موسیقی در بعدی دیگر،قاعده شنیداری بودن موسیقی،نحوه درست اجرا کردن خواننده و نوازنده،محتوای موسیقی،مقالات موسیقی،مقالات تخصصی موسیقی،سایت رسمی مجید اخشابی
همه ما بدون شک موسیقی را ابزاری شنیداری محسوب می کنیم؛ یعنی ابزاری که از راه گوش و حس شنوایی منتقل می شود و این به دلیل عناصر سازنده موسیقی است. این موضوع را یک قاعده کلی در نظر می گیریم که معمولاً بر قواعد کلی استثناهایی نیز وارد است...



استثنا بر قاعده شنیداری بودن موسیقی، نقش دیدن و حس بینایی در درک بهتر موسیقی است. برای ما حداقل یک بار موقعیت دیدن کنسرت موسیقی پیش آمده و می دانیم تاثیری که از برنامه زنده موسیقی حاصل می شود، بیشتر از شنیدن همان اجرا به صورت ضبط شده است.

در یک کنسرت علاوه بر عامل اصلی تاثیرگذاری که همان شنیدن برنامه موسیقی است، عامل دیگری که اغلب به حس بینایی مرتبط می شود، مانند دیدن نوازنده در حین نوازندگی، دیدن ساز و طریقه صدادهی و تکنیک های نوازندگی سازها، دیدن حضور مردم و تشویق های پس از اجرا و به طور کلی ارتباطی که نوازندگان و گروه اجرای موسیقی با مردم دارند، باعث می شود موسیقی تاثیر بیشتری بر فرد داشته باشد.

در اینجا لازم است به چند پرسش پاسخ داده شود؛ اول این که دلیل اثربخشی عوامل تصویری و به عبارت دیگر، علت لذت بخش بودن دیدن کنسرت موسیقی چیست؟ هنگامی که موسیقی را در یک برنامه زنده می شنویم، ممکن است دیدن نوازنده در حین نوازندگی و ارتباطی که بین اعمال نوازنده بر روی ساز و اجرای موسیقی وجود دارد، توجه ما را جلب کند؛ یعنی دیدن عمل نوازندگی، صرف نظر از اصوات حاصل از آن تاثیر گذار است؛ خصوصاً این که فرد شناخت کافی از اصول نواختن ساز داشته باشد و در مواردی که نوازنده قصد نشان دادن تکنیک و تسلط خود بر روی ساز را دارد و یا قطعه اجرایی از جمله قطعات مشکل برای آن ساز باشد، میزان اثربخشی عامل مذکور بیشتر خواهد بود. دیگر این که هرگاه ما برای تماشای برنامه و نوازنده یا خواننده مورد علاقه خود به کنسرت می رویم، بدون در نظر گرفتن نوع موسیقی و قطعاتی که قرار است بشنویم، دیدن برنامه خود نوازنده یا خواننده مورد علاقه مان نیز برای ما لذت بخش خواهد بود که این لذت با شنیدن اثر ضبط شده و غیرزنده مقدور نیست. برای مثال، در کنسرتی که با خوانندگی محمدرضا شجریان برگزار شد، اگر از اکثر کسانی که به تماشای این برنامه آمده بودند، سوال می شد انگیزه شما از آمدن به این کنسرت چیست؟ در جواب می گفتند: برای دیدن استاد شجریان! یعنی انگیزه هیچ ارتباطی با عامل شنیداری موسیقی ندارد و صرف حضور در محلی که شخص مورد علاقه فرد نیز در آنجا حضور دارد و دیدن او در حین اجرای برنامه، علت تهیه بلیت و کنسرت می باشد. سوال دوم راجع به این است که آیا حرکات خواننده یا نوازنده در حین اجرای برنامه تاثیری بر افزایش و جذب مخاطب خواهد داشت؟ در پاسخ باید دو نکته را در نظر داشت؛ اول، راجع به نوع مخاطب است؛ به عبارت دیگر برخی مخاطبان به موسیقی از بعد تفننی و یا به روز بودن آن نگاه می کنند و مانند یک کالای مصرفی که تاریخ مصرف شخصی دارد، به موسیقی فکر می کنند، طبیعتاً موسیقی از بعد فنی آن برای این دسته از افراد آنچنان اهمیتی ندارد و در نتیجه برای جذب چنین مخاطبانی (که درصد زیادی از بینندگان را تشکیل می دهند) می بایست از بعد کیفی و هنری موسیقی کاست و به جنبه های دیگر (که می تواند غیرموسیقایی هم باشد) افزود. به همین علت است که موسیقی می تواند جنبه تجاری پیدا کند؛ یعنی می توان از این وصف انعطاف پذیر موسیقی برای مردم که اغلب دید هنری و فنی به موسیقی ندارند، استفاده کرد که در نهایت خود این موضوع به نوعی باعث عدم پیشرفت هنر موسیقی و فرهنگ موسیقایی در جوامع می شود، البته پرداختن به این مبحث فرصت دیگری را می طلبد.

