فرمول موفقیت

29 اردیبهشت 1394   .zahra   مطالب و مقالات, موفقیت   1 نظر   380 بازدید   |

فرمول موفقیت!
تعریف موفقیت: رسیدن و دست یابی به هدف ها(صرف نظر از کوچکی یا بزرگی آنها)

فرمول ساده موفقیت: تصمیم گیری + تعهد + دانایی + نقشه راه(برنامه ریزی) + عمل(اجرا) + پشتکار + پایداری و شکیبایی + احتیاط

تصمیم گیری: لحظه ای که اراده می کنیم برای رسیدن به هدف مان کاری انجام دهیم، در واقع همان لحظه تصمیم گیری است. بنابراین بهتر است همواره با تصمیمی از ته دل آغاز کنیم.

تعهد: 
_ داشتن تعهد و عزم جزم را می توان به مادری تشبیه کرد که درد زایمان را تحمل می کند تا فرزندش به دنیا بیاید.
_ استواری هدف و داشتن تعهد برای رسیدن به آن، با خود عمل برابری می کند.

دانایی
_ زمانی که نسبت به هدف خود متعهد می شویم، آنگاه به دانش و آگاهی برای رسیدن به هدف نیازمندیم.
_ برای موفقیت، به دانش جهان پیرامون خود نیاز داریم(هیچ چیز در دنیا رایگان به دست نمی آید). به عبارت دیگر باید به اندکی "خرد" مجهز بود.
نکته مهم: عده ای "دانایی" را با "اطلاعات" اشتباه می گیرند. دانایی بر مبنای واقعیت ها استوار است و با تحقیق و بررسی دقیق به دست می آید، در حالی که اطلاعات تنها مطالب و داده هایی هستند که شخص بازگو می کند(دیدگاه ها) که می توانند با واقعیت ها سازگار باشند یا نباشند.

نقشه راه(برنامه ریزی
_ اکنون که فرد برخی آگاهی های لازم را در این مورد ویژه(هدف مشخص) دارد، زمان آن است که نقشه راه را طراحی نماید.
_ این نقشه او را به موفقیت رهنمون می شود و نشان می دهد که در چه نقطه ای ایستاده و به کجا می خواهد برود. در نتیجه باید اصولی، دقیق، حساب شده، زمان بندی شده، گام به گام و...باشد.

عمل(اجرا(
_ یک نقشه هر اندازه نیز کامل باشد، در صورت ایستادن و عمل نکردن بدون ارزش است.
_ عمل جادو می کند، زیرا هرگاه دست به عملی می زنیم که توان آن را داریم، بلافاصله توان ما بیشتر و بیشتر می شود و با هر گام به هدف خود نزدیک تر و نزدیک تر می شویم.
راز ساده رسیدن به خواسته ها: تنها کافی است که هر روز مقداری از کار را انجام دهیم تا به فصل برداشت محصول نزدیک تر شویم.

پشتکار:
_ باید کار را به شایسته ترین شکل ممکن انجام داد. پس نباید به اقدام صرف بسنده کنیم.
_ پشتکار و تمرکز بر عمل، ما را به سرمنزل مقصود می رساند. به عبارت دیگر تا زمانی که کاری را با عشق و علاقه (هرقدر هم طولانی و سخت باشد) انجام می دهیم، هیچ نیرویی نمی تواند ما را از رسیدن به هدف مان محروم کند.
_ حتی ناتوان ترین موجود زنده، با تمرکز نیروهای خود بر یک هدف واحد، می تواند کار مهمی انجام دهد.(مانند قطره های آب که با حرکت پیگیر، راه خود را از میان سخت ترین سنگ ها باز می کنند)
_ با پخش کردن نابجا و هدر دادن نیروها، از رسیدن به هر هدفی باز می مانیم.(مانند سیلاب های شتاب زده که با همهمه بسیار به جلو هجوم می برند و اثر خیلی کمی بر روی سنگ ها باقی می گذارند یا شاید اثری نگذارند!)
_ بهتر است از بهانه قرار دادن کاستی های خود برای توجیه اشتباه ها،تنبلی و بیهودگی، دوری کنیم. در غیر این صورت تنها ترس های مان را به قیمت از دست دادن هدف های مان خاموش می کنیم.

