گرسنگى نامرئى

18 آبان 1398   azizi   مطالب و مقالات, تغذیه   0 نظر   18 بازدید   |

گرسنگى نامرئى

گرسنگى نامرئىگرسنگى نامرئى


مقصود ما در اين كتاب از گرسنگى بى خوراكى كامل نيست بلكه ما از كمبودهائى سخن مى گوييم كه بطور محرمانه و پنهانى بدون احساس گرسنگى وجود انسان را مى كاهد و ضربات تازيانه ى آن ايجاد غم و اندوه مى نمايد و پس از چندى ايجاد رنج و كسالت مى كند. اين همان گرسنگى است كه بچه را در شكم مادر شقى مى كند و عده اى را جانى بالفطره بدنيا مى آورد. اين همان گرسنگى است كه بيماريها را در يك خانواده ارثى مى كند. گرسنگى پنهانى برجسته ترين مصيبتى است كه تمدن جديد بانى آن بوده ولى به آسانى قابل درمان نيست.

علل گرسنگى هاى مخفى
نخستين علت اين گرسنگيهاى پنهانى يكنواخت بودن خوراك انسان هاى متمدن است كه بايستى آنرا زاييده ى تمدن جديد و شهرنشينى دانست. خوارك امروز ما با خوراكيهاى نياكان ما همانقدر اختلاف دارد كه داروهاى جديد با داروهاى گياهى دارند. ما به تغذيه با غذاهاى محدود عادت كرده ايم در صورتى كه انسانهاى اوليه انواع زيادى از گياهان وحشى و حيوانات مختلف را در اختيار داشته اند. در اصول تداوى نيز هر چند تعداد اقلام داروهاى اختصاصى امروز زياد است ولى بطور قطع مى توان گفت كه مواد اوليه ى آنها چندان زياد نيست و چون براى تاثير بيشتر جوهركشى مى شوند بسيارى از مواد مفيد خود را از دست داده اند.

در روى زمين كه محل سكونت ما است نزديك به دو ميليون نوع حيوان شناخته شده است و از بين آنها فقط پنجاه نوع در تغذيه ى انسان بكار مى رود در همين ايران ما اگر انواع سبزيهاى صحرايى را با تعداد معدودى سبزيهاى پرورش يافته و بستانى كه ما براى تغذيه ى خود انتخاب كرده ايم مقايسه كنيم به اختلاف زياد آنها پى خواهيم برد. اگر خوراك انسان از صورت محدود خارج شود كمبود امروز را جبران خواهد كرد و برعكس يكنواخت بودن تغذيه، كمبودها را به جاى خود باقى گذارده و عوارض آنرا كه چيزى جز گرسنگى مخفى نيست ظاهر مى سازد.

دومين علت اين گرسنگى پنهانى خوراكهاى مقوى و كم حجمى است كه انسان متمدن براى خوراك خود برگزيده است و با تصفيه آرد، قند، روغنها و چربيها آنها را از بسيارى از عوامل اصلى غذايى عارى ساخته است. وقتى ما گندم را با آسياب هاى بزرگ و سنگين چدنى آرد مى كنيم و سبوس آنرا با الك هاى بسيار نرم چند صفر مى گيريم از شانزده عامل غذايى كه در گندم وجود دارد دوازده عامل مفيد آنرا گرفته و دور مى ريزيم؛ در نتيجه با خوردن نان سفيد كه چيزى جز نشاسته ندارد نسبت به دوازده عامل غذايى هدر رفته گرسنه مى شويم، نانهاى سفيد كه محصول جديد الكهاى چند صفر است فاقد ويتامين و املاح مهم گياهى است و هنرى جز تخمير شدن در معده و سوختن ناقص ندارد و مسئول پيدايش يبوست، نفخ و بسيارى از امراض معدى و فساد خون مى باشد و معده و انساج بدن را براى رشد و نمو ميكربهاى عفونت زا مستعد و آماده مى سازد.

همين موضوع در تصفيه چغندر و صنعت قندسازى مشاهده مى شود. چغندر يك نوع غذاى كامل است هم قند دارد و هم عواملى كه براى هضم و جذب قند و سوختن آن در بدن لازم ولى قند سفيد چيزى جز قند ندارد. در بدن مى سوزد ولى سوختن آن با سوختن چغندر فرق دارد زيرا ميانجى هايى كه براى سوختن قند بطور كامل لازم است در آن نيست به همين جهت است كه بد و ناقص مى سوزد يعنى دود مى كند و همين دود است كه تحريك مى نمايد و عمر ماشين بدن را كوتاه ساخته پيرى زودرس را به ارمغان مى آورد چشم را كم سو مى كند گوش را سنگين مى نمايد و ساير حواس را ضعيف مى سازد. نوشابه هاى الكلى نيز از اين تصفيه ى دامنه دار در امان نيستند به همين جهت است كه مى بينيم گرسنگى و فقر نامرئى در نوشابه خواران بسيار زياد و چشم گير است و الكلى ها با اين كه ممكن است از نظر مالى غنى باشند ذخاير غذايى بدنشان از فقرا خيلى كمتر است.

