در زمان حکومت اتابک هزارسف در اوایل قرن هفتم هجری قمری طوایف بسیاری از جبل السماق شام به سرزمین لرستان آمدند که در میان آنان عده ای طوایف عرب مانند عقیلی و هاشمی و 28 طایفه متفرقه وجود داشتند که در بین آنها به نامهای بختیاری، جوانکی (مراسلی) موند (ممیوند) گوتوند، مموئی، جاکی، لیراوی، ممسنی و غیره بر می خوریم. اینان با همدستی و همزیستی با قبایل کردی که در حدود سال 500 هجری قمری از جبل السماق به این ناحیه آمده بودند به سرزمین قوم شول حمله برده و شولستان را تا چهار فرسنگی اصفهان تصرف می کنند و در طی تاریخ به قدرت ایلی قوی مبدل می شوند که اوج عظمتشان شروع قرن حاضر بود.

آشنایی با موسیقی بختیاریآشنایی با موسیقی بختیاری

اصلی ترین بزرگ آنان که در موضع لر(منطقه ای در ولایت مانرود کردستان) می زیسته ابوالحسن فضلوی است. در عهد صفویان با تحریک میرجهانگیری بختیاری به دو بخش هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می شود ولی این چیزی از نیروی رزمی آنان نمی کاهد. تا جایی که با دوازده هزار مرد جنگی به دفع شر محمود افغان می روند. در عهد کریم خان زند بختیاریها سرکوب می شوند و الوار ممسنی به قدرت نمایی می پردازند، اما آنان نیز سرکوب می شوند و در دوره قاجاریه چهار طایفه بزرگ از آنان باز می ماند که بلکش، رستم، جاوید و دشمن زیاری بودند. ایل جاوید که از نظر نفرات و قدرت، تعداد بیشتری را شامل می شد به دو بخش جاوید لله(کوه نشین) که منسوب به تنگ لله بود و جاوید ماهور(دشت نشین) تقسیم می شد. ولی تراژدی امحاء قبایل کوچ نشین که توسط برنامه ریزان حکومت مرکزی ایران طراحی شده بود به تدریج ای عهد زندیه تا پایان پهلوی اول آنچنان صورت پذیرفت که از آن همه تاریخ پر نشیب و فراز بیشتر آنچه که بازمانده هنرهای موسیقی و سنتی و دست یافته ها و عده ای استاد پیر در حال مرگ است و در این میان موسیقی بیانگر تمامی آن حوادث در بختیاری است. موسیقی در بختیاری چهار چهره پژوهش نشده دارد که هر کدام دارای شاخه های فراوانی است.

الف) آواها و نواهای موسیقایی زنان بختیاری

ب) آواها و نواهای درون ایلی

ج) موسیقی توشمالها در دو شاخه سازی و ترانه ای

د) موسیقی آئینهای باورمدارانه و مذهبی

یکی از مولفه های مهم موسیقی درون ایل بختیاری این است که کلام اشعار تابع اوزان هجایی اند و به قواعد عروضی اعتنای چندانی ندارد و بیشتر سیلابی است.
از مشخصات بارز موسیقی بختیاری که هنوز هیچ پژوهشی درباره آن به صورت جامع صورت نپذیرفته جمع خوانی به ویژه در میان زنان است که به صورت هتروفونیک و هموفونیک انجام می شود و تاریخ خاصی از نواها و نغمه های باستانی را در خود دارد که می تواند بسیاری از ادعاهای مدعیان غرب باور را پاسخ گوید. با آنکه خودرویی (خود جوشی) از اختصاصات ترانه های بختیاری است اما در عین فردیت از درون مایه های فراگیر جمع برخوردار است. گردش مقامی (مدولاسیون) به گونه ای حیرت انگیز و ظریف در این موسیقی صورت می پذیرد که اگر ساعت ها به موسیقی بختیاری گوش فرا دهید احساس خستگی نمی کنید.
آوازها و ترانه ها را نمی توان در یک قالب مشخص امروزین درآورد اما می شود برای آن چهارچوب خاصی را پیش بینی نمود.
موسیقی بختیاری گرایش فراوانی به ماهور دارد و پس از آن همایون، با آنکه آواها و نواهای درون ایلی از تنوع و زیبایی خاص و گستردگی در بخش موسیقی آوازی برخوردار است اما بخش اعظم موسیقی سازی ایلات بختیاری توسط توشمالها صورت می پذیرد.
این موسیقی در عین تنوعات نغمگی که دارد به لحاظ شاخه ای نسبت به سایر موسیقی های نواحی کشور محدود می نماید. تا جایی که از پژوهشها به دست آمد می توان موسیقی بختیاری را به شکل زیر تقسیم بندی نمود:
1- موسیقی آئینهای سور

2- موسیقی آئینهای سوگ

3- موسیقی کار و تلاش

4- موسیقی کوچ

5- موسیقی شبانی

6- عاشقانه ها

7- آوازهای حکمت آمیز و پندآموز

8- موسیقی رزم و حماسه

9- موسیقی نقل و روایت

10- شکار

11- موسیقی آئینهای باورمدارانه قومی

12- موسیقی بزگری

اکثر شاخه ها دارای مضامینی هستند که مسائل قومی حوادث ایل را در گذشته بیان می دارد و بیشتر به صورت آوازهایی با متر آزاد اجرا می شوند. نسبت موسیقی دارای متر مشخص(ریتمیک) با آوازها پنجاه به پنجاه است.
سبک و شیوه در موسیقی بختیاری با نوع گویشها مشخص می گردد و تحریرهای آوازی بسته به مکان زندگی کوهی یا دشتی و دامنه ای تغییرات جزیی دارند ولی از وسعت صدا کم نمی شود. به عنوان مثال شُلیل باغ ملک، شلیل رامهرمز که با گویش بهمئی خوانده می شود اما شلیل شوشتر با لهجه شوشتری خوانده می شود.

