موسیقی پاپ یا مردم پسند، به هر سبک موسیقی گفته می شود که در دسترس توده مردم است و در چهارچوب تجاری عرضه و ارائه می شود. این سبک موسیقی، نقطه رو به روی موسیقی کلاسیک و همچنین موسیقی فولکلور (محلی) است.

موسیقی پاپموسیقی پاپ


موسیقی کلاسیک، در درازای تاریخ، همواره موسیقی طبقه نخبه، برگزیده و روشنفکر جامعه بوده و جایگاه برجسته و ویژه ای نزد هواداران خود دارد. دربار و دستگاه طبقه اشراف و حکمرانان و پادشاهان اروپا، از هواداران و پشتیبانان این سبک موسیقی بوده اند و بنابراین نیازی برای عرضه گسترده تجاری این سبک نبوده است.

به ویزه اینکه بسیاری از توده ها به سختی می توانسته اند دم به دم با این سبک موسیقی همراه شود. جایگاه فاخر این سبک و ارکستر ضروری برای اجرای آن در عمل مردمان را از همدم و همنشین ناگسستنی ان شدن دور ساخته است.

موسیقی فولکلور (محلی) نیز از آنجا که همبستگی و پیوستگی بسیار نزدیکی با ویژگی های زیستگاهی (اقلیمی) و فرهنگی وابسته بدان داشته و دارد نمی تواند شمار دوستداران و همراهان همیشگی فراوانی پیدا کند و بیشتر در چهارچوب همان زیستگاه جغرافیایی و مهاجران ریشه گرفته از همان اقلیم شنونده و هوادار داشته باشد. 

موسیقی مردم پسند گاهی به گونه گزیده، موسیقی پاپ هم گفته می شود اما موسیقی پاپ یکی از زیر شاخه های آن به شمار می آید. موسیقی پاپ کاملاً از موسیقی کلاسیک (هنرمندانه) و موسیقی فولکلور (محلی) جدا و دیگرگون است.

از آنجایی که واژه پاپ دربردارنده بسیاری از قطعات موسیقی راک، کانتری، هیپ هاپ و راک اپرا بوده است، شاید نتوان مرزها و چهارچوب های این سبک موسیقی را به گونه ای دقیق توصیف و تعریف کرد.

موسیقی پاپ به گونه ای معمول، موسیقی است که به گونه تجاری برای عرضه و ارائه به توده های چند صد هزار یا چندین میلیون نفره و برای به دست آوردن نام آوری (شهرت) و سود مالی ساخته می شود.

درواقع به موسیقی پاپ بیشتر به عنوان یک «صنعت» و نه هنر باید نگریست. هرچند نمی توان نگراش بدان از چشم انداز زیبایی شناسی هنری یا جامعه شناسی را نادرست برشمرد.

درواقع پاپ به گونه ای طراحی شده که برای همه گیرا و زیبا باشد و بنا نبوده که سلیقه، خواست یا آرمان ویژه ای را بر مردمان چیره سازد. این موسیقی از هیچ آرزو و آرمان ویژه ای سر بر نیاورده و تنها سودجویی و جاه طلبی سازندگان آن، سرچشمه کوشش و جوشش است.

موسیقی پاپ فرآورده ای از بالا چیده شده و بر مردمان چیره شونده است و ممکن است بیانگر آرمان ها و آلام و دغدغه ها و دردهای مردمان نباشد. پاپ موسیقی است که به همچون دیگر کالاهای تجاری به گونه ای کاملاً حرفه ای تهیه، تولید و بسته بندی شده است و چیزی نیست که مردمان و حتی حکمرانان بتوانند آن را بسته به گرایش و خواست و پسند خودشان دگرگون سازند.

پیشینه پاپ در غرب
مشخصه موسیقی پاپ یک عنصر ریتیمک سنگین در زیر است که معمولاً توسط دستگاه های الکترونیک تقویت کننده صدا اجرا می شود و ملودی اصلی بر این ریتم غالب است.

