گله ها را بگذار! ناله ها را بس كن!
گله ها را بگذار!
ناله ها را بس كن!
روزگار گوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی!
زندگی چشم ندارد كه ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست كه صرف گله و ناله شود!
تا بجنبیم تمام است تمام!!
مهر دیدی كه به برهم زدن چشم گذشت....
یا همین سال جدید!!
باز كم مانده به عید!!
این شتاب عمر است ...
من و تو باورمان نیست كه نیست!!
زندگی گاه به كام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و كم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به كام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگی معركه همت ماست...زندگی میگذرد...

زندگی گاه به نان است و كفایت بكند؛
زندگی گاه به جان است و جفایت بكند‌؛
زندگی گاه به آن است و رهایت بكند؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی میگذرد...

زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
چه به راز
و چه به ساز
و چه به ناز...
زندگی لحظه بیداری ماست...زندگی میگذرد...

 

15
15
0
15 نفر

8 نظر

  1. گاهی هیچ چیز برای از دست دان ندارم؛
    لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم....
    مردم فکر میکنند هیچ مشکلی ندارم،اما...زندگی بدون مشکل فقط یک خواب است....
    آدم همیشه نمیتواند بخوابد؛
    چارلی چاپلین
    ......................................................................
    پرواز آفتاب و نسیم و پرنده را
    میدانم و صفای دلاویز دشت را
    اما،من این میان
    پرواز لحظه ها را ،
    افسوس میخورم
    پرواز این پرنده ی بی بازگشت را.....
    (منبع:از یه وبلاگ نوشته بودم اسمش یادم نیست)
    .............................................................
    نیمی از امروزمو براتون مینویسم خالی از لطف نیست ؛تقربا یه 20 دقیقه یا نیم ساعت بود که لم داده بودم به صندلیمو زول زده بودم به مشکلاتی که چیده بودم روی میزم...هم کلافه بودم هم به شدت ناراحت هم عمیقا نا امید،اومدم یه چرخی بزنم تو سایت حالو هوام عوض بشه دیدم مطلب جدید نوشته؛گله ها را کنار بگدار خوندم داشتم به شعر فکر میکردم که یهو دیدم زن داداش عزیزم با یه کاسه تو پیشدستی داره میاد سمتم با لبخند و کنجکاوی نگاش کردم ،کاسه رو گذاشت رو میزم گفت:نوش جان کن، خیلی ذوق کردم ،وااااااااای شیر برنج داغ(شیربنج خیلی دست دارم تو هر موقعیتی) ،یه لبخند مشتی تحویلش دادمو تشکر کردم ،تعارف کردم بشین گفت:نه برم مامانو راهی کنم(مامانم هر سه شنبه میره جمکران،یادم باشه بهش بگم حتما تو دعاهاش شمارم یاد کنه) گفتم مگه ساعت چنده؟؟گفت :کجایی؟؟ساعت 3 ،گفتم:واقعا اااای واااای زن داداشم لبخند زنون رفت.
    آره،اااای واااای زمانی که به مشکلاتم(غصه خوردن)اختصاص داده بودم بیشتر از 20 دقیقه یا نیم ساعت بود.......مشکلات همیشه هست بی برو برگرد،اما چه خوبه که لحظه های خوبو دریابیم مثل همین کاسه شیر برنج پراز محبت که رو میزمه وداره با شیطنت عجیبی بهم چشمک میزنه،سر فرصت میشه واسه حل مشکلات یه راهی پیدا کرد اگرم پیدا نشد خدا هست ،اینم بگم من نفسم از جای گرم بلند نمیشه،منم مشکلات خاص خودمو دارم،اما اینکه زمان رو به غصه خوردن سپری کنیم بدون تلاش و فکر کردن اشتباه وحشتناکیه ،مثل من ساعتی که به غصه خوردن از دستم رفت و دیگه بر نمیگرده....الانم دیگه نمتونم خودمو کنترل کنم ،برم این کاسه محبتو نوش جان کنم و به مشکلاتم نظم بدم،اگه بتونم یه راهی واسش پیدا کنم اگه نه به قول مامانم که همیشه میگه"بسپار به خدا ،قادر مطلق فقط خداست"مسپارم به خدا به همین راحتی من از یه اشتباه نجات پیدا کردم و یه چشمه دیگه از زندگی دیدم...و یه تشکر ویژه از خانم پارسا برای درج این شعر......دوستان لحظه هاتون پر از حضور خدا..........
    (لازم میدونم یه نکته ای رو متذکر بشم:اگه آخر نو شته هام تاریخ و ساعت داشت یعنی نوشته ی خودمه بعلاوه ی خاطره هام اگر نداشت از وبلاگها،مجله ها،کتابها....دیگه نوشتم)
  2. مثل همیشه عالی smiley17
  3. سلام علیکم
    دست تون درد نکنه شعر قشنگی بود اگه ازاین شعر های قشنگ داشتین بازم برامون بذارید
    من خیلی شعر دوست دارم
    سپاسگذارم
  4. سلام ممنون شعر قشنگی بود دستتون درد نکنه
  5. سلام
    ممنون .....خیلی زیبابود.
  6. sسلام بسیار زیبا

    زندگی معركه همت ماست...زندگی میگذرد...
  7. باسلام عالی بود0000
  8. نقل قول: ساچیم
    سلام علیکم
    دست تون درد نکنه شعر قشنگی بود اگه ازاین شعر های قشنگ داشتین بازم برامون بذارید
    من خیلی شعر دوست دارم
    سپاسگذارم

    با سلام .چشم حتما
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.