مرحله سروسامان دادن به هم ریختگی

3 فروردین 1399   azizi   مطالب و مقالات, موفقیت   0 نظر   31 بازدید   |

چه وقت از فرایند سر و سامان دادن به هم ریختگی استفاده کنید:
هنگامی که به علت بی برنامگی احساس تنش دارید. هنگامی که احساس می کنید وقت زیادی را صرف پیدا کردن چیزها می کنید. هنگامی که از خانه رفتن خوشتان نمی آید زیرا جاهایی دیگر احساس بهتری دارید.

مرحله سروسامان دادن به هم ریختگیمرحله سروسامان دادن به هم ریختگی


هنگامی که احساس می کنید وقت کافی برای انجام همه کارهایتان ندارید. بازی سر و سامان دادن به هم ریختگی هنگامی برای شما مفید است که درجه ی گستره ی احساسی شما جایی مابین:

4:توقعات مثبت/ باور و17:خشم در نوسان باشد. (درجه احساس: 1: نشاط / آگاهی / پذیرش / آزادی / عشق / سپاسگزاری- 2: شور و هیجان- 3: اشتیاق / شادی- 4: توقعات مثبت / باور- 5: خوش بینی- 6: امیدوار بودن- 7: رضایت- 8: ملال- 9: بدبینی- 10: سرخوردگی / بیقراری / بی صبری- 11: آشفته بودن- 12: مأیوس بودن- 13: تردید- 14: نگرانی- 15: ملامت کردن- 16: ناامیدی- 17: خشم- 18: انتقام- 19: نفرت / خشم- 20: حسادت- 21: عدم امنیت / احساس گناه / ناشایستگی- 22: ترس / اندوه / افسردگی / ناامیدی / نداشتن توانایی)

محیط به هم ریخته می تواند فکر را دچار آشفتگی کند. اگر دوروبر شما پر باشد از کارهای ناتمام، نامه ایی که هنوز جواب آنها را نداده اید، برنامه های ناتمام، صورتحسابهایی که پرداخت نشده، کارهایی که سر و سامان نگرفته، نوشته هایی که دسته بندی نشه، مجلات و بروشورهای گوناگون، می توانند بر تجارب زندگی شما تأثیر منفی بگذارند.

از آن جا که هر چیز ارتعاش خود را داراست و از آن جا که شما با هر چیز در زندگی خود رابطه ارتعاشی دارید، اموال شخصی شما بر احساس شما و هدفی که می‌خواهید جذب کنید، تأثیر می‌گذارند.

برای منظم کردن درهم ریختگی‌ها دو مانع اصلی سر راه شماست.

اول این که بخواهید چیزی را دور بیندازید که زیاد لازم ندارید. اما بعد متوجه شوید که این چیز در جایی موردنیاز است. بنابراین از دور انداختن، اکراه دارید.

دوم اینکه جمع و جور کردن و هر چیز را در جای خود قرار دادن ممکن است چنان دردسرساز باشد که وسطهای کار احساس ناتوانی کنید از این که این همه خنزر و پنزر به دردخور یا به دردنخور را کجا جا دهید که بعداً یادتان باشد و به آن دسترسی داشته باشید.

مرحله ی سروسامان دادن به هم ریختگیها این موانع را از سر راه شما برمی دارد. زیرا می توانید خیلی سریع بدون آن که چیزها را دور بیندازید به آنها سر و سامان بدهید بطوری که قابل دسترسی باشد.

برای شروع چندین کارتن محکم، با درب، تهیه کنید. اگر یک اندازه و یک شکل باشند خیلی بهتر است. بهتر است کارتن ها سالم و تمیز باشند. پیشنهاد می کنیم با حداقل 20 کارتن شروع کنید. بعد می توانید آن را اضافه کنید تا اثر مثبت این مرحله را بیشتر ببینید (یک دسته کارت حروف الفبا و یک ضبط صوت هم فراهم کنید.)

اول از همه پنج یا شش جعبه را در وسط اتاق بگذارید. بعد هر جعبه را از یک تا 20 شماره گذاری کنید. بعد اتاق را با دقت وارسی کنید. اشیاء را به دقت نگاه کنید و از خود بپرسید آیا این شیئی بخصوص فعلاً موردنیاز است؟ اگر جواب مثبت است بگذارید همان جا بماند و به سراغ شیئی دیگری بروید اگر جواب منفی است آن را در یکی از جعبه ها بگذارید و همین طور ادامه دهید.

فایده مهم این کار آنست که ناچار نیستید همه جمع و جور کردن را همین حالا انجام دهید. با انجام این مرحله به سادگی می توانید بی نظمی را از اطراف خود دور کنید.

