موضوع هولناکی که در انتقاد وجود دارد این است که با شنیدن انتقاد تصور می کنیم از سمت کسی یا گروهی مورد حمله قرارگرفته ایم و این موضوع باعث حس بدمان از انتقاد می شود اما ما می توانیم آن را به صورت سازنده تری در گفت وگوهایمان به کار بگیریم و به شخص مقابلمان این معنی را نرسانیم که «تو دیگر از ما نیستی».

با طرح یک سوال از انتقاد شونده می توان پذیرش این مسئله را در او آسان تر کرده و با شریک کردن شخص در یک صحبت دوطرفه باعث شویم تا او احساس انزوا نکند. برای مثال هنگامی که با یک دانشجو درباره بازده او صحبت می کنیم، ابتدا می توان این سوال را مطرح کرد: اهداف تو از شرکت در این درس چیست؟ انتظار داری از من چه بیاموزی؟ آیا فکر می کنی که تاکنون پیشرفت خوبی داشته ای؟

اقدامی دیگر برای برطرف کردن نگرانی از مطرود شدن: هر فردی که می خواهد نکته انتقادی را بیان کند باید تاکید کند که طرف مقابلی که از او انتقاد می شود یک شریک در بحث است نه یک «قربانی». برای مثال به عنوان رئیس می توان گفت: «آیا آنچه را که من عنوان می کنم، برای تو مفید است؟ یا از من چه انتظار داری؟»

اقدامی دیگر برای برطرف کردن نگرانی از مطرود شدن: هر فردی که می خواهد نکته انتقادی را بیان کند باید تاکید کند که طرف مقابلی که از او انتقاد می شود یک شریک در بحث است نه یک «قربانی». برای مثال به عنوان رئیس می توان گفت: «آیا آنچه را که من عنوان می کنم، برای تو مفید است؟ یا از من چه انتظار داری؟»

با توجه به این واقعیت که هر نوع عکس العمل منفی همواره بار پرتنشی دربردارد، این موضوع حائز اهمیتی است که بدانیم در صورت عنوان کردن صحیح انتقاد تا چه حد این کار می تواند نتیجه مثبتی داشته باشد. بهترین نحوه انتقاد آن است که توسط خود فرد خواسته شود. به عنوان نمونه به این صورت که از استاد، راهنما، یک فرد با تجربه یا همشاگردی تقاضای مشاوره و کمک شود. به هر حال انتقاد زمانی بهتر مورد قبول واقع می شود که توسط خود انسان درخواست شود. این در طبیعت انسان نهفته است که خواهان واکنش یا حتی راهنمایی ناخواسته نباشد. ما تمایل به شنیدن انتقاد نداریم، مگر آنکه خودمان هم خواهان شنیدن آن باشیم. به عنوان نمونه هنگامی که شما مشغول کار با رایانه هستید و برای استفاده از یک عملکرد به ۱۰ بار کلیک کردن نیازمندید و فردی در کنارتان به شما نشان دهد که این کار را با ۲ کلیک هم می توانید انجام دهید هر چند هم که حق با او باشد، این راهنمایی خوب مانند یک حمله تاثیر می گذارد زیرا در این شرایط او یکی از عادت های ما را زیر سوال برده است، اما چنانچه ما از او در این زمینه خواهش کرده باشیم، برای همیشه از او سپاسگزاریم.

واکنش منفی به انتقاد

زمانی که ما فردی را به عنوان کارشناس در این زمینه قبول نداریم در مورد انتقاد، واکنش منفی نشان می دهیم اما زمانی که داوطلبانه چیزی را از کسی سوال می کنیم، در همان حال او را به عنوان صاحب نظر قبول کرده ایم و حاضریم که توسط او مورد انتقاد قرار گیریم. زمانی که معلم به شاگرد نمره می دهد و او را تشویق می کند، زمانی که مربی ورزش تشویق می کند و اشتباهات را خاطرنشان می کند، زمانی که والدین نگران فرزندشان هستند و به او توجه می کنند در همه این موارد این موافقت، پنهانی است که تشویق و اصلاح، بخشی از این رابطه است. نکته بعدی اینکه باید طرف صحبت را شناخت. عکس العمل انسان ها بسیار متفاوت است. افراد خودخواه ملایم ترین انتقاد را هم حمله شخصی تلقی می کنند. در افراد حساس انتقاد باعث از دست دادن اعتماد به خود می شود اما افراد اندک هم هستند که انتقاد آنها را خوشحال می کند زیرا آنها انتقاد را به عنوان شانسی برای بهتر شدن کارشان قلمداد می کنند. این نکته را به خاطر بسپارید که شما نباید از خود و دیگران انتظار عمل قهرمانانه داشته باشید. سعی کنید کمتر صحبت کنید و به جای آن خود را کنار بکشید و بیاموزید. انتقاد شما را با خودتان درگیر می کند از این رو این کار از یک سو بسیار نامطبوع است ولی از سوی دیگر بسیار ارزشمند.

دکتر مسعود کریم‌نیا
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.