سینما فیلم های سینمایی مقالات سینمایی نقد فیلم فیلم سیاسی فیلم پلیسی فیلم در امتداد شهر فیلم گروگان گیری تو روز روشن شش نفر زیر باران علی عطشانی محمدرضا گلزار فرزاد حسنی حمید فرخ نژاد بهنوش طباطبایی کارگردانان ایرانی اکران های سینمایی فیلم سازی سینمای ایران محمدعلی زم تهیه کننده جشنواره فیلم فجر گروگان گیری آژانس شیشه ای ابراهیم حاتمی کیا ارتفاع پست سینمای کمدی سینمای سیاسی میزانسن کات تدوین فیلم کلوزآپ پلان فیلم هایِ آمریکایی گیشه ی سینماها سوپراستار سایت رسمی مجید اخشابی ماهنامه فرهنگی هنری سینمارسانه www.majidakhshabi.com
نگاهی به فیلم "در امتداد شهر" ساخته ی علی عطشانی
پوست موز، نخستین تجربه سینمایی علی عطشانی، کارگردان جوان و تازه نفس بود. این فیلم با وجود استفاده از دو بازیگر شناخته شده یعنی حمید فرخ نژاد و بهنوش طباطبایی و داستانی نسبتا جذاب درباره ی علاقه ی روحی به روح دیگر در عالم برزخ، فرصت اکران نیافت و در شبکه ویدیویی هم با اقبال چندانی روبرو نشد... 



