مرحله مراقبه

21 بهمن 1398   azizi   مطالب و مقالات, موفقیت   0 نظر   27 بازدید   |

مرحله مراقبه

مرحله مراقبهمرحله مراقبه

 
چه وقت از این فرایند استفاده کنید:
هنگامی که می خواهید مقاومت درونی شما از بین برود. هنگامی که می خواهید ارتعاشات درونی شما خیلی ساده و سریع بالاتر رود. هنگامی که می خواهید از وجود واقعی خود آگاهی پیدا کنید. 

مرحله ی مراقبه هنگامی برای شما مفید است که درجه گستره ی عاطفی شما جایی مابین

1: نشاط/ آگاهی / اختیار داشتن/ آزادی / عشق / سپاسگزاری و 22: ترس / اندوه/ افسردگی / ناامیدی / نداشتن برنامه باشد. (درجه احساس: 1: نشاط / آگاهی / پذیرش / آزادی / عشق / سپاسگزاری- 2: شور و هیجان- 3: اشتیاق / شادی- 4: توقعات مثبت / باور- 5: خوش بینی- 6: امیدوار بودن- 7: رضایت- 8: ملال- 9: بدبینی- 10: سرخوردگی / بیقراری / بی صبری- 11: آشفته بودن- 12: مأیوس بودن- 13: تردید- 14: نگرانی- 15: ملامت کردن- 16: ناامیدی- 17: خشم- 18: انتقام- 19: نفرت / خشم- 20: حسادت- 21: عدم امنیت / احساس گناه / ناشایستگی- 22: ترس / اندوه / افسردگی / ناامیدی / نداشتن توانایی)

هر نوع فکری که مکرر در ذهن شما پیدا می شود باور نامیده می شود. بعضی از باورهایتان بسیار مفید است: افکاری که با آگاهی شما از مبدأ هماهنگ است و افکاری که با آرزوهای شما همخوانی دارد. اما بعضی از باورها هم به درد نمی خورند: مثل افکاری که حکایت از ناشایستگی و عدم لیاقت شما دارد. 

اکنون با آگاهی از قوانین حاکم بر کائنات واراده برای انتخاب افکار، به تدریج می توانید تمام افکار بازدارنده را با باورهای زندگی بخش عوض کنید. اما روش بسیار ساده‌تری هم هست که خیلی سریع شما را به مقصد می رساند. ما این روش را مراقبه می نامیم. 

به دوستان خود در این جهان می گوییم علت توصیه ما به مراقبه این است که خیلی ساده و سریع می توانید ذهن خود را پاک کنید. وقتی که هیچ فکری در ذهن شما نباشد به راحتی می توانید افکار خالص و پاک را وارد ذهن خود کنید. زیرا هنگامی که فکرتان آرام می گیرد. دیگر فکر مقاوم و تردیدآمیزی در سر ندارید و هنگامی که مقاومتی در فکر شما وجود ندارد، ارتعاشات وجود شما بالا، سریع و خالص است. 

باید از افکاری که انرژی شما را پایین می آورد اجتناب کنید. هنگامی که افکار ناخواسته را خلاف خواسته های شماست از وجودتان بیرون برانید دیگر مقاومتی درون شما وجود ندارد و حالت طبیعی سعادت و رفاه را تجربه خواهید کرد. تنها نظم و انضباطی که ما از شما توقع داریم این است که تمرین کنید هیچ چیزی جز داشتن احساس خوشی و خوبی برایتان مهم نباشد.

برای شروع مرحله مراقبه در محلی آرام، جایی که کسی مزاحم شما نشود بنشینید. لباس راحت تنتان کنید. مهم نیست که روی صندلی می نشینید یا روی زمین یا روی تخت دراز بکشید مهم این است که بدنتان در وضعیت آرامی باشد. 

