*
تنها که می شوم

تنها که می شوم.
یادم می افتد که رفتنی شده ای.
من هنوز چمدانم را نبسته ام.
بس که نشسته ام
وبه ناخن های دستم خیره شده ام.
تو امروز زیباتری.
... موهایت را از این کوتاه تر نکن.
بگذار باد ،
فرصت کند تا پریشان ترش کند.
گندمزار دور دست مرا....

کسی چه می داند؟
شاید با رفتنت
باد هم مرا فراموش کند
دلش برایم بسوزد
ودیگر هیچ وقت
در حوالی دلتنگی من پرسه نزند..

انگار رفتنی شده ای.
من هنوز چمدانم را نبسته ام.
این بوسه خداحافظی نیست!
همیشه دیر می کنم.
آن قدر که؛
در پیچ کوچه گم می شوی.
در کدام پیچ؟
در کدام کوچه؟

کسی چه می داند؛
خبر های بد از کدام سمت می آید؟
و چرا باد
به گندمزار که می رسد.
باران می بارد؟

0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. سلام آذرجان مثل همیشه زیباست
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.