ترانه پاپ همچنین به ترانه های محبوبی که مردم به زمزمه و خواندن آن علاقه دارند نیز اطلاق می شوند. موسیقی پاپ از نظر تجاری موفق است و سبک موردعلاقه ایستگاه های رادیویی است زیرا قابل دسترس بوده، راحت در یاد می ماند و مخاطبان زیادی را به خود جلب می کند.

ترانه های پاپ معمولاً در سه دقیقه اجرا می شوند و در آنها از ملودیهایی استفاده می شود که معمولاً بسیار شنیدنی بوده و شمار بسیاری را به خود جلب می کنند. 

موسیقی پاپ از میان گروه های موسیقی سوئینگ دهه سی بلوز شیکاگو موسیقی کانتری ایالت تنسی به پا خواست. گیتار الکتریکی و لوازم تقویت صدا نیز تأثیر فراوانی بر موسیقی مدرن گذاشتند.

در دهه های سی و چهل سازهای تقویت شده برای رقابت با درجه صدای بالای ارکسترهای سوئینگ یک ابزار ضروری بودند. گیبسون نخستین گیتار گیبسون لس پاول را در سال 1952 به دوستداران شناساند.

موسیقی پاپ برخلاف موسیقی عامیانه سنتی از سوی افراد شناخته شده معمولاً حرفه ای و از راه و روند انتقال آوازی تکامل نمی یابد. در غرب از دهه 50 میلادی موسیقی عامه پسند به معنای سبک های پیوسته در حال دگرگونی است که از موسیقی الکترونیکی تقویت شده تا راک اند رول را در بر می گیرد.

از لحاظ تاریخی موسیقی پاپ به هر گونه از موسیقی غیر عامیانه گفته می شود که محبوبیتی توده ای کسب کرد، از تصنیف های آوازخوان های دوره گرد و تروبادورهای سده های میانی تا آن عناصر هنرهای زیبایی موسیقیایی که در اصل گروه کوچکی از شنوندگان فرهیخته را مخاطب قرار می دهد و به شکل وسیعی محبوبیت پیدا می کرد.

پس از انقلاب صنعتی موسیقی اصیل عامیانه به صورت گسترده ای ناپدید شد و موسیقی عامه پسند عصر ویکتوریا و یا اوایل سده بیستم موسیقی تالاهای موسیقی که والس و اپرت های ژاک اوفنباخ و ویکتور هربرت و دیگران در راس آن قرار داشت.

در این میان در ایالات متحده نمایش های آوازخوان های دوره گرد آثار ترانه سرایانی مانند استفان فوستر را اجرا می کردند. سبک های موسیقی پاپ تا اوایل سده بیستم میلادی از اروپا به امریکا می رفت.

سپس اشکال امریکایی نظیر رگ تایم و کمدی موسیقیایی بردوی شنوندگانی در انگلستان و در قاره اروپا یافت. از آن زمان به بعد موسیقی پاپ غربی بیشتر تحت سلطه امریکا بوده است.

در چنین هنگامه ای سیاه پوستان امریکایی با شروع از رگ تایم درهم آمیختن و به هم سرشتن ریتم های پیچیده افریقایی کوبه ای – آوایی با ساختارهای هارمونیک اروپایی را آغاز کردند.

بدین گونه یکی از مهمترین سبکهای نوین موسیقی سده بیستم پدید آمد. شعار مخاطبان موسیقی پاپ در نیمه نخست سده بیستم تا اندازه ای به سبب رشد فناوری به گونه ای چشمگیر افزایش یافت.

در همین حال سود جستن از میکروفن آوازخوانان را از نیاز به آموزش آوا برای نفوذ در فضاهای بزرگ رها ساخت و به این ترتیب امکان بهره گرفتن تجاری از فنون نوین آوازخوانی بوجود آمد. موسیقی عامیانه ره موسیقی بلوز سیاه پوستان ایالت های جنوبی امریکا را در پی گرفت و شتابان هوادار پیدا کرد.

