تصمیم گیری گام اول موفقیت

29 خرداد 1399   soodabeh   مطالب و مقالات / موفقیت   0 نظر   217 بازدید   |

تصميمات ما زندگي ما را شکل مي دهند. "آيا بايد کارم را عوض کنم؟"، "کجا بايد زندگي کنم؟"، "پولم را چطور سرمايه گذاري کنم؟" تصميم گيري يکي از اصلي ترين مهارت ها در زندگي است و همه ما مي توانيم در آن پيشرفت کنيم. در اين مطلب، رويکردي بسيار ساده و سيستماتيک براي اتخاذ تصميمات درست تر و هوشيارانه تر به شما معرفي مي کنيم.

تصمیم گیری گام اول موفقیت


بهترين مدل موجود براي تصميم گيري
اين رويکرد بهترين مدل تصميم گيري موجود است که به شما کمک مي کند هر دو جنبه عيني و ذهني موقعيت را ببينيد و از همه وقايع، نقطه نظرات، باورها و توصيه ها استفاده کرده و بهترين تصميم ممکن را بگيريد.

5 عنصر اصلي اين رويکرد از قرار زير است:
**مشکل يابي
**اهداف
**گزينه ها
**نتايج
**سبک سنگين کردن ها

در اين روش هر يک از 5 عنصر بالا بايد جداگانه بررسي شود و از آنها براي روشن کردن و مرتب کردن افکارتان استفاده کنيد.اجازه بدهيد نگاهي به هريک از اين عناصر بيندازيم.

مشکل يابي
پشت هر تصميمي که مي گيريد، سعي داريد که مشکلي را حل کنيد. طريقه عنوان کردن مشکلتان، چارچوب تصميم شما را مشخص مي کند و جايگزين هايي که در نظر مي گيريد و طريقه ارزيابي آنها را تعيين مي کند. مطرح کردن صحيح مشکل اهميت بسيار زيادي دارد چون روي کليه افکار بعديتان اثر مي گذارد.

با اين وجود بسياري از ما اين مرحله را کلاً ناديده مي گيريم. عنوان کردن مشکلات کار ساده اي است. هرچه مشکلتان بهتر تعريف شود حل کردن آن ساده تر خواهد شد.

برايتان يک مثال مي زنم. يکي از دوستانم علاقه زيادي به کار کردن در شرکتي داشت که آنجا استخدام بود اما از رئيسش متنفر بود. مشکلش اين بود که استعفا بدهد يا آنجا بماند.

به جاي اينکه بين اين دو مورد انتخاب کند، مشکلش را طور ديگري تعريف کرد که چطور شغلش را حفظ کند اما از شر رئيسش هم خلاص شود. او بيوگرافي رئيسش را براي جاهاي ديگر فرستاد و براي شغلهاي بالاتر براي او وقت مصاحبه گرفت.

به اين ترتيب رئيسش به شغل ديگري رفت و دوست من در همان شرکت ماند و به مقام قبلي رئيسش ارتقاء يافت. مي بينيد که تعريف هوشيارانه مشکلات نياز به فکر کردن دقيق دارد.

براي تعريف دوباره مشکلات مي توانيد از تکنيک هاي مختلف استفاده کنيد. مثلا، از خودتان بپرسيد "چرا اين فکر را کردم؟" يا "چرا چنين احساسي داشتم؟"

اهداف
وقتي تعريف بهتري از مشکلتان به دست آورديد وقتش است که مشخص کنيد که مي خواهيد با تصميمتان چه کاري را انجام دهيد. اين قدم را هم اکثر ما اشتباه برمي داريم: به نظرمان اهدافمان کاملاً مشخص و واضح هستند و نيازي به بيان دوباره ندارند.

اهداف عناصري هستند که تصميم ما را هدايت مي کنند. مشخص کردن آنها درک ما را از مشکل بهتر مي کند و انتظاراتي را براي راه حل هاي ممکن به وجود مي آورد. همچنين به شما کمک مي کند وقتي مي خواهيد مشکلتان را براي بقيه توضيح دهيد آنها را بهتر بيان کنيد.

پس بنشينيد و اهدافتان را تا حد ممکن شفاف ليست کنيد. چرا مي خواهيد شغلتان را عوض کنيد؟ آيا به خاطر رئيستان است؟ شايد مي خواهيد ساعت کارتان کمتر شود؟ اين دلايل را کاملاً واضح بنويسيد.
اگر اهدافتان به طور طبيعي به ذهنتان نيامد، پشت هم از خودتان بپرسيد چرا؟ با اين روش مي توانيد از ديدگاه هاي مختلف به اهدافتان نگاه کنيد.

گزينه‌هايتان را ليست کنيد
حالا که مشکلتان کاملاً مشخص شد و اهدافتان را هم تعيين کرديد، وقتش است که گزينه هايتان را ارزيابي کنيد و تصميم بگيريد، درست است؟

اما نه به اين سرعت. اول بايد گزينه ها و انتخاب هايي براي خودتان ايجاد کنيد، آنها را گسترش بدهيد و امکانات موجود را بررسي کنيد. دقت کنيد که به هيچ وجه نبايد اين مرحله را ناديده بگيريد.

درواقع پيدا کردن انتخاب هاي بيشتر و بهتر خيلي بهتر از آن است که مجبور باشيد بين دو گزينه انتخاب کنيد. هيچوقت نبايد اولين گزينه اي که به ذهنتان مي رسد را انتخاب کنيد و يا حتي به دو گزينه هم نبايد بسنده کنيد.

