ادبی:نگاهی به شعر کودک

23 اسفند 1390   Negin Bagherani   مطالب و مقالات, علوم انسانی   0 نظر   509 بازدید   |

 

پدیده ای سهل و ممتنع، نگاهی به شعر کودک، مقاله ادبي، ادبيات، مقالات ادبي، ادبيات فارسي، مقالات موضوعي سايت رسمي مجيد اخشابي، مجيد اخشابي، مقالات موضوعيKey words: easy and impossible phenomenon, look at the children's poetry, essays, literary, literature, literary essays, Persian literature, articles subject to official site Akhshaby M., M. Akhshaby, thematic papers
بهتر است این نوشته با پاسخ این سوال آغاز شود.شعر چیست؟ شاید پاسخ تلیور فارجون برای این پرسش هم شعر باشد و هم پاسخ: "که می داند؟ شعر گل سرخ نیست، عطر گل سرخ است; آسمان نیست، روشنی آسمان است; دریا نیست، آوای دریاست، من نیست، چیزهایی است که مرا می سازد...



دیدن و شنیدن واحساس کردن چیزهایی است که نثرنمی تواند آن را عرضه کند و اگر بپرسیم چیست؟ پاسخ این است: که می داند؟" دکتر شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر می گوید:" شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت گوینده شعر با خود شعر، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او و زبان روزمره و عادی تمایزی حس می کند. این تمایز می تواند علل بسیاری داشته باشد، علل شناخته شده و عللی غیر قابل شناخت." در تعریف شعر نظرات مختلفی بیان شده است و تعریف شعر کودک نیز همین طور است.
 
در تعریف شعر کودک عباس یمینی شریف می گوید:" شعر کودک کلامی است موزون و زیبا، چه از حیث ترکیب اصوات و کلمات و چه از حیث مضمون (در مورد اشعار بی معنی، زیبایی ترکیب اصوات و کلمات کافی است) اما در مورد اشعار دیگر باید هردو عامل زیبایی در آنها وجود داشته باشد. شعر کودک بر پایه موسیقی اصوات و کلمات بنا شده است و وسیله ای است برای بازی، حرکت و آواز او." سرودن شعر کودک کاری سهل و ممتنع است آوردن مفاهیمی خاص و عمیق در قالبی ساده و قابل فهم همراه با حفظ معیار کودکانگی و شادی. این ها معیارهایی است که باید در سرودن شعر کودک رعایت شود. سرودن شعر کودک ابتدا آسان به نظر میآید اما همراهی این معیارها در یک شعر کار چندان آسانی نیست. برخورد کودک با شعر با سه احساس و واکنش لذت، کاوش و کشف معنا همراه است. اولین برخورد لذت است. بنابراین باید چیزی در شعر باشد که کودک از آن لذت ببرد. مثلا مضمون داستانی، آهنگین بودن یا داشتن مفهومی طنز و خنده آور در شعر ممکن است باعث لذت کودک از شعر شود.
 
بعد از لذت، کودک به کاوش در شعر و کشف معنا می پردازد. اگر کودک چنین برخوردهای مفیدی با شعر داشته باشد، علاقه به شعر ذاتی می شود. اشعار کودکان در عین سادگی نباید مبتذل و پیش پا افتاده باشند. سادگی این اشعار در روشنی مفاهیم و دقت و روشنی کلمه های به کار گرفته شده خلاصه می شود. درست مثل اشعار عامیانه. کلمه ها در اشعار کودکان دارای اهمیت بسیار هستند، زیرا گنجینه لغات او تاثیر بسیاری می گذارند. بازی با کلمه ها در شعر به کودک درک زبان را میآموزد. او باید با روان شناسی و نیازهای کودک امروز آشنا باشد.
 