پایداری:
_ همانطور که درپی شکار هدف های خود هستیم، با موانعی برخورد می کنیم. این طبیعت زندگی است که جاده ای پر از دست انداز است. بنابراین باید خود را برای بدترین ها آماده کنیم، ولی تنها باید ادامه دهیم(سرانجام پایداری پیروز می شود).
_ پایداری نیرویی است که ما را به هرکجا که بخواهیم می برد.
_ آنها که شکیبایی برای همه چیز را دارند، جرات همه کار را نیز دارند.
_ شکست روی نمی دهد مگر آنکه پیش از موفقیت، کارها را رها کنیم. پس باید به یاد داشته باشیم که شکیبایی، پیش نیاز کامیابی است.
_ ایمان و باور، لازمه پایداری است؛ شاید راه حل مساله ویژه ای را ندانیم، ولی می دانیم که سرانجام آن را حل می کنیم. برعکس، تردید و دودلی بی جا یا نداشتن باور به خود، موفقیت بالقوه را درهم می شکند.
_ اگر به غیر ممکن بودن چیزی باور داشته باشیم، دلسردی ما انجام آن را ناممکن می کند. ولی اگر پایداری و بردباری داشته باشیم، بر هر دشواری چیره می شویم.
_ موانعی که در راه با آنها رو به رو می شویم، مشکل نیستند؛ بلکه مشکل واقعی، ناتوانی در حفظ پایداری است.
_ بهتر است خود را مدیون همه موانع بدانیم، چرا که آنها عرصه عمل ما هستند و هر پیروزی تازه ای، راه را برای پیروزی بزرگ تر آینده هموار می سازد.
_ بزرگی ما به عملی که انجام می دهیم نیست، بلکه پایداری و پایمردی ماست که کارها را ممکن می سازد.


احتیاط:
_ پایداری یا شکیبایی به معنی اقدام کورکورانه بدون داشتن دغدغه نتیجه کار نیست.
_ احتیاط به اندازه لازم، ما را ملزم می سازد تا همواره نگرشی متعادل و واکنشی سنجیده به پیرامون دگرگون شونده خود داشته باشیم.
_ استواری به هر قیمت و در هر راهی(نه لزوما راه درست)، بیشتر نشانه کله شقی، کم خردی، نادانی، حماقت و لجبازی است تا پایداری در کار! آنچه که فرد به آن نیاز دارد اراده نیست، بلکه خردمندی، آگاهی و چنگ زدن به حقیقت است.
_ باید گام در مسیر نهاد، ولی برخی راه ها به بن بست می رسد. گاه تنها راه پیش رفتن، عقب نشینی و آزمودن مسیر بهتری است.
_ اگر فردی به دلیل آماده نبودن و بی بهره بودن از دانش کافی موجب سقوط زندگی یا تجارت خود می شود، پایداری کردن در برابر خسارت های فزاینده هرگز ستودنی نیست.
_ عمل کردن برای موفقیت کافی نیست، بلکه دوراندیشی شرط عقل است.

نکته های مهم:
_ پس از دانستن فرمول کلی موفقیت، بهتر است رفتار و کارهای مان را بررسی کنیم و دریابیم که آیا آنها ما را به جایی که می خواهیم می برند یا با هدف های مان هم راستا هستند یا خیر.
_ حتی اگر همه راه را یک نفس بر روی پدال گاز فشار دهیم، اگر مسیر اشتباه را در پیش گرفته یا از مسیر درست منحرف شده باشیم، به موفقیت دست نمی یابیم.
_ هرگز نباید خود را دست کم بگیریم، زیرا هیچ چیز کم نداریم. همه ما توانایی بالقوه برای موفق شدن را در اختیار داریم، تنها باید آن را کشف کرده و به کار بگیریم.

یک پیشنهاد جالب: بیایید هفته ای یک بار ترمز کنیم و حرکت و پیشرفت خود را بپاییم! اگر مسیر را اشتباه یافتیم و یا نیاز به رفتن از مسیر انحرافی داریم، می توانیم تا جایی که از جاده اصلی غافل نشده ایم، به اقدام اصلاحی دست بزنیم.

1
1
0
1 نفر

1 نظر

  1. سلام
    سپاس....
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.