روانشناسی: شيوع بي اشتهايي عصبي در دختران

اختلالي که به موجب آن نوجوانان به خاطر ترس وسواسي از چاق شدن به خود گرسنگي مي دهند.

زينب احمدي روانشناس با بيان اين مطلب که نوجوانان کمال گرا بيشتر دچار اين اختلال هستند، افزود: اغلب اين نوجوانان به خاطر سوء تغذيه دچار رنگ پريدگي هستند، ناخن ها بي رنگ و موها تيره و نرم است و اين افراد حساسيت شديدي نسبت به سرما دارند.

احمدي از عوارض اين اختلال به کوچک شدن عضله قلب اشاره کرد و گفت: همچنين کليه ها از کار مي افتد و 6 درصد از بيماران مبتلا به بي اشتهايي عصبي، در اثر عوارض جسماني مي ميرند يا دست به خودکشي مي زنند.

اين روانشناس ادامه داد: معمولا مادران اين دختران در مورد ظاهر بدن، پيشرفت و مقبوليت اجتماعي انتظارات بالايي دارند و بيش از حد کنترل کننده هستند و پدرها از لحاظ عاطفي فاصله زيادي با آن ها دارند.

وي تاکيد کرد: در نوجواناني که داراي اعتماد به نفس پايين هستند و در خانواده هاي سخت گير که کنترل شديدي بر نوجوانان دارند، اين اختلال ديده مي شود.

توضيحات بيشتر:

این اختلال در جوامع صنعتی بیشتر به چشم می‌خورد و بیشتر زنان دچار این اختلال می‌شوند و پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهد زنان 10 برابر مردان دچار این مشکل می‌شوند. این اختلال از اواخر نوجوانی شروع شده و بندرت زنان بالای 40 سال مبتلا به این بیماری می‌شوند. افراد مبتلا بشدت از افزایش وزن هراس دارند و به صورت وسواس‌گونه وزن‌کشی می‌کنند و به طور مکرر از آینه برای نگریستن به اندام خود استفاده می‌کنند و عزت‌نفس خود را از دست می‌دهند.

این اختلال به دو شکل به چشم می‌خورد؛ در نوع اول (محدودسازی) فرد وزن خود را از طریق رژیم غذایی، روزه گرفتن یا ورزش شدید و افراطی از دست می‌دهد. در نوع دوم (پاکسازی) فرد مبتلا به صورت افراطی غذا می‌خورد و سپس غذای خورده شده را تخلیه می‌کند.

بی‌اشتهایی عصبی، نوعی اختلال است که در اثر عوامل عاطفی، هیجانی و بیولوژیکی ایجاد شده و باعث می‌شود فرد اشتهای خود را برای خوردن غذا از دست بدهد.

در‌این اختلال با وجود این‌که فرد احساس گرسنگی می‌‌کند، اما از خوردن امتناع می‌کند. فرهنگ خانواده، اختلافات خانوادگی، نوع تربیت، وراثت، تغییرات زندگی و تغییرات هورمونی و جسمی در بروز این اختلال نقش دارند.

تبلیغ جنبه‌های نادرست حفظ تناسب اندام در رسانه‌ها بر نوجوانان بخصوص دختران نوجوان در بروز این اختلال بسیار موثر است. این اختلال چنانچه ادامه یابد می‌تواند فرد را دچار افسردگی، اختلالات اضطرابی، شخصیتی و وسواسی کند.

علائم فرد مبتلا عبارتند از: امتناع از خوردن، انکار‌گرسنگی، ورزش کردن زیاد، خلق یکنواخت، بی‌احساس بودن، مشکل در تمرکز، اولویت دادن امور روزمره به غذا خوردن، ظاهر لاغر، شمارش خونی غیرطبیعی، خستگی و کوفتگی، سرگیجه و غش، ناخن‌های شکننده، موهای نازک و شکننده و دچار ریزش، موهای نرم و کرک‌داری که بدن را پوشانده‌اند، قطع عادت ماهانه، پوست خشک، عدم تحمل سرما، نامنظم بودن ضربان قلب، فشار خون پایین، کم‌آبی بدن و پوکی استخوان.

درمان این اختلال، هم دارویی است و هم روان‌شناختی و باید تغذیه بیمار به حالت عادی برگردانده شود و اعتماد به نفس ارتقا یافته و افکار وسواسی پیرامون مساله لاغری کاهش یابد.

فرد مبتلا اعتماد به نفسش در گرو لاغری است و با تغییر نگرش و شناسایی الگوهای فکری ناکارآمد می‌توان گام اول را برای اصلاح شیوه تفکر این افراد برداشت.

برای اصلاح شیوه دریافت مایعات لازم است تا فرد مبتلا هر روز پس از ادرار وزن شود و میزان دریافت مایعات او نیز ثبت شود و تعداد دفعات استفراغ تعمدی و میزان ورزش نیز ثبت و با مشورت پزشک تغذیه و عمومی برنامه‌ای برای تغذیه و ورزش تنظیم شود. علاوه بر آن لازم است تا فرد احساس و ترس‌هایی که نسبت به چاقی دارد، در جدولی ثبت کند.

برای تغییر نگرش لازم است اطلاعات عمومی و عوارض اختلال برای فرد مبتلا مفهوم‌سازی شود و سپس می‌توان با استفاده از روش‌های شناخت درمانی به تغییر نگرش فرد مبتلا پرداخت.

(دکتر مهرنوش دارینی - روانشناس و مشاور)
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.