ترانه خانه

30 آبان 1394   parisa.h   مطالب و مقالات, شعر   1 نظر   234 بازدید   |

مجله زیر و بم دوره جدید شماره2
ترانه خانه
ترانه خانه


قدم که می زنی

قدم که می زنی،تو این پیاده رو
دیوونه می کنی،این قلب ساده رو
می ری و تا ابد،همیشه بازه در
سرده خیابونا ،شال منو ببر
یه چیزی مث عشق،می باره از نگات
یه چیزی مث قلب،تنگ می شه باز برات
یکی مث منم عاشق ترین می شه
تقدیر که میاد دیوار چین می شه
یادم میاد تو و خیابون و چراغ
یه چیزی مثل عطر می پیچه تو اتاق
گاهی بیا بتاب به شهر یخ زده
سراغمو بگیر که حال من بده
دستامو می گیری فقط تو رویاهام
دستاتو می گیرم قدم بزن باهام
بذار تموم بشه تنهایی های من
فقط تو رویاهام بیا قدم بزن
تصویر خنده هات همیشه با منه
حرف میزنم باهاش حرفی نمی زنه
اتاق تاریک و یه استکان چایی
یک روز تموم می شه صد سال تنهایی
بهزاد لک
ترانه خانه




ترانه سرای مهمان
تو فهمیدی
یه اتفاق خوبی،واسه وجود سردم
لحظه ای که نبودی،من زندگی نکردم
من با خودم بودم و درا به روم بسته بود
چشمای بیدار من از روز و شب خسته بود
با حس عاشق شدن میونه ای نداشتم
قبل از حضور دستات من خونه ای نداشتم
درست سر بزنگاه منو دوباره ساختی
فهمیدی دردم چیه درست منو شناختی
با گرمی وجودت یخ وجودم آب شد
دیوار دلواپسیم با دست تو خراب شد
عشقت منو زنده کرد نبضم دوباره برگشت
تو شبای تارم بازم ستاره برگشت
دستای تو واسه من دروازه بهشته
آغوشتو دقیقا اندازه بهشته
علی استیری
ترانه خانه




پرنده
می ترسم از زمستونای بی تو
خورشید من بمون و عاشقم باش
تویی امید هر شروع تازه م
بمون... امید رفتن غمم باش
تو این روزا هوا هوای من نیست
بی تو دلم تاریک و بی ستاره س
اینجا ته خطه... ولی تو باشی
این لحظه حتی ... فرصت دوباره س
یه کاری کن!من نمی دونم اما...
کاری کن این دیوونگی بمیره
از غصه های قرن های تاریخ
عشق تو باید منو پس بگیره
تاول روی شونه های خسته م
دلخوشی پرنده قلبمه
دلیل خنده های بی دلیلم
دلم به امید دلت می زنه
لشگر غم تا پشت در رسیده
کاش بشه سر رو شونه هات بذارم
یه کوچه ام پر از سکوت رفتن
اندازه یه کوچ بی قرارم...
معصومه صابر


 


0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. سلام
    سپاس....
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.