نعیمه نظام دوست


معلم بخشید بابام نبخشید


نعیمه نظام دوست بازیگر سریال خانه اجاره ای این بار کاملا متفاوت حرف می زند.به مناسبت 13 آبان روز دانش آموز ما هم یک مصاحبه مدرسه ای با او انجام داده ایم.مصاحبه ای خودمانی که من هم همان طور محاوره ای آن را به روی کاغذ آوردم.



اسم اولین معلمت؟

خانم نظری،اتفاقا ابشون فوت کردن.



اولین مدرسه ات؟

در دوره دبستان 3 بار مدرسه ام تغییر کرد،اولین مدرسه ام اسمش مخزن دانش بود که هم یهودی ها وهم ما که مسلمان بودیم با هم در یک جا درس می خواندیمو...سومین مدرسه ام مریم در شریعتی بود



بازیگوش بودی؟

خیلی خیلی شیطون بودم



خوب پس بچه درسخون نبودی؟

درس می خوندم اما بازیگوشی ام می کردم



همیشه مقنعه ات کج می ایستاد درسته؟

وای نگو این مشکل همه دبستانی هاست ،البته اولش روسری سرمون می کردیم بعد مقنعه ای شدیم



شیرین ترین خاطره از دوران مدرسه؟

اول دبستان که با بچه های اقلیت مذهبی درس می خوندم،همه سر یک کلاس بودیم آنها در ابتدای کلاس قبل از خوردن هر غذایی دعا می خوندند وبعد مدرسه برامون خوراکی می آورد،همیشه دوست داشتم که زودتر دعا تموم بشه و خوراکی ها رو بیارن و بخوریم،یعمی اون خوراکی برامون کلی زندگی و عشق بود.



بدترین خاطرت؟

فوت خانم نظری معلم اول دبستانم،روحش شاد خیلی مهربون بود و منم کلی دوسش داشتم و همش گریه می کردم



پایین ترین نمره ای که گرفتی؟

من تا سوم راهنمایی نمره هام خیلی خوب بود اما وقتی رفتم دبیرستان،ملی افت کردم و تجدید آوردم



درس یا زنگ مورد علاقت؟

ورزش خیلی زنگ خوبی بود کلی میتونستیم شیطنت کنیم ولی زنگ ریاضی رو اصلا دوست نداشتم



از کدوم معلمت حساب می بردی؟

کلاس دوم دبستان معلمم خیلی ترسناک بود والنم اسمش یادم نیست.یه معلم جغرافی ام داشتیم وقتی از در میومد تو همه سکته می کردیم ای خدا انقدر من ازش می ترسیدم،آخه هنوز درس نداده امتحانشو می گرفت!



تا به حال شده بود از مدرسه اخراج بشی؟

نه اما شده که از کلاس اخراجم کنن



تا به حال سر کلاس رفیقاتو فروختی؟

نه اما تا دلت بخواد منو فروختن



چطور؟

سر کلاس خیلی حرف می زدم و می خندیدم، یه بار معلم تا دو بار تذکر داد بار سوم یکی دیگخ حرف زد همه گفتم که نعیمس منو از کلاس اخراج کرد! همینم شد که تا اخر سال همش از من درس می پرسید خیلی روم حساس شده بود



شده به خاطر اینکه عضو گروهی بودی زنگ درس و بپیچونی؟

من عضو گروه تئاتر بودم و همیشه به خاطر این موضوع ،زنگ کلاسا رو می پیچوندم و سر کلاس نمی رفتم



رشته درسیت چی بوده؟

تجربی که اصلا دوستش نداشتم،به ختطر همین همش تجدید میاوردم



تا به حال شده به دبستانت سر بزنی؟

بله تا 10 سال پیش می رفتم و سر می زدم.اتفاقا یکیش اسمش تغییر کرده و یکیشم کوبیدن و کلیسا ساختن



از دوستان دوران مدرست خبر داری؟

سعیده یکی از دوستای صمیمیمه که از 6 سالگی تا به الان با هم درس خوندیم و مدرک گرفتیم و کلی ام با هم صمیمی ایم.چند تا از دستای دیگم هم نگار و الهام و اشرف همه از دوستای دوران دبستانمن.



چند بار به خاطر ننوشتن مشقت جریمه شدی؟

اوه خیلی،سوم دبستان بودم،بعد از این پیک های شادی دادن که بریم تو عید حلش کنیم والا اون موقع پیک که نبود یه کتاب غول بود،خلاصه من تا سیزده به در نگاشم نکردم ،ساعت 9 اینا بود که اومئم تند تند حلش کنم بابام اومد دید که من با چه وضعی دارم اینو حل می کنم،گفت تو ننوشتی مشقاتو؟ گفتم :نه.نه گفتن همانا وکتک مفصل خوردن همانا،صبح رفتم سر کلاس برای خانمم تعریف کردم گفتم بابام منو زد کلی گریه کردم معلمم خیلی مهربون بود گفت اشکالی نداره و دیگه چیزی بهم نگفت.میدونی معلم بخشید بابام نبخشید



نظرت راجع به آدامس خوردن سر کلای چیه؟

در دوران دبیرستان،سر زنگ جبر،الکی از خانممون سوال می کردیم اون بنده خدام روشو می کرد به تخته،2 ساغت توضیح می داد ما هم رسیع خوراکیامونو در می آوردیم و می خوردیم...نشون به اون نشون که همه ام این درس و افتادیم.هیچ کسی سر کلاسش درس نمی خوند همه یا در حال حرف زدن بودیم یا در حال غذا خوردن الهی بمیرم وای یادش به خیر چه دورانی بود.



علاقه داری باز به دوران مدرسه بر گردی و درس بخونی؟

وای نه!درسته که دوران مدرسه برای هر کسی فانتزیه !اما فک نکنم کسی دوست داشته باشه دوباره اون دوران رو تجربه کنه


 


 

0
-1
1
1 نفر

1 نظر

  1. جالب بود ممنون
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.