خوراكيهاى فراموش شده
مواد خوراكيها كه ما براى خود انتخاب كرده ايم در ظاهر نيرو بخش و مقوى هستند اما از نظر ويتامين ها و املاح معدنى و عوامل غذايى نسبت به گياهان پرورش نيافته و بيابانى بسيار فقير و ناتوان مى باشند. از سيصد و پنجاه هزار نوع گياه خوراكى فقط ششصد نوع آن كشت مى شود و در حقيقت پايه و اساس تغذيه ى انسان پانصد مرتبه ضعيف تر شده و سير نزولى داشته است . اقوام نيم وحشى با اين كه بهداشت صحيحى ندارند به مراتب سالم تر از اشخاص متمدن و شهرنشين مى باشند زيرا غذاى آنها بيشتر از گياهان وحشى بود بيمار پس از بهبودى با جسم و روح سالم قدم به عرصه ى زندگانى مى گذاشت زيرا با خوردن اين داروهاى طبيعى كمبود خود را جبران مى كرد و انبارهاى بدن را از ذخاير غذايى پر مى نمود و مدت زيادى تامين داشت.

در سرزمين پهناور ايران بيش از صد هزار گياه خوراكى كه هر يك داراى عناصر متفاوت و بسيارند مى رويد و هر يكى سرشار از عوامل و تركيبات غذايى است كه سابقا بسيارى از اين ها در مداواى بيماران بكار مى رفت و بهترين وسيله براى جبران گرسنگيهاى نامرئى بود مثلا بيمارى قند را با ميوه ها و سبزيهايى معالجه مى كردند كه غذاى لوزالمعده بوده و آنرا تشويق به ترشح انسولين مى نمودند ولى امروز با رژيم غلطى كه به اين دسته از مبتلايان مى دهند آنها را از خوردن غذاهاى اصلى واداشته و منحصرا به آنها گوشت مى دهند. چنانچه به شخص مبتلا رژيم صحيحى داده شود هرگز به عوارض خطرناك و كشنده ى اين مرض دچار نخواهد شد.

گرسنگى مواد سفيده اى
هوايى كه استنشاق مى كنيم مخلوط با گازى است به نام ازت كه ظاهرا فايده اى جز رقيق كردن اكسيژن هوا ندارد و از راه تنفس به هيچوجه وارد تركيب بدن ما نمى شود ولى همين گاز يكى از عوامل غذايى لازم براى بدن انسان و حيوان است كه به صورت مواد سفيده اى شبيه سفيد تخم مرغ در آمده و جزو مصالح ساختمان بدن مى باشد. هم اكنون بسيارى از ساكنان روى زمين مبتلا به گرسنگى نامرئى مواد سفيده اى هستند و اين رايج ترين مظهر نقصان مواد غذايى است. فرق ماشين بدن ما با ماشين هاى ساخت بشر اين است كه اين ماشين بايستى تعميرات داخلى خود را شخصا و بطور خودكار انجام دهد. كار اين ماشين تنها سوختن نيست بلكه سوخت و ساز را عهده دار است يعنى هر جاى بدن خراب و فرسوده شود بايستى در آن قسمت نوسازى به عمل آيد. مواد سفيده اى نشانه ى حيات بوده و شاخص جماد و حيوان مى باشند و چنانچه در سنگهاى آسمانى آثارى از تركيبات مواد سفيده اى پيدا شود دليل وجود زندگانى در كره اى است كه اين سنگ از آن جدا شده است. اكنون اجازه بفرماييد عنان سخن را به دست مواد سفيده اى بدهيم تا خود را با زبان خويش به شما معرفى كنند و عوارض كمبود خود را كه گرسنگى مواد سفيده اى است بيان دارند.

ما مواد سفيده اى هستيم
به ما مواد سفيده اى گويند چون مقدار زيادى از تركيبات سفيده ى تخم مرغ را تشكيل مى دهيم به ما مواد ازته نيز مى گويند. چون كليه ها خراب شوند و نتوانند ادرار را صاف نمايند مقدارى آلبومين رد شده و با ادرار خارج مى شود و چون در اين مرض مواد سفيده اى به جاى اين كه جذب عضلات بدن شوند خارج مى شوند شخص مبتلا به گرسنگى مواد سفيده اى شده و در عضلات او به جاى مواد ازته آب جمع شده بيمار پف كرده و ورم مى آورد.

