اگر می خواهید بنویسید درباره هیچی بنویسید، مقالات ادبي، ادبيات، ادبيات فارسي، مقاله، سايت رسمي مجيد اخشابي، آرشيو مقالات موضوعي سايت رسمي مجيد اخشابي، ادبيات، فارسي، نويسندگي، تمرين نويسندگي، چگونه بنويسيم، نويسنده، قلم، کاغذ، روش نويسندگي، آموزش نويسندگيNote: If you want to write about nothing to write literary articles, literature, Persian literature, articles, official website Akhshaby M., M. Akhshaby Archive subject's official website, literature, Persian, writing, writing exercises, how to write, writer, writers, paper, the writing, teaching writing
اگر می خواهید بنویسید درباره هیچی بنویسید
تا حالا شده یه هو احساس کنید هنگ کردید. هرچه فکر می کنید هیچی به ذهن تان نمی رسد. دنیا هم دقیقا در همین لحظه اسلوموشن می شود. این اتفاق خیلی وقت ها برای همه ما در زمان امتحان انشا در دوران شیرین راهنمایی و دبستان افتاده است. ولی برای قشر مظلوم روزنامه نگار تقریبا هفته ای چند بار می افتد! همین موقع که احساس می کنید به ته خط رسیدید تازه رسیدید اول خط، تمام هنر یک هنرمند همین است که از هیچ چیز همه چیز بسازد یعنی با قابلمه بتوانید سونات پاییزی بزنید!! ...



● هشت و نیم

تم اصلی فیلم «هشت و نیم» فلیمی همین است. داستان کارگردانی که برای فیلم جدیدش با تهیه کننده قرارداد می بندد و بعد به این بحران می رسد که داستانش دارد تمام می شود و نمی تواند به پایان برساندش، این از همه اش سخت تر است. این بخشش کلا مشکل خیلی ها بوده، از معمارها و نقاش ها و موسیقی دان ها بگیرید تا داستان نویس ها، کلا مشکل هنرمندها همین است. یک جایی دیگر می بینید انگار به ته رسیدید. این اتفاق را در داستان های خیلی از نویسنده ها می توانید ببینید. نویسنده هایی که با چند تا داستان انگار تمام شدند. با چندتا داستان به آخر خط رسیدند. یا با همان دو تا کتاب اول، دیگر تا آخر عمر خودشان را تکرار کردند. نمونه نویسنده این شکلی در دنیا به وفور دیده می شود. آندری کورکوف، چزاره پاوازه، وازروف از آن جمله هستند. و همیشه آن ها را با چند تا اثر می شناسیم. بر عکس هم نویسنده هایی هستند که در اول راه داستان های شان شبیه انشاهای بچه های دبستانی بوده و با گذشت زمان و نوشتن و نوشتن تبدیل شدند به غول های ادبیات. اشتاین بک نویسنده آمریکایی پس از این که دانشگاه را رها کرد و مدتی بر روی زمین های کشاورزی کارگری می کرد. در همان زمان هم کلی داستان کوتاه و دو تا رمان نوشت، تا این که یک روز به خودش آمد و دید چیزهایی که نوشته به مفت نمی ارزد، پس داستان نویسی را از نو شروع کرد. در واقع بعد از این آگاهی بود که تبدیل شد به اشتاین بک معروف. در کنار این نویسنده اروپایی فردریک دورنمارت است که کار اصلی اش معماری بود اما کلی داستان می نوشت، یک روز از دست چرت و پرت ها که می نوشت خسته شد و تمام نوشته هایش را آتش زد. چند سال بعد از سوزاندن آثارش دوباره نوشتن را از سر گرفت و انگار این داستان ها مال یک نفر دیگر است، آندورا را نوشت تا دنیا تکانی اساسی بخورد.


● دفترچه ممنوع

«آلبا د سس پدس» نویسنده ایتالیایی رمانی دارد دقیقا درباره همین موضوع ما! به نام «دفترچه ممنوع»، این رمان در واقع خاطرات هر روز یک زن کارمند ایتالیایی است. زنی که صبح ها سر کار می رود و آخر شب ها وقتی بچه ها و همسرش خوابیده اند به آشپزخانه می رود و به صورت کاملا یواشکی شروع به نوشتن می کند، و در طول داستان بارها هوس می کند که دفترچه را بسوزند تا اثرش از بین برود و همسر و بچه هایش یک وقت دفترچه را پیدا نکنند و بخوانند. عجب نویسنده ای است این پدس از همین خاطرات معمولی یک زن خانه دار چنان دنیایی می سازد که مو به تن آدم سیخ می شود. آتش زدن اثر نیمه کار هم در طول ادبیات زیاد اتفاق افتاده. اما به تازگی تبدیل شده به نوع نگاه پست مدرن! آخرین رمان ناباکوف نویسنده روس، که خود آقای نویسنده در وصیت نامه اش ذکر کرده بود تا سوزانده شود اما توسط پسر بزرگش که خودش هم در سال های پایانی زندگی اش به سر می برد به جای این که نابود شود چاپ شد. اما حالا خیلی از هنرمندان هستند که بعد از نشان دادن آثارشان در نمایشگاه در روز پایانی نمایشگاه، آثارشان را آتش می زنند. این عمل بیشتر در بین هنرمند ها که چیدمان کار می کنند جریان دارد.


● روح یک نویسنده

حالا رسیدیم به هیچی آخر، که جای بزرگ ترین نویسنده هیچ نویس دنیا خالی است، ساموئل بکت نویسنده ای که در تمام آثارش در تمام طول کار هنری اش دنبال این بود که بگوید هیچ چیز به صورت کلی مفهوم خاصی ندارد. یکی از معروف ترین آثارش مخصوصا برای ما ایرانی ها همین «در انتظار گودو» است. در این نمایشنامه ۳ ساعتی، تمام داستان درباره دو تا آدم از ناکجا آباد است که زیر یک درخت بالای تپه ای نشسته اند و منتظر گودو هستند. کل نمایشنامه بکت همین است و جالب است که بدانید برای اولین بار وقتی تئاتر در پاریس روی پرده می رود، برای خود بکت هم عجیب بوده که تمام بیننده ها کارش را تا آخر می بینند و بعد از نمایش برایش دست می زنند.



به همت: مريم پورمحمدي
مسؤول ارشد سايت
مسؤول انجمن آموزشگاه ادبيات
اختصاصي‌هاي سايت (دانلود برنامه ها، عكسها و پوسترها و مصاحبه‌هاي مجيد اخشابي)
ايميل: zendegi_khazan@yahoo.com
شناسه ياهو: zendegi_khazan



0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.