اوراق تاريخ ايران، مشحون از تحركات ايلي و عشايري است كه وفاداري آنها را به ايران نشان مي دهد. بدون ترديد، تاريخ هر كدام از ايلات و قبايل عشايري ايران را ورق بزنيم، حكايات بسياري از فداكاريهاي آنها را در راه وطن مشاهده مي كنيم و اين بدان معناست كه عشايري بودن، تنها يك شيوه زيست است كه به اقتضاي شرايط اقليمي و زيست محيطي براي تأمين معاش برگزيده شده است و عنوان عشاير و زندگي سيار كوچ نشيني، هيچ گاه آنان را از علايق ملي و تمركز حواس و ثبات عزم نسبت به مام وطن غافل نساخته است...




يكي از مواردي كه نشان آشكاري از پيوند عشاير با ايران و هويت ملي ايراني است، نفوذ عميق فرهنگ و ادب ايراني است. بديهي است كه زبان و ادبيات به عنوان اركان مهم فرهنگ جامعه، محتواي هويت يك جامعه را تشكيل مي دهند و متون ادبي به عنوان نماد ادبيات و فرهنگ محسوب مي شود. در مكتب خانه هاي قديم، ملّاهاي عشايري كتابهاي بوستان و گلستان سعدي و شاهنامه فردوسي را به عنوان متن درس مورد استفاده قرار داده به فرزندان عشاير مي آموختند. در اين ميان شاهنامه در ميان عشاير از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. محقق و عشاير پژوه ارجمند، آقاي دكتر جواد صفي نژاد، در اثر ارزشمند خود، عشاير مركزي ايران شرح مبسوطي از پيوند ماهوي و عاشقانه عشاير بويراحمد و بختياري و قشقايي و لرستان با شاهنامه را آورده و مواردي را كه خود شاهد آن بود، ذكر كرده است. ايشان نقل مي كنند:

در تير ماه 1362 كه در منطقه سفيدار در طايفه قايد گيويها بودم در «مالي» به مناسبتي جواني ابياتي از شاهنامه را قرائت كرد. نگارنده هم در همان زمينه به جواب پرداخت، كار شاهنامه خواني بالا گرفت، ناگهان جوان شاهنامه خوان از مجلس كه حدود 10 تا 12 نفر در آن حضور داشتند بيرون رفته و داخل يكي از چادرها شد پس از زمان كوتاهي به مجلس بازگشت، مشاهده گرديد كه نامبرده چقه جنگ پوشيده و تفنگ برنو لوله بلندي به دوش انداخته در مقابل ما نشست، تفنگ را در كنار خود ستون نمود، با يك دست تفنگ را نگه داشته، دست ديگري را روي گوش خود گذارده با صداي بلند و سوزناكي خواندن مجدد شاهنامه را آغاز نمود و از اين خواندن همه حاضرين متأثر شده بودند. 1

سر اوستن هنري لايارد، ديپلمات انگليسي، كه در سالهاي 1839-1842 ميلادي به ايران مسافرت كرد، پس از شركت در يكي از مراسم شعرخواني در ايل بختياري، تحت تأثير قرار گرفته و مشاهدات خود را اين گونه ذكر كرده است:

من بارها در قرارگاه محمدتقي خان شاهد و ناظر مراسم شعرخواني بودم و متوجه شدم كه خواندن اشعار و سرودهاي رزمي چه تأثير عميقي بر روي مردم كوه نشين بختياري به جاي مي گذارد ... آنان تا پاسي از شب در اطراف محمدتقي خان كه بر روي فرشي در كنار شعله هاي آتش نشسته بود جمع مي شدند و به آواز شفيع خان كه با صداي بلند مشغول خواندن شاهنامه يا داستان خسرو شيرين و ساير شعراي ايراني مانند حافظ و سعدي بود گوش مي دادند ... محمدتقي خان نيز مانند ديگران تحت تأثير اين گونه صحنه ها قرار مي گرفت.

من يك شب در اندرون شاهد بودم كه هنگامي كه يكي از داستانهاي مورد علاقه اش خوانده مي شد مانند يك طفل شروع به گريه نمود. وقتي من در نهايت تعجب به او گفتم شما در جنگهاي بسيار شركت جستيد و دشمنان فراواني را به دست خود به قتل رسانديد، چگونه از شنيدن چند بيت شعر اين چنين منقلب مي شويد؟ در پاسخ گفت: صاحب، نمي توانم جلو اشكهايم را بگيرم، اين اشعار قلب مرا مي سوزاند. 2

اين پيوند با هويت ايراني است كه عشاير را با ايران پيوند مي دهد و آنان براي حفظ تماميت آن، يا خود دولت تشكيل مي دهند يا در مواقع نياز دولتهاي مركزي را ياري مي كنند. بر پايه چنين يگانگي ميان عشاير و دولت مركزي و ايران است كه حكيم الهي در هشتم ذيقعده 1314 به ميرزا علي خان امين الدوله، صدراعظم مظفرالدين شاه، توصيه مي كند:

تاريخ به ما آموخته است كه بهترين مدافعين در همه دوران، عشاير كوچ رو ايران بوده اند. از زمان مادها و فتح اسكندر تا زمان صفويه، عشاير براي كشور ايران نيروي قوي، مخلص و وفادار بوده اند كه مي توان روي آنان حساب كرد... در گذشته، شاهان هميشه به دنبال اين بودند كه عشاير را نسبت به سرنوشت كشور حساس كنند. آنان اغلب با ايجاد پيوندهاي زناشويي بين دختران خوانين و رؤسا، همبستگي و اتحاد ميان خود و ايلخانان را بيشتر و محكم تر مي كردند. بدين وسيله شاهان مي توانستند به هنگام گرفتاري، از پشتيباني مطمئن و محكم آنان بهره مند گردند ... در گذشته به هنگام جنگ، شاهان از اين قدرت استفاده مي كردند و تنها با همين قدرت بود كه حدود 600 سال تاج و تخت هخامنشيان در امان ماند. داريوش كبير، رؤساي ايلات را در گارد مخصوص خود ثبت نام كرده بود، گارد شاهنشاهي به عنوان گروهي مطيع و مغلوب نشدني درنظر گرفته مي شد. به حدي خوانين ايلات از خود شجاعت و خلوص نشان مي دادند كه شاهان اغلب به دنبال عشاير بودند و از هيچ فرصت مناسبي براي نزديك تر كردن خود به آنان، و برقراري اتحاد مستقيم فروگذاري نمي كردند؛ زيرا عشاير ارتش مهمي براي دفاع از مملكت به شمار مي رفت ... به لطف همكاري عشاير بود كه صفويه توانست به قدرت برسد. كريم خان زند ... از ايل زند برخاسته بود و اغلب از ايلات ديگر هم استمداد مي جست ... آغامحمد خان، بنيانگذار سلسله قاجار، از ايلات ترك بود و هميشه سعي مي كرد همه ايلات ايران را با هم متحد نمايد ... نبايد فراموش كرد كه ايران در مجموع مانند ارگانيسمي است كه عشاير حكم استخوان بندي آن را دارند و اين اسكلت باعث حفظ گوشت و قلب مي شود.



به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.