دوم این که باید دید که تا چه اندازه افعال نوازنده یا خواننده در جهت اجرای موسیقی است؛ یعنی شخص صرفاً حرکاتی را برای اجرای موسیقی انجام می دهد یا برای بالا بردن تاثیر جنبه های غیرشنیداری آن. در اینجا می توان گفت، به هر میزان که شخص سعی دارد در افزایش میزان دخالت ابعاد تصویری بر جنبه های صوتی و شنیداری موسیقی تاثیر داشته باشد، به همان اندازه، اجرای موسیقی از سطح کیفی کمتری برخوردار خواهد بود؛ به عبارت دیگر هرگاه موسیقی از لحاظ خصوصیت تصویری بودن آن مورد بررسی یا علت جذب مخاطب قرار گیرد، ویژگی اصلی آن که «شنیداری بودن موسیقی است» کم رنگ خواهد شد، مگر آن که ابعاد غیرشنیداری در جهت اجرای موسیقی باشد، نه جذب مخاطب. اگر این موارد را امروزه در موسیقی ایران بررسی کنیم، متوجه می شویم که نسبت مذکور (نسبت شنیداری بودن موسیقی به تصویری بودن آن) رو به سوی خصوصیت دوم در حال افزایش است؛ یعنی برای اجرای موسیقی در ایران رفته رفته به عوامل بصری توجه بیشتری می شود.

این امر باعث شده که عده ای از نوازندگان یا خوانندگان، تیپ ها و حالات منحصر به فردی را از خود ابداع کنند و به جای ارایه سبک در موسیقی و توجه به محتوای موسیقی، نوع پوشش خاص یا حرکات خاصی (اعم از نوع نگاه کردن، طرز نشستن، حرکات دست یا استیل خاص در نوازندگی) را در حین اجرای برنامه به نمایش بگذارند.

شاید این موضوع در نگاه اول مشکل ساز نباشد یا بسیار ساده به نظر آید ولی با بررسی تبعات به وجود آمده از رشد چنین مواردی می توان گفت، در صورت عدم رعایت تناسب بین این دو جنبه ویژگی های اصلی موسیقی رفته رفته طرفداران و مخاطبان جدی خود را از دست می دهد و دیگر این که سطح سلیقه عمومی و فرهنگ شنیداری موسیقی در بین مردم تنزل پیدا کرده و موسیقی در ایران به مانند یک کالای یک بار مصرف که دارای هیچ گونه ماندگاری و ارزش هنری نیست، خواهد شد. با توجه به موارد ذکرشده، جای تعجب نیست که امروزه محتوای موسیقایی و جذابیت های تصویری رابطه عکس دارند؛ یعنی هرچه موسیقی کم محتواتر می شود، موسیقیدانان سعی می کنند این کاستی را با حرکات نمایشی جبران کنند. این مشکل به حدی می رسد که نوازنده یا خواننده به قدری غرق در حرکات نمایشی می شوند که در اجرای موسیقی هم دچار اشکال شده و مشکلاتی مانند فالشی صدا یا نوازندگی و گرفتگی های عضلانی پیدا می کنند.


گردآوری : مریم میری
Email & Yahoo ID : mary_miracle99@yahoo.com

 

0
-1
1
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.