یادمان یک عکاس

شب علیقلی ضیاییشب علیقلی ضیایی


گزارش تصویری از شب علیقلی ضیایی

علی‌قلی ضیایی، متولد 1337، از نوجوانی عکاسی را شروع کرد، در سال 1356 وارد مدرسه عالی ساختمان شد و در سال 1358 برای تحصیل در رشته معماری و شهرسازی وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در کنار حرفه معماری و شهرسازی به عکاسی در زمینه‌های مختلف پرداخت.
علی‌قلی ضیایی در کنار حرفه معماری– شهرسازی خویش همیشه به کار عکاسی عشق می‌ورزید و گنجینه پرباری از خود به یادگار گذاشته است که باید بیشتر آن را شناخت و از آن بهره برد. 
از مجموعه عکس‌های او پرتره‌های هنرمندان معاصر ایران است و نیز عکس‌های ارزشمندی از خرمشهر که حاصل شش ماه حضور او در این شهر، بعد از فتح خرمشهر است. این عکس‌ها که تصویر خانه‌های آسیب دیده از جنگ را نیز شامل می‌شود، به تمامی، درد و رنج و ویرانی حاصل از جنگ تحمیلی را بیان می‌کند. 
از این مجموعه، عکس نخل‌های سرسوخته بسیار دیده شد و موردتوجه قرار گرفت. در کنا راین مجموعه، عکس‌های او از معماری بومی شهرهای ایران و بناهای تاریخی مانند تخت جمشید آثاری بسیار چشمگیر هستند و نمونه درخشان آن را می‌توان در روی جلد نوار نوا اثر استاد شجریان سراغ کرد. 
علی ضیایی به عکاسی در بُعد جامعه‌شناسی آن نیز بسیار توجه داشت و رنج، محرومیت و تنهایی غمزده بشر را در تصاویر او از کودکان روستایی شاهد هستیم. او که از دوستداران طبیعت و کوهنوردی بود به قله کلیمانجارو و آرارات صعود کرد و تصاویر زیبایی را به ثبت رساند. 
علی ضیایی در سن 58 سالگی در پی تحمل یک بیماری سخت چشم از جهان فروبست و گنجینه‌ای گرانبها از عکس‌هایش را به جا گذاشت. یادش گرامی. 

شب علیقلی ضیاییشب علیقلی ضیایی

شب علیقلی ضیاییشب علیقلی ضیایی

شب علیقلی ضیاییشب علیقلی ضیایی

شب علیقلی ضیاییشب علیقلی ضیایی


شب علی‌قلی ضیایی در ساعت پنج عصر سه شنبه(چهاردهم دی) در محل کانون‌ زبان فارسی در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار گردید و تیم تصویری زیروبم با حضور در این مراسم با تنی چند از دوستان و اعضای خانواده این مرحوم گفتگوی کوتاهی به عمل آورد که به خواندنش دعوتید:

خانم ژیلا نوروزی، همسر آقای علیقلی ضیایی

خانم ژیلا نوروزی، همسر آقای علیقلی ضیاییخانم ژیلا نوروزی، همسر آقای علیقلی ضیایی


- خانم نوروزی از آقای ضیایی و خاطرات‌تان با ایشان کمی برایمان بگویید...
در دانشکده با همدیگر آشنا شدیم، هر دو معماری خواندیم. از همان اوایل دانشکده ایشان به عکاسی خیلی علاقه‌مند بود و در سفرهایی که با هم بودیم و یا سفرهای کاری عکس‌های بسیار زیادی می‌گرفت. عکس‌های خرمشهرشان مربوط به یکی از پروژه‌های مهندسی و مشاوره که در خرمشهر انجام می‌شد، است. ایشان شش‌ماه در خرمشهر بودند، این عکس‌ها حاصل حضور مستمر ایشان در خرمشهر است. عکس‌های پرتره‌ها هم به هفده-هجده‌سال پیش مربوط می‌شود که در مجموعه چهار-پنج‌ساله جمع‌آوری شده و بعضی‌هایش هم به همت آقای دهباشی و آقای فیروز شافعی بوده است.