حالا چشمانتان را ببندید، بدن خود را شل و رها کنید، و نفس بکشید. به آرامی هوا را درون ریه خود بکشید و از بیرون دادن هوا به آرامی لذت ببرید (آرامش شخصی شما بسیار مهم است). 

به آرامی هر نوع فکری را از ذهنتان پاک کنید یا سعی کنید دنبال فکرتان را نگیرید و فقط روی تنفستان تمرکز کنید. در ابتدای کار فکر شما از شما تابعیت نمی کند و دایم می خواهد به موجودیت خود ادامه دهد و مزاحم شما شود؛ اما ناامید نشوید، آرام باشید، دوباره نفس بکشید و سعی کنید فکرتان را متوقف کنید. 

یکی از پیشنهادهای ما این است که در ابتدای کار به افکار جزیی که دنباله ندارد بچسبید. مثلاً شمارش دفعات تنفس یا تیک تاک ساعت یا چکیدن قطره ای آب. با این کار، یعنی برگزیدن افکار ملایم، همه افکار تردیدآمیز و مقاوم را کنار می گذارید.

مرحله مراقبه برای خاموش کردن ذهن است نه کار کردن بر روی آرزوها. بنابراین هر نوع مقاومتی خاموش می شود و ارتعاشات انرژی درونی به حد طبیعی و خالص خود می رسد. 

هنگامی که ذهن خود را کاملاً خاموش می کنید ممکن است احساس جدا شدن از جسم به شما دست دهد. برای مثال تفاوت واقعی میان انگشت پا و بینی تان قایل نمی شوید. گاهی اوقات هم زیر پوستتان به خارش می افتد. گاهی اوقات هم بدنتان به حرکت می افتد و ممکن است بی اختیار به چپ و راست یا عقب و جلو حرکت پیدا کنید یا سرتان بی اختیار از یکسو به سوی دیگر متمایل شود. 

هر یک از این حرکات نشانگر رسیدن مراقبه عمیق است. تمرین مراقبه، حالت پذیرش را در شما افزایش می دهد. با گذشت زمان و با مراقبه منظم می توانید ارتعاشات انرژی را در بدن خود افزایش دهید و افکار منفی، مقاوم و تردیدآمیز را از خود دور کنید. با شناخت افزایش ارتعاشات این توانایی را پیدا کنید که آگاهانه از وجود ارتعاشات بالای انرژی باخبر شوید. 

راه‌هایی دیگر برای بالا بردن ارتعاشات انرژی
برای بالا بردن ارتعاشات انرژی غیر از مراقبه راه‌های دیگری هم هست. برای مثال گوش کردن به موسیقی دلنواز، دویدن در مکانی دلپذیر، قدم زدن میان گلها... این کارها مقاومت درون را از بین برده، سطح انرژی را افزایش می دهد. 

مسافرت و رانندگی در بزرگراه‌های خلوت و شوق رسیدن به مکان‌های جدید باعث می شود افکار مزاحم و ناراحت کننده را پشت سر بگذارید. در این حالت ذهنتان کاملاً خاموش نمی شود و ایرادی هم ندارد مگر آن که افکار منفی به سراغتان بیاید. 

اگر در حین مراقبه به چیزهای دلپذیر و خوب هم فکر کنید کار مفیدی است. مثلاً مناظری که دیده اید یا حرفهای خوبی که در فلان میهمانی رد و بدل شده و غذای خوبی که خورده اید. فکر کردن درباره کسانی هم که دوستشان دارید هم کار مفیدی است و باعث می شود افکار خوبی به سراغتان بیاید. 

آیا صرف 15 دقیقه باعث این همه تغییر می شود؟
فایده بزرگی که نصیب شما می شود این است: چیزهایی که می خواهید در زندگی شما ظاهر می شود. چرا چنین است؟ چرا 15 دقیقه مراقبه همه چیز را به جنبش وا می دارد؟

زیرا شما خواسته هایتان را قبلاً مطرح کرده اید و در ضمن مراقبه مقاومت‌های روحی خود را از میان برداشته اید. به دلیل تمرین مراقبه اجازه می دهید که خواسته‌هایتان به واقعیت بپیوندد. 

