سرتونو درد نیارم (بهنوش بختیاری -زیر و بم 2)

 


 

سرتونو درد نیارم...

جامعه داروی جامعه ایست شریف ...در حفظ آن کوشا باشیم!!

نه برام جالبه درباره ش نظری داشته باشم و نه صحبت در این باره وظیفه منه

اما انصافا بعضی سرو شکل ها خیلی عجیب و جانگداز هستن

احساسا می کنم سرشار هستن از حرف های نهانی ..راز های زندگانی

انگار طرف می خواد یه پیامی درباره ی خودش بده!

همسایگی ما یه آقا پسر هست... ایشالا تنش سلامت و ذهنش پویا

تمام تلاش های ممکن برای بشریت رو کرده که متعلق له یه کره دیگه به نظر برسه

یه وقتایی فوتبال بازی میکنن...با همسرم نگاهشون می کنیم

این یه نفر که گل میزنه بلافاصله میگیم:

تنها بشری که می تونست باشه که از خوشحالیش خوشحال نمی شم...!ناراحتم نمیشما..متعجب میشم

آخه شما حساب کن تازه ما به وقت عروسی چنین ابرویی به روزگارمون !ندیده بودیم...اون وقت گل میزنه یه کارایی می کنه

همسرم گفت کارای روژه میلاست

یادم اومد... مگه همون کامرونی نیست؟هیبتی داشت بابا

سرتونو درد نیارم ..از رنگ پیرهنش موقع فوتبال معلومه که طرفدار یکی از دوتیم پایتخته

اون روز خسته و کوفته از سر کار بر می گشتم...به راننده زحمتکش گروه هم گفته بودم یه دقیقه این بغل نگه دارید من خرید دارم...خلاصه که خرید به دست اون مسافت کوتاه باقی مونده رو پیاده می رفتم که صدای آثای جهان پهلوان بلند شد و با دوستاش تاریخچه ناسزا رومرور می کردن که چی؟

داور نامرد فلان شده نمیدونم کیو اخراج نکرد...اصلا این...همیشه بازیای..نامردی سوت می زنه انگار ارث باباشو خوردن و..(بوق)

سرعتم رو بیشتر کردم و با خودم می گفتم:

منکه خیلی فوتبالی نیستم..اما در شرافت این داور همین بس که حتی این جوان رو هم یاد مردانگی انداخته...!

من خاطرم تموم شد


بهنوش بختیاری

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.