به طور کلی انچه در شعر کودک مورد توجه شاعران و منتقدان قرار گرفته است موسیقی اشعار کودکانه است و همین امر نیز باعث گرایش کودک به شعر می شود. وزن در شعر کودک نیز بسیار اهمیت دارد، ابتدا در جلب توجه کودکان و سپس در کمک به تحلیل مفاهیم. اگر شعر دارای وزن مناسب و ضربی باشد کودکان به آنها رغبت بیشتری نشان می دهند. کودکان حتی در دوران اولیه زندگیشان اول به موسیقی کلام توجه می کنند تا خود واژه. شعر کودک در زمان خردسالی و تا قبل از شش سالگی بیشتر شنیداری است و بر پایه آهنگ و وزن هجایی استوار است. حالات روحی شاعر در شعر نمود پیدا می کند و ممکن است این حالات از یک تجربه شخصی باشد که به آن عاطفه شخصی گویند و یا از عاطفه اجتماعی شاعر که عاطفه ملتی را در برگیرد.

در شعر کودک این عاطفه باید با حس کودکی گره بخورد و بعد در شعر جریان یابد. شادی او و غمش باید به دنیای کودک گره بخورد. اگر این حس درست شناخته شده باشد کودک بهتر با آن ارتباط برقرار می کند. عاطفه در شعر کودک زمانی معنا پیدا می کند که با اندیشه همراه باشد.

در حقیقت عاطفه و اندیشه با یکدیگر ترکیب خوبی می سازند به نام شعر ماندگار. خیال بن مایه شعر کودک را تشکیل می دهد و اگر این تصویرهای خیالی و دور از ذهن در شعر کودک نبود شاید برای مخاطبانش که همه کودکند جذابیت نداشت.

راز زیبایی شعر کودک در تخیل آن است. تصویرهای ساخته شده در شعر کودک از خیال شاعر است و شاعر کودک نیست پس برای این که بتواند با خیال کودک مخاطب ارتباط برقرار کند باید او را خوب بشناسد. در شعر کودک گذشته از جلوه های گفتاری و شنیداری باید به ویژگی های شعر و نثر کودکانه، چگونگی آموزش آنها، تاثیرات روانی و تربیتی آنها و مباحثی از این دست توجه کرد. این مساله به شکل مستقیم به نقش ادبیات در رشد فکر کودکان یعنی نقش آموزشی آن باز می گردد. محققان می گویند: کودک ادبیات را میآموزد اما این آموختن، نا آگاهانه و غیر هوشیارانه صورت می گیردکه گاهی تردید می کنیم نام یادگیری را بر آن اطلاق کنیم. کودک در آغاز تولد با تکان خوردن در گهواره، تکرار را یاد می گیرد و هم زمان با تکان خوردن در گهواره، لالایی مادر یا پرستار را می شنود. این تکرارهای حسی کم کم به تکرار در کلمات و الفاظ بدل می شود. این تکرارها کم کم برای کودک معنادار می شود.

او از شنیدن این تکرارها لذت می برد و سرگرم می شود. کودک بارها و بارها این کلمات را تکرار می کند بدون آن که معنی آنها را بداند. برای او معنا در خود تکرار وجود دارد و از معنای واژه ها و جملات مستقل است. این تکرارها برای او نوعی بازی است.طبق نظر آنان کودک با بارنامه از پیش تعیین شده نمیآموزد او قصد، نیت و تلاشی برای آموختن ندارد. او در معرض آهنگ خاص اشعار قرار می گیرد، لذت می برد و به خاطرش سپرده می شود. به هر حال کودک، تجربه خود از یادگیری ادبیات را با الگوهای آهنگین شروع می کند که سرآغاز این الگوها طبق پژوهش ها از شش ماهگی تخمین زده می شود. البته این تجربه را به دوران پیش از تولد و شنیدن ضربان قلب مادر و صدای او مربوط می دانند. تجربه ای که پس از تولد با شعرهای کودکانه، بازی های انگشتی و لالایی ها دنبال می شود.


به همت: مريم پورمحمدي
مسؤول ارشد سايت
مسؤول انجمن آموزشگاه ادبيات
اختصاصي‌هاي سايت (دانلود برنامه ها، عكسها و پوسترها، مصاحبه‌هاي مجيد اخشابي)
ايميل: zendegi_khazan@yahoo.com
شناسه ياهو: zendegi_khazan

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.