خدایا شکر

28 آبان 1394   رعنافرشی نوراللهی   مطالب و مقالات, داستان کوتاه   1 نظر   274 بازدید   |

روزی ،مردی خواب عجیبی دید! دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند . هنگام ورود، دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تندتند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و داخل جعبه می گذارند .
مرد از فرشته ها پرسید :شما چه کار می کنید ؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز میکرد ،گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و در خواستهای مرددم را ،تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت ، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذ هایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چه کار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است؛ ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته دید که بیکار نشسته است !
مرد با تعجب پرسید: شما چرا بیکارید؟! فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده ی بسیار کمی جواب می دهند .
مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند ؟ فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست بگویند:(( خدایا شکر))



منبع

داستان های کوتاه وشگفت انگیز (تو ،توی)

مترجم و گرد آورنده :امیر رضا آرمیون



خدایا شکر

 


2
2
0
2 نفر

1 نظر

  1. سلام ممنون عالیه
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.