خوش شانسی عطشانی در سینمای ایران موجب شد که با فاصله ای نه چندان طولانی از فیلم شکست خورده ی قبلی که تجربه ی آن می توانست هرفیلم سازی را حداقل برای چندسال خانه نشین کند یا عازم تلوزیون کند، ساخت فیلم تازه خود، یعنی دموکراسی توو روز روشن، را شروع کرد. این فیلم به مدد حضور محمدعلی زم به عنوان تهیه کننده تبدیل به یکی از فیلم هایِ پرحاشیه و پربازیگر جشنواره بیست وهشتم فیلم فجر شد. این حواشی و جنجال ها، باعث افزایش اندک اقبال عمومی از فیلم شد ونام فیلم و تهیه کننده و دیگر عوامل آن را بیش از حد معمول رسانه ای کرد؛ اما در به دست آوردن تایید منتقدان و صاحبنظران سینمایی درباره فیلم اثر گذار نبود و داستان نه چندان ساختارمند و پخته آن، کل کار عطشانی را زیرسوال برد. البته در وضعیت اسف بار اکران سینمایی کشور، حتی دموکراسی توو روز روشن هم به عنوان فیلمی در خور توجه و راضی کننده معرفی و مطرح شد.
طرح چندباره نام و چهره کارگردان فیلم در رسانه به کسب شهرت و اعتبار نسبی او منجر شد. همین مسئله باعث شد که یک سال بعد، او با کارگردانی فیلم تازه ای به سینمای ایران بازگردد و این بار در غیاب تهیه کننده ای پرحاشیه، بیش از هرفیلم دیگر او، نام عطشانی را مطرح می کند. با تماشای شش نفر زیر باران یا در امتداد شهر، با سهولت بیشتری می توان درباره سلیقه و اصول سینمایی عطشانی اظهار نظر کرد.
فیلم ظاهرا داستان گروگان گیری جوانی کم سن و سال و نامزد او در پاساژی مجلل را به عنوان خط اصلی روایت انتخاب کرده، و چند داستانک فرعی هم در گوشه کنار فیلم نامه، قصد پربارتر کردن داستان را دارد. فیلم هایی که گروگان گیری را به عنوان محور و موضوع اصلی خود انتخاب کرده اند، در سینمای ایرانی چندان پرتعداد نیستند. آژانس شیشه ای ابراهیم حاتمی کیا، همچنان مهم ترین فیلم این فهرست به حساب می آید.
از آنجایی که بیشتر انگیزه های گروگان گیری در این فیلمها، سیاسی یا اجتماعی است، حساسیت و نگرش خاصی به این آثار وجود دارد. برای نیفتادن در دردسرهای بعدی، به جز تجربه های حاتمی کیا در این زمینه، مثل ارتفاع پست و آژانس شیشه ای، بیشتر فیلم نامه نویسان، فضا و شکل اجرای فلیم ها را به سمت و سوی کمدی و غیرجدی می کشانند. همچنین پیام ها و کنایه های سیاسی خود را در دل لایه های زیرین یا در پوشش جمله ها و رفتارهای غیرمستقیم شخصیت ها جای می دهند.
عطشانی در شش نفر زیرباران، ملغمه ای آشفته از همه ی این راهکارها را عرضه می کند و گاه به خلق فضایی کمیک برای ارائه مطب دست می زند؛ همچنین طعنه های شخصیتی که فرزاد حسنی آن را بازی می کند. گاه، همچون نیمه ی اول فیلم با محافظه کاری ویران گری، هیچ انگیزه و عقبه ای را برای شخصیت اصلی با بازی امیرحسین آرمان، بیان نمی کند و گاهی همچون جمله ی ناگهانی و بی مقدمه همان شخصیت درباره "فتنه" و آشوب، مستقیما و بی پیرایه و با ظرافت به فضای سیاسی سال های اخیر کشور اشاره وانتقاد می کند؛ مثلا لحظه ای این شخصیت رو به نامزد خود می کند و پس از تعریف کردن مسئله ای، با جمله ای به این مضمون به صحبت های خود خاتمه می دهد: "تا خواستیم کاری کنیم؛ بهمان گفتند فتنه گر" . این جمله از نظر شدت واضح بودن بسیار عجیب می نماید و این در حالی است که فیلم ظرفیت نمایندگی سینمای سیاسی "جوانانه" را دارد و میتوانست در مقابل شخصیت پرشور حاج کاظم در فیلم حاتمی کیا، جوان دردمند مطالبه گری را خلق کند که او هم خواسته های اجتماعی دارد. با این حال، تزریق این مفاهیم و تعابیر در لایه هایِ مختلف این اثر، به درستی و با دقت صورت نگرفته است.
گرایش علی عطشانی به کارگردانی پرتحرک و خلق میزانسن هایِ ملتهب و استفاده پرتعداد از کات در تدوین فیلم که در فیلم قبلی هم بسیار جلوه گری می کرد، در شش نفر زیر باران هم به چشم می خورد. تعداد کلوزآپ ها و پلان های بسته فیلم، این بار هم به عنوان یکی از مشخصه هایِ کارگردانی وی تثبیت می شود. زمینه ی پلیسی جاری در این اثر نیز در ادامه ساخت آثار مشابه، بیش از آنکه با نگاه و تمرکز روی نمونه های داخلی و مملوس تر اجرا و پرداخته شده باشد، با نوعی گرته برداری از فیلم هایِ غیر ایرانیِ دارای همین درون مایه برداشت شده است. همچنین، از لحظه ای که نیروی پلیس به جریان داستان وارد می شود، شکل فیلم به نمونه هایِ گروگان گیری محور آمریکایی، خصوصا در تلوزیون و سریال هایِ تلوزیونی شباهت می یابد.
انتخاب بازیگران فیلم، ضعف هایِ اساسی دارد که انتخاب امیرحسین آرمان با چهره و رفتارهایی بسیار مظلومانه برای چنین نقشی و چنین گریمی، مهمترین آن به حساب می آید. حضور چهره هایی مثل محمدرضا گلزار و فرزاد حسنی هم مجددا بر تمایل عجیب عطشانی به فتح گیشه ها به وسیله بازیگران محبوب تاکید می کند. او همان طور که تجربه ای مشابه را در دموکراسی توو روز روشن از سر گذرانیده بود، اینجا هم بیش از آنکه به نوع پرداخت و اجرای هر نقش و ماهیت آن توجه کند، صرفا به حضور سوپراستارها در فیلم خود بسنده می کند تا شاید در غیاب داستانی جذاب و پرکشش، در گیشه سینماها با موفقیت نسبی روبرو شود.

به همت: طاهره جعفری-
EMAIL & ID: LINATANHA@YMAIL.COM

برگرفته از ماهنامه فرهنگی هنری |سینما رسانه|

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.