این داستان: اشتباه استادانه


از دكتر جهانشاه صالح استاد فقید دانشگاه تهران نقل می‌كنند مانند سایر استادان دانشگاه چند ساعت در روز بیماران را در حضور دانشجویان در بیمارستان بازدید می‌كرد تا دانشجویان دانشكده پزشكی از نوع و طرز مداوای بیماری‌ها به‌خوبی مستحضر شوند.

یك روز شخصی كه از درد گلو و سینه شكایت داشت در حضور دانشجویان به دكتر مراجعه كرد و سخت شكایت داشت.
دكتر پرسید: «شغل شما چیست»؟
آن مرد جواب داد: «موزیك می‌نوازم».
دكتر سپس رو به دانشجویان كرد و گفت: می‌بینید؟ همان‌طور كه مكرر در درس‌های خود گفته‌ام اشخاصی كه با شیپور، قره‌نی، ساكسیفون و امثال آن‌ها ساز می‌زنند غالبا‌ً به دردهای گلو و مجاری تنفسی مبتلا می‌شوند».
سپس رو به مریض كرده و پرسید: «خوب نفرمودید كه شما چه سازی می‌زنید»؟
بیمار كه از درد گلو سخت ناراحت بود، جواب داد: «بنده آقای دكتر تار می‌نوازم...»!

پند شماره24:
قبل از اظهار نظر در مورد هر چیزی اطلاعات کامل را کسب کنید و بعد نظر خود را بگویید.
کلمات بال و پر دارند، همین که از قفس یعنی دهان خارج می‌شوند، از دسترس ما خارج است و در کوچکترین شکافها و ضخیمترین دیوارها راه پیدا می‌کنند.
0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. سلام خانم اخوان عزیز ممنون از زحمات تون من همیشه داستان های کوتاه قند پهلو رو دنبال می کنم ودوست دارم این داستان هم جالب زیبا شنیدنی وآموزنده بود موفق وپاینده باشید
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.