با گذاشتن هر شیئی در جعبه با صدای بلند اعلام کنید تا صدای شما ضبط شود مثلاً سیمهای گیتار را در جعبه شماره یک گذاشتم یا تلفن قدیمی، در جعبه شماره یک. در حالی که پنج یا شش جعبه جلو روی شما باز است می توانید مقدار زیادی از جمع و جور کردن چیزها را با صرف زمان کمی انجام دهید.

تمام مجله ها را در یک جعبه بگذارید، تمام لباسهای اضافی در یک جعبه، اقلام گوناگون دیگر را هم در یک جعبه بگذارید. بعد تصمیم بگیرید که اصلاً به آنها احتیاج ندارید یا در کوتاه مدت احتیاج دارید یا در درازمدت.

و همه را در ضبط صوت ضبط کنید. بعداً با صرف یکساعت وقت هر چه را که ضبط کرده اید می توانید به ترتیب حروف الفبا روی کارتها وارد و کارتها را دسته بندی کنید. مثلاً حروف الف شامل : آلبوم عکس، حروف ب : بسته ی نامه ها، حرف پ : پایه چسب... و غیره.

از آن جا که طبقه بندی کلی است خیلی به سرعت انجام می گیرد . وقتی جا باز می شود و اشیاء سر و سامان می گیرند احساس بهتری به شما دست می دهد و دیگر نگران پیدا کردن چیزی نیستید زیرا می دانید هر چیز کجاست.

همه این جعبه ها را می توانید جایی در انباری یا زیرزمین جا دهید. بعد از چند هفته وقتی دیدید که اصلاً با اشیاء جعبه شماره ی 3 کاری ندارید می توانید آنها را دور بیندازید و از جعبه برای کاری دیگر استفاده کنید. تقریباً همه از منظم بودن اشیاء احساس خوبی پیدا می کنند زیرا اشیاء ارتعاش دارند و نامنظم بودن آنها احساس بدی به وجود می آورد.

موجودات زنده عادت جمع آوری اشیاء و مال را دارند. اغلب شما این خنزر پنزرها را جمع می کنید زیرا از این طریق خود را صاحب اعتبار و ارزش می بینید . اما بتدریج در میان این اشیاء گم می شوید.

جمع و انباشته کردن اشیاء برخلاف آزادی درونی شماست. قبلاً درباره احساس غمگینی و تُهی بودن صحبت کردیم. معمولاً مردم این حساس تهی بودن را با جمع آوری خرت و پرت پر می کنند. به جای استفاده از خلاقیت با خرید کردن یا خوردن می خواهند بر خلاء درونی خود غلبه کنند.

توصیه ما این است 
هر چه را که نیاز ندارید دور بیندازید. در این صورت اشیایی باقی می ماند که هماهنگی بیشتری با وجود شما دارد. شما قدرت جذب دارید، هنگامی که دور و برتان پر می شود از خرت و پرتهای غیرضروری، قدرت جذب چیزهای جدید کند می شود و آخر کار احساس سرخوردگی و ناامیدی برایتان می ماند.

خود را در محیطی منظم تصور کنید
تصویری از محیط زندگی خود مجسم کنید که همه چیز منظم و سر جای خود قرار دارد. تصور کنید می دانید هر چیز کجا قرار گرفته. این تصویر سازی احساس رهایی و آسودگی در شما به وجود می آورد. 

اِستِر، گاه و بیگاه به یاد مادرش می افتد. آنها محوطه ی بزرگ چمنی جلو خانه شان داشتند که می باید هر از گاه چمنهای آن را کوتاه می کردند. آن روزها ماشین چمن زن برقی نبود و مادر اِستِر می باید این کار را با دست انجام دهد.

کار مشکلی بود اما زمانی که کار به پایان می رسید، مادر با طیب خاطر در گوشه ای می نشست و از چمن مرتب شده لذت می برد. اِستِر هم در کنار مادرش می نشست و بوی چمن احساس رضایت عمیقی در او به وجود می آورد. روزی که چمن زده می شد روز شادی استِر بود.

برای آن که این احساس به شما دست دهد و انرژی در شما جاری شود، به منظم کردن محیط کار و زندگی خود بپردازید. ظرف چند ساعت می توانید تمام اشیاء زیادی و نامنظمی که محیط کار یا زندگی شما را درهم ریخته مرتب کنید.

الفبایی کردن کارتها هم جای هر چیز را به شما نشان می دهد. یکی از عجایب این روش این است وقتی چیزی را در جعبه قرار دادید به ندرت به آن احتیاج پیدا می کنید.

بنابراین بعد از یکی دو سال که به آن احتیاج پیدا نکردید می توانید به دیگران ببخشید. بنابراین هر چه خرت و پرت غیرضروری کمتر دور و بر شما باشد مقاومت درونی شما هم کمتر می شود.

منبع: کتاب "بخواهید تا به شما داده شود"
نویسنده: استرو جری هیکس

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.