آوازخوان های سیاه پوست به دنبال کار از جنوب به شهرهای صنعتی مرکز و شمال امریکا مهاجرت کردن و بلوز نرم روستایی به بلوز خشن تر شهری دگرگون شد. دسته های بلوز دهه 1940 در شیکاگو به وجود آمدند از گیتارهای الکتریکی تقویت شده که اغلب با باس و درام الکتریکی کنندگان معروف شدند تجربه کرد.

در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم موسیقی پاپ امریکایی به استیلای بین المللی غیر قابل بحثی دست یافت. در دهه سبز 50 مهاجرت سیاه پوستان امریکایی به شهرهای شمالی به پیدایش اشکال و سبک های آوازی بلوز ترکیبی انجامید.

در دهه 50 خوانندگان روز کسانی چون فرانک سیناترا، بابی دارین و پگی لی ودند. راک اند رول که در دهه 50 با الویس پریسلی و شخصیت های دیگر ظهور کرد و به صورت آمیخته ای از ریتم و بلوز سیاه پوستان با موسیقی کان تری و آهنگ های عاطفی فیض بخش پدیدار شد.

در دهه سرخ 60 اشکال پیچیده تر راک اند رول به موسیقی راک معروف شد که عناصر بنیادین عبارتند از یک یا چند آوازخوان، تعدادی گیتار شدیداً تقویت شده (شامل باس ریتم و لید) و درام نت های کلیدی راک و گونه ای پشت ضربی کوبنده آوازهای عاطفی و نوای به شدت تقویت شده گیتار است.

این سبک در مراحل اولیه خود سبکی ساده بود که بیشتر بر ریتم های رقص مانند، ملودی ها و هارمونی های رایج و اشعاری که با دل مشغولی های شنوندگانش همدردی می کرد (عشق جوانی، بلوغ و اتومبیل) متکی بود که در مرحله بلوغ پیچیدگی بیشتری یافت و برخی از با استعداد ترین نمایندگان آن توجه منتقدان جدی موسیقی را به خود جلب کرد. راک انگلیسی نخست در دهه 60 از سوی بیتل ها و گروه رولنیگ استونز و دیگر دسته های 4-5 نفره بینان گذاشته شد.

در میانه دهه 60 موسیقیدانان جوان به کاوش توانایی راک برای برخورد با مضامین اجتماعی و سیاسی پرداختند. گروه هایی مانند رولینگ استونز، دورز و یگران شعرهای تخیلی را به شکل بی سابقه ای با هنر تنظیم آهنگ ترکیب کردند که نمونه آن قرار دادن قطعات طولانی بداهه ساخت تک نفره در بافتاری با پیچیدگی رشد یابنده و ساختارهای موسیقایی ترانه ای راک است.

در دهه 60 چهار عامل مهم به گسترش موسیقی پاپ انجامید یکی گروه های دوواپ دخترانه مقیم نیویورک بودند که ترانه سرایان آنها مانند کارول کینگ، نیل دایموند و برت باکاراک در دهه طلایی 70 به شهرت فراوانی رسیدند.

در طرف دیگر تحولات موسیقی سول بود که با ظهور آرتا فراکلین، برادران آیزلی، ری چارل و همچنین خوانندگان موتاون در دیترویت همچون استیوی واندر، ماروین گی و سوپریمز از جمله چشمگیرترین چهر های آن هستند و در نهایت گروه بیچ بویز که خود را با سبک موج سواری کالیفرنیایی شان شناساندند.

در دهه 60 پدالی برای کنترل آواها به گیتار الکترونیک افزوده شد که به پدال وا-وا نام و نشان یافت.

