آن‌ها نیز با پزشکان ملاقات می کنند و نیز در بیماران مبتلا به سرطان، آن‌هایی که مجدداً به این بیماری مبتلا نشدند، کسانی بودند که با روحیه ی جنگجویانه و خوش بینانه، به سرطان جواب دادند و افرادی که جان خود را از دست داده یا بیماری شان پس از بهبودی، دوباره عود کرده است، آن‌هایی بودند که به شناخت اولیه ی این بیماری، با درماندگی و پذیرش اجباری پاسخ داده بودند. به عبارت دیگر، شادی و خوش بینی، می تواند بر موارد چون (شدت بیماری، غدد لنفاوی سرطانی و.... ) غلبه کرده و با خنثی کردن اثر آن‌ها، بر عمر بیمار بیافزاید و در مواردی، بیمار کاملاً بهبودی خود را به دست آورده و بر سرطان غلبه کرده است.

بدبینی,آدم های بدبین,انسان بدبین

تفاوت بدبینی در مردان و زنان
بدبینی هم در مردان و هم در زنان دیده می‌شود. سن شروع بدبینی آغاز بزرگ‌سالی (حدود 18 سالگی) است.

شیوع بدبینی در زنان بیشتر است ولی در مردان مشکل‌سازتر است و به همین دلیل پیامدهای خطرناک تری دارد. در واکنش به بدبینی، زنان پرخاشگری خود را بیشتر به صورت غیرمستقیم و پنهان نشان می دهند حال آنکه مردان به روش های قهر آمیز و پرخاشگرانه و جنایی بیشتر متوسل می شوند.

در خانواده های از هم پاشیده و ناموفق نیز زمینه بروز بدبینی وجود دارد مثلاً دختر این خانواده نمی تواند به جنس مخالف خوش بین باشد چرا که مدام در معرض اطلاعات غلط راجع به مردان است و گوشش پر است از حرف هایی نظیر «مردها همه سر و ته یک کرباسند»، « مردها همه دروغ می گویند» و... پسر خانواده های این چنینی نیز نمی تواند دید خوبی نسبت به زن ها داشته باشند.

ویژگی های افراد بدبین
1- عدم بخشودن و فراموش کردن: یکی از خصائص انسانی که به کرات همه به آن تشویق می شوند بخشش و گذشت است که در این افراد مطلقاً بخشودن و فراموش کردن وجود ندارد.

2- گرفتاری در رابطه با محل کار: اغلب با کارفرما گرفتاری دارند. از آنجایی که ایجاد ارتباط انسانی در این افراد دچار مشکل است . با همکارانشان صمیمی نیستند و نهایتاً هر چند کیفیت کار آنها خوب باشد ، نتیجه ی چشم گیری نخواهد داشت. اگر کارفرما هستند به علت فقدان محبت و دلسوزی و تعبیرهای ناگوار از رفتار، زیر دستان با آنها مشکلاتی خواهند داشت.

3- از نظر عاطفی: این افراد اغلب در تنهایی عاطفی به سر می برند. همیشه دیواری از ملاحظه بین این افراد و دیگران (والدین، فرزندان، با همسر و دوستانشان) وجود دارد، با هیچ کس از صمیم قلب ارتباط دوستانه و عاطفی پیدا نمی کنند، راز خودشان را با دیگری در میان نمی‌گذارند.

4- درگیری های خانوادگی: به دلیل تهمت های ناروا به همسر و فرزندانشان یا برچسب های خیانت و نادرستی به نزدیکان، معمولاً درگیری های خانوادگی دارند.

5- درگیر شکایات قضایی: معمولاً درگیر شکایات دادگاهی هستند، چه این که از دیگران شکایت کرده باشند یا به خاطر انتقام جویی های ناروا از آنها شکایت شده باشد.

6- احساس استثمارشدن: بدون دلیل كافی، شك دارند كه دیگران او را استثمار می كنند! و سرش كلاه می گذارند!

7- بی اعتمادی نسبت به دیگران: همیشه ذهنش به شكی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان مشغول است.

8- ترس در دادن اطلاعات به دیگران: ترسی ناموجه از اینكه اطلاعاتی به دیگران بدهد و مغرضانه علیه خودش استفاده كنند.

9- احساس تحقیرشدگی: از اظهارنظر بی غرضانه دیگران یا اتفاقات معمولی، معنی تحقیر یا تهدید آمیز می بینند.

10- دلخوری دائمی: همیشه دلخور و عصبانی است. اگر كسی فقط یك بار توهینی كرده یا آسیبی به او رسانده هرگز او را نمی بخشد.

11- تکانشی بودن: با كوچكترین نكته حس می‌كند به اعتبارش لطمه خورده و واكنش سریع و خشمگین نشان میدهد.


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.