تصمیم درست

 

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت.

 

خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود.

 

مسافر فریاد زد: هی، خانه ات آتش گرفته است!

 

مرد جواب داد: میدانم.

 

مسافر گفت: پس چرا بیرون نمی آیی؟

 

مرد گفت: آخر بیرون باران می آید.

 

مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی، سینه پهلو می کنی

 

نتیجه گیری: خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند.

3
2
1
4 نفر

4 نظر

  1. تن آدمی شریف است...

    تفاوت اصلی نوع بشر در مقایسه با sسایر جانداران توانایی در استفاده از دانش برای جهت دادن به خواسته های خویش است. انسان برای زیستن باید طبیعت را به گونه ای هوشمندانه بشناسد، خود را بشناسد و از دانش خویش در جهت تأمین نیازهای خود و همچنین کنترل شرایط استفاده کند.
    روانشناسی و جامعه شناسی به طور دقیق سعی در تشریح مسائل انسانی و روابط انسانی دارند. آدمی که از شناختن خویش و نیازهای خویشتن عاجز است، ممکن است به موجودِ مستاصلی تبدیل شود که نه تنها خود نمی تواند از زندگی لذت ببرد بلکه گاهی با عدم رعایت اصول منطقی و بروز کنش ها یا واکنش های احمقانه، می تواند به اطرافیان نیز آسیب برساند. گاهاً کنش های فرد بر اساس آنچه از غریزه آدمی انتظار می رود غیرطبیعی نیست اما آنقدر احمقانه و بی منطق است که از زمره رفتارهای انسانی خارج می شود.
    زمانی که کسی خود را در موضع ضعف بیاید و احساس کند که دیگری می تواند موقعیت او را تعدید کند، احساس ناخوشایندی نسبت به او داشته باشد. اگر فرد یاد شده یک شیر باشد، با شیر دیگر می جنگند و یا او را از بین می برد و یا از بین می رود چرا که بقای نسل در مورد جامعه شیرها، حق آن است که برتری ژنتیکی خود را بتواند به اثبات برساند؛ اما در مورد انسان موضوع طور دیگری تعریف می شود. همان طور که کسی فرزند معلولش را از بین نمی برد و آدمی دید دیگری نسبت به حیات و بقای نسل دارد، احساسات ناخوشایند آدمی نباید موجب بروز رفتارهای غیرمنطقی و گاهاً احمقانه ای شوند که این روزها شاهدشان هستیم. در جامعه بشری کسی حق حذف دیگری را ندارد و پشت هر احساس ناخوشایندی، منطقی نهفته نیست. طبیعی است که غرایزی در وجود ما از گونه های قبلی باقی مانده باشند. میزان اختلافات ژنتیکی انسان با سایر پریمات ها خیلی کمتر از آن چیزی است که عوام می پندارند.
    "بیشعوری" همان کنشی است که آدمی به پشتوانه احساسات و غرایزِ بدون منطق بروز دهد. و آدمی تا زمانی که ضعف خود را منکر شود، هرگز نمی تواند آن را رفع کند و همواره در بیچارگی خویش دست و پا خواهد زد.
    برخی از افراد زمانی که احساس شادمانی نمی کنند، به جای یافتن دلایل این نارضایتی و شناخت موقعیت خویشتن، در صدد ناشاد کردن سایرین برمی آیند، گویی که دیگران مسبب این نارضایتی هستند، حال آنکه رضایت و آرامش و شادکامی از درونِ آدمی نشأت می گیرد.
    7 گناه کبیره، هر یک به نوعی همین مسئله را تایید می کنند. تکبر، جاه طلبی، شهوت، حسادت، خشم، شکم بارگی و تنبلی هفت گناه کبیره تلقی می شوند که ذات آدمی به آن ها تمایل دارد و اگر فرد طبیعت و ذات خود را نشناسند و به کنترل در نیاورد، در مقابل طبیعت شکست خواهد خورد. آدمی اگر نتواند بر خود مسلط باشد، ذات اوست که بر وی غلبه می کند و او را از بین می برد.
    آدمی برای کنترل طبیعتِ درونی خود، اخلاق را دارد و رعایت اصول و آداب انسانی، به انسان قدرت تسلط بر خود را می دهد. حال آنکه در نظر عده ای، رعایت اصول و پرنسیب، کار جالبی نیست!
  2. سلام طاهره ی عزیز،
    بسیار زیبا و درست بود.

    چشم ها راباید شست،جور دیگر باید دید...
    چترها را باید بست..
    باران همیشه نعمت است،حتی اگر به یک سرماخوردگی وسختی کوچک تبدیل شود.با تحمل کمی سختی،میتوان به زندگی بهتری رسید.