براي خلق گزينه هاي جديد بايد هرکدام از اهدافتان را در نظر بگيريد و بپرسيد"چطور؟" يادتان باشد که گزينه هايتان بايد تا مي توانيد زياد باشد. براي تصميمي که مي‌خواهيد بگيريد، همه انتخاب‌ها و گزينه‌هاي موجود را ليست کنيد، آن را بيرون ذهنتان بکشانيد و زماني را به بررسي هر کدام به تنهايي اختصاص دهيد.

براي موفقيت بيشتر و پيشبرد بهتر برنامه تصميم گيري تان پيشنهاد مي کنيم که سوالات را بازنويسي کنيد.
روان شناسان معتقدند:
براي اتخاذ يک تصميم درست و منطقي مهم اين است که سوالات درست بپرسيد. هر مشکلي که داريد، سعي کنيد آن را به سه يا چهار شکل مختلف بنويسيد. اينکه خودتان را مجبور کنيد به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنيد باعث مي‌توانيد بتوانيد راهکارهاي متفاوتي نيز پيدا کنيد.

نتايج
حالا وقت آن رسيده که بالاخره مزايا و فوايد هرکدام از گزينه هايتان را ارزيابي کنيد و اولين روش انجام اين کار اين است که نتايجي که هرکدام در بر خواهند داشت را ارزيابي کنيد. 

هر کدام از گزينه ها را به طور جداگانه برداشته و نتايجي که انتخاب آن گزينه برايتان به همراه دارد را زير آن يادداشت کنيد. بااينکار تصميمتان خيلي واضحتر و شفاف تر مي شود. 

متاسفانه گفتن اين خيلي ساده تر از انجام دادنش است. پيش بيني نتايج به طور کامل و دقيق کار بسيار دشواري است چون هيچکس از آينده خبر ندارد. پس حواستان باشد که اين مرحله را به شوخي نگيريد. تا جاييکه مي توانيد واقع بينانه نتايج را بررسي کنيد و از هر ابزاري که در دسترستان است براي اين منظور استفاده کنيد تا آينده اي شفاف تر براي هر گزينه ترسيم کنيد. مي توانيد با افراد باتجربه مشورت کنيد و از آنها اطلاعات بگيريد. 

همچنين به اين فکر نکنيد که بايد يک گزينه را انتخاب کنيد. در بررسي هر گزينه تصور کنيد که آن گزينه انتخاب شده شماست و ببينيد که چه احساسي درمورد آن دارد. 
براي موفقيت حتمي خود در اين مرحله، راهکار ذيل نيزمي تواند مفيد باشد؛ به گزينه ي انتخابي تان بعنوان يک آزمايش نگاه کنيد: بدين صورت که: 

تصور کنيد که قرار است براي تصميمي که مي‌گيريد به شما نمره بدهند... 
بي ترديد، چنين انديشه اي باعث مي شود که شما اتوماتيک‌وار توجه بيشتري به آن ‌کنيد. بنويسيد که چرا چنين تصميمي گرفتيد و بعد فکر کنيد: "اين يک امتحان است. من از پس آن برمي‌آيم و فرصت ديگري براي تغيير آن ندارم. بقيه قرار است تصميم من را ببينند و به آن نمره بدهند". اينکار باعث مي‌شود بيشتر به چراي تصميمي که مي‌گيريد فکر کنيد و برنامه‌ها و ديدگاه‌هاي ضعيف را کنار بگذاريد 

سبک و سنگين کردن 
اگر تا اينجا بدون اينکه به راه حلي دست پيدا کنيد پيش آمده باشيد يعني تصميمتان بسيار سخت است. همچنين مي تواند به اين دليل باشد که اهداف متناقضي هم داريد بايد به طور جدي بين آنها سبک و سنگين کنيد. 

همانطور که ممکن است انتظار داشته ايد، اينکار به هيچ وجه آسان نيست. انتخاب بين اهداف بي ارتباط مثل اين مي ماند که سيب را با پرتقال مقايسه کنيد. با اين استثنا که برحسب تعداد اهدافتان، مثل اين مي ماند که سيب را با پرتقال و فيل و پودر ماشين لباسشويي بخواهيد مقايسه کنيد. 

پس قبل از هر چيز وقت بسيار خوبي است که اهدافتان را دوباره بررسي کنيد و سعي کنيد با تکيه بر اطلاعاتي که تا اينجا جمع کرده ايد، به طريقي آنها را ساده تر کنيد. اگر باز هم کافي نبود و تصميم برايتان مشخص نشده بود و نتوانستيد با سبک سنگين کردن ذهني به تصميمتان برسيد، نياز به يک رويکرد سيستماتيک براي سبک سنگين کردنتان داريد. 

در چنين رويکردهايي شما نتايج را از هم جدا مي کنيد و به جاي مقايسه هر گزينه با بقيه هرکدام را جداگانه سبک و سنگين مي کنيد. 

حرف آخر 
اين فرايند تصميم گيري شايد به نظرتان پرکار بيايد اما بعد از اينکه چند بار از آن استفاده کرديد متوجه مي شويد که اگر با نظم و دقت هر مرحله را طي کنيد چندان وقت گير نخواهد شد. 

يکي از ويژگي هاي جالب اين روش اين است که هرکدام از 5 عنصر به روشن کردن مراحل ديگر کمک مي کند. وقتي نتايج را بررسي مي کنيد ممکن است به يک هدف جديد برسيد يا با سبک و سنگين کردن ها ممکن است مجبور شيد که مشکلتان را دوباره تعريف کنيد. اين يعني بايد مدام بين مراحل بالا و پايين برويد.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.