- اگر بخواهید یک ویژگی بارز و شاخص از ایشان بگویید، چه خواهد بود؟
فروتنی

خانم یلدا ضیایی، دختر آقای ضیایی

خانم یلدا ضیایی، دختر آقای ضیاییخانم یلدا ضیایی، دختر آقای ضیایی


- کمی از پدر و خاطرات ایشان برایمان بگویید...
دو سال پیش به ترکیه رفتیم، خیلی بامزه بود؛ به‌خاطر اینکه ما کل ده‌روز مسافرت را به یک رستوران می‌رفتیم و غذا می‌خوردیم و کل ده‌روز یک غذا سفارش داد تا وقتی که برگشتیم. تنها خاطره پررنگی که از آن سفر داشتم این بود.

- بزرگ‌ترین و بارزترین ویژگی که از پدر به خاطر دارید؟
خیلی مهربان بود، هر چیزی که می‌خواستم را به من داد و اصلا هم غر نزد.

- حرفی هست که خودتان دوست دارید برایمان بگویید؟
جایشان خیلی خالی است. دلم می‌خواست بود و این کارها را می‌کردیم، همان‌طوری که همیشه به ایشان می‌گفتم گالری بگذار، می‌گفت من حوصله ندارم، تو بیا گالری بزن و عکس‌ها را به اسم خودت بزن. همیشه می‌گفتم من چطور می‌توانم این عکس‌ها را گرفته باشم، سن من با این آدم‌ها جور درنمی‌آید. ای کاش الان خودشان هم بودند.

آقای کرامتی، از دوستان آقای علی ضیایی

آقای کرامتی، از دوستان آقای علی ضیاییآقای کرامتی، از دوستان آقای علی ضیایی


- از آقای ضیایی تعریف کنید و کمی از خاطرات مشترکی که با هم داشتید برایمان بگویید؟
زنده‌یاد علی‌قلی ضیایی از دوستان و همکاران قدیمی من هستند که حدود سی‌سال در زمینه عکاسی و رشته دانشگاهی‌اش که رشته معماری و شهرسازی بود فعالیت داشت. کارهای شاخص و برجسته‌ای با همدیگر انجام دادیم و ایشان در شرکت آتک پروژه‌های موفق و خوب و بزرگی را انجام داده که به‌نظر من خیلی‌هایش اجرا هم شده است و این یادگار خیلی خوبی است که در آینده از او به‌جا خواهد ماند. نام ایشان به‌عنوان یک عکاس و یک شهرساز ماندگار خواهد بود. اگر بخواهم درمورد کارهای ایشان صحبت کنم، زمان زیادی نیاز است، ایشان آدمی بسیار فروتن بود و خودش نسبت به کارهایی که انجام می‌داد اعتنایی نداشت. همین‌طور که عرض کردم کارهای عکاسی‌اش زمانی ارائه شد که خودش از دنیا رفته بود. هیچ‌وقت تمایلی نشان نداد که نمایشگاهی از کارهای عکاسی‌اش بگذارد.

- خاطره مشترکتان؟
خاطره مشترکمان خیلی است؛ آن دورانی که با همدیگر برای بازدید پروژه‌ها می‌رفتیم و زمان‌هایی که در آتلیه با هم کار می‌کردیم، همه خاطره است. به کارهایی که انجام می‌داد شرافت حرفه‌ای داشت، من و همه کسانی که با ایشان همکاری داشتند، درس شرافت کاری و درس مسئولیت‌پذیری و فروتنی را از ایشان یاد گرفتیم. همه این حس مشترک را به ایشان دارند.

عکس و فیلم: مرضیه جعفری
هماهنگی و گفتگو: مریم لشنی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.