    سلام طاهره ی عزیز،
    بسیار زیبا و درست بود.

    چشم ها راباید شست،جور دیگر باید دید...
    چترها را باید بست..
    باران همیشه نعمت است،حتی اگر به یک سرماخوردگی وسختی کوچک تبدیل شود.با تحمل کمی سختی،میتوان به زندگی بهتری رسید.
  3. سلام
    سپاس.......
  4. سلا علیکم
    خانمی دست تون درد نکنه داستان جالبی بود

    سلا علیکم
    خانمی دست تون درد نکنه داستان جالبی بود

    نقل قول: root
    تن آدمی شریف است...

    تفاوت اصلی نوع بشر در مقایسه با sسایر جانداران توانایی در استفاده از دانش برای جهت دادن به خواسته های خویش است. انسان برای زیستن باید طبیعت را به گونه ای هوشمندانه بشناسد، خود را بشناسد و از دانش خویش در جهت تأمین نیازهای خود و همچنین کنترل شرایط استفاده کند.
    روانشناسی و جامعه شناسی به طور دقیق سعی در تشریح مسائل انسانی و روابط انسانی دارند. آدمی که از شناختن خویش و نیازهای خویشتن عاجز است، ممکن است به موجودِ مستاصلی تبدیل شود که نه تنها خود نمی تواند از زندگی لذت ببرد بلکه گاهی با عدم رعایت اصول منطقی و بروز کنش ها یا واکنش های احمقانه، می تواند به اطرافیان نیز آسیب برساند. گاهاً کنش های فرد بر اساس آنچه از غریزه آدمی انتظار می رود غیرطبیعی نیست اما آنقدر احمقانه و بی منطق است که از زمره رفتارهای انسانی خارج می شود.
    زمانی که کسی خود را در موضع ضعف بیاید و احساس کند که دیگری می تواند موقعیت او را تعدید کند، احساس ناخوشایندی نسبت به او داشته باشد. اگر فرد یاد شده یک شیر باشد، با شیر دیگر می جنگند و یا او را از بین می برد و یا از بین می رود چرا که بقای نسل در مورد جامعه شیرها، حق آن است که برتری ژنتیکی خود را بتواند به اثبات برساند؛ اما در مورد انسان موضوع طور دیگری تعریف می شود. همان طور که کسی فرزند معلولش را از بین نمی برد و آدمی دید دیگری نسبت به حیات و بقای نسل دارد، احساسات ناخوشایند آدمی نباید موجب بروز رفتارهای غیرمنطقی و گاهاً احمقانه ای شوند که این روزها شاهدشان هستیم. در جامعه بشری کسی حق حذف دیگری را ندارد و پشت هر احساس ناخوشایندی، منطقی نهفته نیست. طبیعی است که غرایزی در وجود ما از گونه های قبلی باقی مانده باشند. میزان اختلافات ژنتیکی انسان با سایر پریمات ها خیلی کمتر از آن چیزی است که عوام می پندارند.
    "بیشعوری" همان کنشی است که آدمی به پشتوانه احساسات و غرایزِ بدون منطق بروز دهد. و آدمی تا زمانی که ضعف خود را منکر شود، هرگز نمی تواند آن را رفع کند و همواره در بیچارگی خویش دست و پا خواهد زد.
    برخی از افراد زمانی که احساس شادمانی نمی کنند، به جای یافتن دلایل این نارضایتی و شناخت موقعیت خویشتن، در صدد ناشاد کردن سایرین برمی آیند، گویی که دیگران مسبب این نارضایتی هستند، حال آنکه رضایت و آرامش و شادکامی از درونِ آدمی نشأت می گیرد.
    7 گناه کبیره، هر یک به نوعی همین مسئله را تایید می کنند. تکبر، جاه طلبی، شهوت، حسادت، خشم، شکم بارگی و تنبلی هفت گناه کبیره تلقی می شوند که ذات آدمی به آن ها تمایل دارد و اگر فرد طبیعت و ذات خود را نشناسند و به کنترل در نیاورد، در مقابل طبیعت شکست خواهد خورد. آدمی اگر نتواند بر خود مسلط باشد، ذات اوست که بر وی غلبه می کند و او را از بین می برد.
    آدمی برای کنترل طبیعتِ درونی خود، اخلاق را دارد و رعایت اصول و آداب انسانی، به انسان قدرت تسلط بر خود را می دهد. حال آنکه در نظر عده ای، رعایت اصول و پرنسیب، کار جالبی نیست!

    سلام علیکم
    خیلی حرف تون خوب ومفید بود دوست گرامی سپاسگذارم
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.