غزل زیبای تو

18 آذر 1393   سید   مطالب و مقالات, گنجینه ادبی   1 نظر   284 بازدید   |

تـ♥ـو زلزله ای، خواستم آوارِ تـ♥ـو باشم
ارگِ بــم چشمانِ غزلبارِ تـ♥ـو باشم
هر چند سرت گرم به کار است عزیزم
بگذار گره خورده ترین کارِ تـ♥ـو باشم
داروغه ی شهری و فراموشگرِ من
منصور شدم تا به سَرِ دارِ تـ♥ـو باشم
هر روز پر از فکر توأم نیستی امّا
ای کاش کمی گوشه ی افکار تـ♥ـو باشم
♥♥♥
قیدِ همه ی قافیه ها را زده ام من
می خواهم از امروز فقط "مال" تـ♥ـو باشم

0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. باسلام،شعربسیارزیبابود
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.