نامه
نوشته آلکس لاینر
(آمریکا)

 


دکتر((مورتون))که جزوبهترین پزشکان بیمارستان میرلند آمریکا بود،از چهارماه قبل که مادرش در بستر بیماری افتاده بود،برای اینکه لحظه ای از او غافل نشود،اتاقی را در همان بیمارستانی که کار می کرد،با هزینه شخصی خود در اختیار مادرش گذاشت و همه جور به او رسیدگی می کرد،اما سرانجام خانم((مورتون))یک روز صبح دیگر از خواب بیدار نشد!

دکتر((مورتون))برای اینکه ترتیب مجلس یادبود مادرش را بدهد به منزل او رفت و همانطور که لوازم مادرش را نگاه می کرد،چششمش به نامه ای افتادکه سی سال قبل،وقتی او پسری یازده ساله بود از سوی مدرسه برای مادرش فرستادند...
مادرش که زنی بیوه بود،همانطور که پسرش رو به رویش ایستاده بود نامه راخواند و اشک ازچشمانش سرازیر شد،((تامی))کوچولو با نگرانی پرسید:((مادر... چیز بدی در مورد من نوشته اند?))
خانم ((مورتون))پسرش را بوسید و گفت:((نه پسرم... مسوولان مدرسه برایم نوشته اند،چون سطح سواد و هوش پسر شما بالاتر از حد مدرسه است و بقیه شاگردها به او نمیرسند،بهتر است به او درخانه درس بدهید و فقط برای امتحان به مدرسه بیاورید.))

ازفردای آنروزخانم ((مورتون))عصرها که از سرکار باز می گشت،چند ساعت کنار پسرش نشست و به او درس می دادو...این کار تازمانی که تامی وارد دانشکده پزشکی شدادامه پیداکردو...

دکتر((مورتون))بایادآوری آن خاطره لبخندی زد و نامه را بازکرد تا متن آن رابخواند،مدیر مدرسه درنامه نوشته بود:((خانم مورتون...پسرشماخیلی کودن است وسوالات پی درپی او باعث اتلاف وقت سایرشاگردان می شود،بهتراست ازاین به بعدخودتان درخانه به او درس بدهیدوفقط برای امتحانات((تامی))رابه مدرسه بیاورید...))
دکتر((مورتون))که پس ازسی سال حقیقت نامه رافهمیده بودبه گریه افتاد وزمزمه کرد:((وای مادر تو چه فرشته ای بودی!))



0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.