تلنگر

21 دی 1393   سید   مطالب و مقالات, گنجینه ادبی   3 نظر   377 بازدید   |

گاهی با خودم فکر می کنم
«من» یک تکفیری هستم!
.
.
.
وقتی که انگار می کنم فقط «من» در صراط مستقیم ام؛
آن هنگام که در دلم، همه را نادان می پندارم؛ جز «من»!
آن دم که همه را باطل می بینم؛ جز «من»!
آن لحظه ای که به گمانم همه در اشتباه اند؛ جز «من»!
آری،
همه را تکفیر می کنم؛ جز «من»...
.
.
.
«من» یک داعشی سرسخت در درون دارم!
یک چاقوی تیز و بُرّان به اسم «زبان»؛
که می بُرد گلوی دل اطرافیانم را.
و یک سلاح مرگبارتر به اسم «توجیه»...
.
.
.
«من»؛
«زبان»؛
«توجیه»؛
خدایا!
دفع کن داعش درونم را...

2
0
2
4 نفر

3 نظر

  1. سلام
    آقای موسوی ممنون..... ای کاش این گونه بود.
  2. باسلام،بسیارزیبابود،ودرست و حقیقی.ای کاش کمی هم به درون خود بنگریم.

    باسلام،بسیارزیبابود،ودرست و حقیقی.ای کاش کمی هم به درون خود بنگریم.
  3. سلام علیکم
    دست تون درد نکنه ؛ کاملاحق میگیدو درسته وآدم درقابل حرف حق چیزی نداره که بگه
    کاش حواسمون باشه با خودمون چیکار میکنیم
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.