در سال 1963 گروه بیتلز موسیقی پاپ را دگرگون ساختند و به گونه ای دوست داشتنی شدند که پنج ترانه پر فروش نخست امریکا از آن بیتل ها بود.

در سال های پایانی دهه سرخ 60 و سال های آغازین دهه طلایی 70 شمار باندهای امریکایی و انگلیسی به فراز خود رسیده بود و همزمان با آن موسیقی پاپ سیاه پوستان با گروه های آوازخوان موتان و مجریانی مانند فرانک لین واستیو واندر، شنوندگانی نوین و فراوان از آن خود ساخت.

در دهه 70 گروه بیتلز از هم پاشیده شد و موسیقی پاپ در میان صداها و آواهای گوناگون سرگردان شد. در سال های آغازین دهه طلایی 70 خوانندگان ترانه سرا و پیروان سبک پاپ همه جدول های فروش موسیقی را به چنگ آوردند که در میان آنها می توان از موسیقی دیکوی بی جیز، بیلی جوئل و التون جان و موسیقی کانتری ایگلز گرفته تا موسیقی ملایم کارپنترز، کارول کینگ و نیل دایموند نام برد. در این میان برخی همچون راد استوارد، استیلی دن و فلیت وود مک گرایش بیشتری به راک داشتند.

موسیقی راک هم با پیدایش گروههایی چون پینک فلوید، کویین ولد زپلین، در این دوره به پیشرفت بزرگی دست یافت موسیقی پاپ شاخه ای به نام دیسکو پیدا کرد که به گونه ای شگفت انگیز دوست داشتنی و نام آور شد.

تاریخ موسیقی پاپ در دهه خاکستری 80 در اصل همان تاریخ موسیقی راک است که با سبک های دیگر آن از جمله دیسکو، یانک، رپ، متال و... در سراسر جهان گسترش یافت و معیار موسیقی جوانان در بسیاری از کشورها گشت.

در دهه سبز 90 به دنبال فروپاشی نظام کمونیسیتی سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورهای اروپایی بلوک شرق، برخی سودجویان که به دنیال کامیابی مالی بودند از تصنیف های عاشقانه و افسانه ای با عنوان ballad pop به شیوه ای به شدت سطحی و سرهم بندی سود جستند آنان با دور هم گرد آوردن گروهی از پسران و دختران جوان زیبا، گیرا و خوش صدا دوره ای را پدید آوردند که می توان آن را «عصر گروه های پسر یا دختر» نام داد.

درسال های پس از سال 2000 پهنه موسیقی پاپ با درهم تنیده شدن سبک های گوناگون گسترده تر شده است. با این وجود در طی چند سال اخیر، موسیقی راک در به چنگ آوردن محبوبیت نزد توده مردم کامیاب تر بوده است.

آیا این به سبب امکاناتی که اینترنت در دسترسی آسان و ارزان به موسیقی فراهم کرده است نیست؟ با این وجود، فروش آلبوم های موسیقی در سال 2005 افزایش یافته و خوانندهف ترانه سرایان و گروه های راک نمودارهای فروش را به تسخیر خود درآوردند.

هرچند این یک واقعیت است که دست کم در جهان نخست، اینترنت سبب شده که هنرمندان عرصه موسیقی بیشتر از فروش آلبوم ها بر روی درآمد اجراهای زنده حساب کنند. این روزها گروههای راک و رپ از جایگاه ویژه ای در فستیوال ها و تورهای موسیقی برخوردار هستند.

در پرداختن به موسیقی مردم پسند گیتی، بی گمان باید به نام هایی همچون الویس پریسلی، کلیف ریچارد، بیتل ها، کویین، پینک فلویدف آبا، بانی ام، خولیو، التون جان، مایکل جکسون، مدونا و... بسیار بیش از این و به گونه ای مفصل و جداگانه پرداخت.

کتاب موسیقی در ایران
نویسنده: سجاد فرهادی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.