توشمال
توشمال در بختیاری تا ابتدای وقوع انقلاب اسلامی یکی از مهمترین کستهای بسته قومی هنرمندان موسیقی کشور به شمار می آمد که تنها در درون خود ازدواج می کردند و حتی قفیرترین خانواده بختیاری از دختر دادن به آنان خودداری می کردند و بر سر همین مسئله داستانهای آهنگین زیبایی در موسیقی بختیاری پدید آمده که حکایت عشق های بی سرانجام و یا ناخوش فرجام است.
داستان تحقیر توشمال ها در بختیاری حکایت سده ها و هزاره هاست به همین سبب تا حد تراژدی نقل ها و روایات درباره آنان وجود دارد.
توشمالان بختیاری پس از انقلاب اسلامی به یک کست نمیه بسته و یکجانشین تبدیل شدند عده ای از آنان به مشاغل دیگر تیره خود چون آرایشگری، آهنگری و در سطح بالا، ایجاد نمایشگاه اتومبیل و سوپرداری پرداختند و به طور کلی شغل ارثی خود را کنار گذاشتند.
روایت می شد که توشمالان نگران از امحاء فرهنگ و هنر بومی، در سالهای بلاتکلیفی موسیقی به پناه کوه ها می رفتند و به صورت گروهی کوچک به هنر نوازندگی می پرداختند تا میراث معنوی خود را فراموش نکنند و به حقیقت بدین گونه نگرانی های فرهنگی مربوط به خود را ابراز می داشته اند.
بسیاری از جامعه شناسان و مردم شناسان موسیقی معتقدند که توشمالها نیز از اقوام لوریان هند هستند و با هماهنگی بهرام گور و شنگل پادشاه وقت هند به ایران آمده اند. مردم سندی نیز در باورهای خود دارند که «گورشنگلی» که محلی است در راه لردگان به بروجن مربوط به همین اقوام است. در فرهنگ نامه ها تنوع تعریف لغت توشمال قابل بررسی و تأمل است. ولادیمیر تسو معتقد است که توشمال لغت مغولی است و اصل آن توشی مال یعنی جان فدا، کسی که غذا را می چشیده و معتمد خاص حاکمان بوده می باشد، در لغت نامه دهخدا نیز همین تعبیر پیشمرگ آمده است و در فرهنگ رشید و غیاث اللغات نیز توشمال را خوانسالار و رکابدار یاد کرده اند.
در تعلیقی که مینورسکی بر تذکره الملوک نوشته و به کوشش استاد دبیر سیاقی در سال 1368 به چاپ رسیده آمده است که مخالفان و دشمنان کریم خان زند جهت تحقیر و طعنه و کنایه به بارگاه زندیه او را توشمال کریم لقب داده بودند، چون کریم خان لر بود.
از سوی دیگر در میان طوایف بختیاری به خوانین توشمال می گفته اند و نام یکی از تیره های مهم طایفه زراسوند(هیهوند) که از هفت لنگها هستند توشمال است و دایره المعارف بزرگ اسلامی توشمال را به سران ایلات و کسانی که رسم مغولی در قرن هشتم هجری قمری میانشان رواج داشته نسبت می دهد.
در هر شکل توشمالها امروزه خنیاگرانی اند که تمامی آئین های زندگی بختیاری از تولد تا مرگ باصدی ساز و آواز آنها همراه می شود و در اصل حافظ ادبیات و فرهنگ قومی کهن در این سرزمین پهناورند. سوگ آوازها، کار ترانه ها، ختان، شکار، عروسی، کوچ و مرگ بختیاری با نوای توشمال ها عجین است. بسیاری از خوانندگان این مطلب بی گمان آواز شلیل را شنیده اند. باید بدانیم که شلیل گذرگاهی از بازفت در مرز استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان و یکی از سرشاخه های مهم رود کارون است که هنگامه ها و حماسه های کوچ بختیاریها را طی قرون مختلف به خود دیده است و همچنان ساکت و سترگ ما را می نگرد، این یکی از آثار توشمالها است که بار معنوی و حماسی والایی دارد و شاید ربطی به سرزمین شولستان هم داشته باشد.
امروزه توشمالهای بختیاری به دلیل آنکه به صورت کست نیمه باز درآمده اند و ارتباط جامعه تحصیل کرده و جوان با آنان بیشتر گردیده و به دلیل میراث داری و حفاظت اصالت فرهنگی که معدود بازماندگانشان از میراث معنوی ناملموس گذشته در قالب موسیقی ها انجام داده اند مورد احترام جامعه اند و از قدر و منزلتی والا در موسیقی کشور برخوردارند. از مهم ترین توشمالهای قرن حاظر به مرحوم میرزاقلی صاف دل، شادروان عبد محمد پورمحمدی، استاد نورالله مومن نژاد و علی اکبر مهدی پور می توان اشاره داشت.

سازها در موسیقی بختیاری
چون در موسیقی بختیاری جریان آواز وسعت بیشتری دارد، به همین سبب تنوع سازی آن کم و محدود است. سازهای مهم و عمده در این موسیقی عبارتند از تال(کمانچه)، نی هفت بند، نی شیت، سرنا(ساز)، دهل، دایره، تنبک فلزی، تار و سه تار هم به آن افزوده گردیده است.

منبع: کتاب آشنایی با موسیقی نواحی ایران
نویسنده: هوشنگ جاوید
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.