شما موجودی زنده هستید و خواسته هایی دارید و خواسته ها در وجود شماست و کائنات نیز به آنها پاسخ می دهند و این 15 دقیقه مراقبه یا تماشای گلها یا گوش کردن موسیقی یا تعریف و تمجید از آنچه می بینید یا تنفس و گوش کردن به صدای امواج باعث می شود ارتعاشی در شما به وجود آید که به مقاومتی برخورد نمی کند و سبب انجام خواسته شما می شود.

از من می پرسند من 50 سال است که آدمی منفی گرا هستم. آیا 50 سال وقت لازم است که نظر خودم را تغییر دهم؟ جواب می دهم: خیر 15 دقیقه زمان می تواند شما را تغییر دهد. 

در 15 دقیقه تمام مقاومتها و عدم پذیرش یک عمر من از بین می رود؟ و همه چیز برعکس می شود؟ در 15 دقیقه همه چیز برعکس نمی شود اما شما به خود اجازه پذیرش می دهید. 

خوب اگر در طول عمر عادتهای منفی گرایانه پیدا کرده باشم چی؟ اینها تغییر می کند؟ احتمالاً نه. اما هر بار بعد از مراقبه به یاد عادت منفی خود می افتید. کاملاً از وجود آن آگاهید. سامانه راهنمای عاطفی شما می داند که با انرژی غیرمادیتان چگونه رفتار کند. این وضوح اهمیت زیادی دارد زیرا هرچه برای شما و برای هرکس دیگر اتفاق می افتد به دلیل انرژی که جذب می کنید و به آن اجازه پذیرش می دهید یا نمی دهید همه چیز به ارتباط شما با انرژی مربوط می شود.

در 30 روز چه کارها می شود کرد؟
آیا می دانید که می شود همین حالا بیماری در بدن شما ریشه دوانده باشد و فردا با آموختن پذیرش جریان انرژی در بدنتان اصلاً اثری از آن بیماری باقی نماند. چیزیکه شما را تشویق به داشتن آن می کنیم اندکی خودخواهی روزانه است تا به خود بگویید هیچ چیز مهم تر از این نیست که احساس خوبی داشته باشم. 

باید سعی کنم راهی پیدا کنم تا این احساس در من بیدار شود. روزم را با مراقبه شروع می کنم و خودم را با مبدأ انرژی عالم هماهنگ می کنم و بعد در طول روز از هر فرصت برای تعریف و تمجید چیزهایی که می بینم استفاده می کنم. 

اگر چیزی دیدم که خوب نبود زبان به انتقاد و عیب جویی باز نمی کنم. فکرم را با یک چیز خوب مشغول می کنم تا فکر انتقاد و ملامت از ذهنم بیرون رود. در طی 30 روز تلاش از فردی که بالاترین میزان مقاومت درونی را دارد مبدل به فردی می شوید با حداقل انرژی منفی و تردید و مقاومت و دور و بریهایتان از اتفاقات خوب و مثبتی که برایتان می افتد متعجب می شوند. 

وقتی شما را نظاره می کنیم درست مثل آن است که پشت دری ایستاده اید و در سوی دیگر در، تمام چیزهایی که می خواهید، ثروت، شغل عالی، رفاه، سلامتی، خوشی، موقعیت جمع شده اند و منتظر لحظه ای هستند که در را باز کنید. آنها درست از لحظه ای که آرزو کرده اید آن جا جمع شده اند. کافی است در را باز کنید. همه اینها به سوی شما سرازیر می شوند. بعد باید فکری کنید برای این همه خوشی!
 
 
منبع: کتاب "بخواهید تا به شما داده شود"
نویسنده: استرو جری هیکس
 
 

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.