سايت رسمي مجيداخشابي , مقاله , سينماوتئاتر , هنرهاي هفتگانه , سينماي جهان, سينماي ايران , فيلم کمدی, سينمای ایران , بی خداحافظی, سینمای ایران , ژانر اجتماعی , سینمای ایران, اجتماعی , مجیداخشابی
تحلیل بصری خود واقعی ستاره ها یا افزونه های دراماتیک بر زندگی آنها از چنان جاذبه هایی برخوردارند که به خودی خود مخاطبانی بالقوه دارند. این بالقوه بودن مخاطب در شرایطی به مرحله فعلیت می رسد که بدانیم ارزش های دراماتیک و سینمایی کار چگونه در هم پیوندی با روایت مستند از زندگی ستاره مورد نظر قرار بگیرد...



به واقع رویکرد مستند یا سینمایی به زندگی ستاره ها از یکسو و استفاده از یک ستاره در بخشی از روایت همواره تمهیدی بالقوه جهت تصاحب گیشه در نظر می آید اما این تاکتیک همواره جوابی اقناع کننده نداشته است و گاه آثاری با این رویکرد شکست سختی را در گیشه تجربه کرده اند. از اینروست که این سوال به عنوان یک چالش مهم در ذهن تماشاگران سینما شکل می گیرد که چرا فیلم های سینمایی ساخته شده درباره ستاره های هر عرصه جواب اقتصادی مشابهی را دریافت نمی کند؟ متن حاضر در پاسخ به این چالش و سوال مهم به داشته های سینمای پس از انقلاب که به صورت مستقیم زندگی ستاره های عرصه سینما، موسیقی، ورزش، سیاست و دیگر عرصه ها را بررسی کرده است اشاره می کند.


هنرپیشه: تحلیل جایگاه ستاره وار اکبر عبدی در سینمای ایران در شرایطی به موضوع اصلی فیلم هنرپیشه بدل شد که تا قبل از آن، فیلمی از روی زندگی ستاره ها ساخته نشده بود. فیلم البته روایت خالص زندگی این کمدین ستاره نیست و تنها به شرایط کاری وی با رویکردی مستند نگریسته است و جایی از فیلم که اکبر عبدی عکس خود را بر سردر یکی از سینماها می بیند و سنگی به سوی عکس خود پرتاب می کند و می گوید خودم تو رو بالا بردم و خودم هم پایینت می آورم تحلیلی درست از آینده کاری وی است. آینده ای با نشیب های بسیار و نقش آفرینی در آثار کم مایه که تصویر محترم وی در باور عمومی را تا حدودی خدشه دار کرد.


پر پرواز: توجه به زندگی ستاره موسیقی پاپ در دوران زمامداری دولت اصلاحات، محملی ایجاد کرد تا به ساختار ممیزی ارشاد بر مقوله ترانه و موسیقی اشاره شود. فیلم با بررسی روند کاری این ستاره آغاز می شود و در پایان شرایط سخت کاری را از دلایل شکل گیری میل به مهاجرت در ذهن وی برمی شمارد. پایانی که در عالم واقعیت نیز به حقیقت بدل شد.


توفیق اجباری: استفاده از اسم گلزار در دوران اوج محبوبیت وی و قرار دادن رضا عطاران در کنار وی بهترین جواب اقتصادی را برای سازندگان این فیلم به دنبال داشت. سطح کیفی کار در خوشبینانه ترین حالت متوسط بود و مایه های بارها آزموده شده ای چون رویارویی زنان و مردان این بار نیز به توفیق گیشه ای فیلم انجامید؛ توفیقی که اجباری نبود.


در امتداد شهر: بازهم نام گلزار دستمایه ساخت فیلم تجاری دیگری شد. این بار ماجرای گروگان گیری این بازیگر و بازتاب این واقعه در رسانه های غربی به نظر می توانست مخاطبان را به سینماها بکشاند اما اخبار ضعیف فیلم و کمداشت های سناریو در جهت وصل داستانک های فرعی به هم سبب شکست تلخ این اثر در گیشه شد.


کنسرت روی آب: فیلمی نازل و شعاری که حضور خواننده ای چون فرزاد فرزین در آن تنها به دلیل اقناع علاقه مندان و طرفداران وی بوده است و بر جنبه های ستارگی این خواننده تمرکزی نداشته است. اثر با بهره گیری از مفهوم ایدئولوژیک شده خلیج فارس تلاش دارد تا مفاهیمی بلند را در سکانس پایانی خود بگنجاند که البته نگاه سطحی سناریو این فرصت را از بین برده است.


بی خداحافظی: تلاش احمد امینی برای ارائه روایتی جذاب از زندگی ستاره موسیقی پاپ اگرچه سکانس های جانداری از کنسرت های وی را به مخاطبان عرضه کرده است اما کندی ریتم روایت، کمبودهای سناریو در حوزه جاذبه های بصری و شخصیت پردازی های ناقص سبب شده تا در لیست آثار ساخته شده در زمینه زندگی ستاره ها در رتبه های میانی قرار گیرد.





فرستنده: سمانه جعفري
مسئول بخشهاي: آزاد- مطبوعات- كتابخانه عمومی
ايميل: samanejafari88@yahoo.com
منبع: روزنامه مردم سالاری

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.