قرارداد پاياپاي بين حيوانات كه اشرف آنها انسان است، با گياهان در روز ازل يك قرار داد تهاترى بسته شده است كه به موجب آن انسان و حيوان غذاى اصلى گياهان را كه گاز كربن است تهيه كرده و با تنفس تحويل هوا مى دهند و گياهان با كمك نور و حرارت آفتاب اين گاز را از هوا گرفته تبديل به مواد غذايى مى كنند و شما اين مواد غذايى را خورده در ياخته هاى بدن خود مى سوزانيد و از نيروى آن بهره مند شده گاز آنرا مجددا تحويل هوا مى دهيد تا غذاى اصلى گياهان شود و تا زمانى كه رد و بدل و اين سير و گردش كربن بين حيوان و گياه وجود دارد زندگانى پا برجا است.

به همين جهت است كه انسان و حيوان پس از مرگ به غذا احتياج ندارند و درخت نيز پس از خشك شدن گاز كربن از هوا نمى گيرد. انسان و حيوان چه در زمين و چه در كرات ديگر آسمانى جايى زندگانى مى كنند كه گياه در آنجا باشد و گياه جايى سبز مى شود كه حيوان در آنجا زندگانى كند، پس وجود حيوان و گياه لازم و ملزوم يكديگرند و از اين رو است كه ما با قدرت تمام مى گوييم كه انسان و حيوان گياه خوار آفريده شده و تنها با گياه بايد به زندگانى خود ادامه دهند و اگر مى بينيد كه تعدادى از اين حيوانات درنده شده و 
تنها با گوشت حيوانات علفخوار زندگانى مى كنند اين يك امر غيرعادى و جزء مظالم طبيعت است كه جنگ غالب و مغلوب را بر پا كرده و انسان را نيز در اين جور و ستم شريك درندگان قرار داده است ولى در هر حال انسان تنها با گياه مى تواند به زندگانى عادى خود كه توام با سلامتى باشد ادامه دهد. انسان امروز با استفاده ى مستقيم از گياهان و غيرمستقيم با خوراكهاى گوشتى و حيوانى تغذيه مى كند و كمتر درصدد استفاده از گوشت حيوانات درنده و گوشتخوار مى افتد.

اين مواد غذايى و گوشتى داراى مواد سفيده اى گوناگون هستند كه انواع آنها با هم از نظر ساختمانى فرق مى كنند. ما مواد سفيده اى مصالح ساختمانى بدن شما بوده و انواع و اقسام داريم كه هر نوع ما بكار مخصوصى مى آيد و تمام انواع ما در يك خوراك جمع نيست. گروهى از اقسام ما براى رشد و نمو و دسته اى براى ترميم و تعمير قسمت هاى مختلف بدن بكار مى رود. به عبارت ديگر مصالح ساختمان چشم با ابرو فرق داشته و مصالح ساختمان پوست با رگ ها متفاوت است. انواع حيوانى ما از نظر كميت زيادتر و از نظر كيفيت پست تر مى باشند انواع و اقسام حيوانى ما جزء پروتئين هاى ناقص به شمار مى روند زيرا هميشه از چند نوع ترشى سفيده اى (اسيدهاى آمينه) محروم مى باشند و به همين جهت است كه انسان هميشه به مواد سفيده اى گياهى احتياج دارد و تنها با خوردن غذاهاى حيوانى رفع نياز انسان نخواهد شد. 

پروتئين هايى كه منشا حيوانى دارند هميشه از گرانبهاترين مواد غذايى هستند و به همين جهت است كه بينوايان كمتر به آنها دسترسى داشته و غالبا مبتلا به گرسنگى آنها هستند و برعكس اغنيا كه شكم خود را گورستان حيوانات كرده و منحصرا با گوشت تغذيه مى كنند دچار كمبود دسته اى ديگر از مواد سفيده اى مى شوند كه بيشتر در گياهان وجود دارند و براى اطلاع اين دسته بايد بگوييم كه تنها مواد گياهى هستند كه مى توانند به تنهايى رفع گرسنگى مواد ازته را كرده و سلامتى را حفظ نمايند ولى اكتفا كردن به مواد گوشتى براى انسان كافى نيست.

بيماريهاى كه از كمبود مواد سفيده اى حاصل مى شود عبارتند از: كاهش مقاومت بدن در برابر بيماريها، ورم گرسنگى، پف كردن سر و صورت و دست و پا و ماهيچه اى و ستونى شدن ساق پا. اشخاص لاغرى كه يك مرتبه شروع به چاق شدن مى نمايند ابتدا صورتشان پف كرده و بعد پاهايشان كلفت و ستونى مى شود، علت اين بيمارى جمع شدن آب به جاى مواد سفيده اى مى باشد. 

انواع حيوانى ما در گوشت، شير و تخم مرغ ديده مى شود و انواع نباتى ما در غلات، حبوبات و دانه هاى روغنى و مقدار كمى در سبزيها موجود است. 

نام كتاب: زبان خوراكي ها
نويسنده: دكتر عباد الدين جزايری
جلد اول
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.