روزهایی که بی تو می گذرد 
گرچه با یاد توست ثانیه هایش 
آرزو باز می کشد فریاد:
در کنار تو می گذشت ای کاش

ازبس غم تو قصه در گوشم کرد
غم های زمانه را فراموشم کرد
یک سینه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد

بنشین، مرو که در دل شب، در پناه ماه
خوشتر زحرف عشق و سکوت و نگاه نیست
بنشین و جاودانه به آزار من مکوش
یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست

بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین
امشب چراغ عشق در این خانه روشن است
جان مرا به ظلمت هجران خود، مسوز
بنشین، مرو، مرو که نه هنگام رفتن است..

فریدون مشیری

6
6
0
6 نفر

3 نظر

  1. بسیارزیباست

    بسیارزیباست
  2. سلام
    سپاس....
  3. بسیار زیبا بود
    ممنون
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.