سايت رسمي مجيداخشابي, مقاله, هنرهاي هفتگانه , سينما تئاتر سينماي جهان سينماي ايران فيلم ژانر كمدي سينماي ايران www.majidakhshabi.com

موج سوم سینمای کمدی عمدتا از چهار پنج سال پیش شروع شد که روندی رو به انحطاط بود. اگر از برخی موفقیت های مقطعی و فردی مانند دایره زنگی صرف نظر کنیم، این دوران را باید دوران بازگشت به فیلم فارسی نامید. پیدایش گونه ی کمدی در سینمای ایران، مانند بسیاری از دیگر کشورها، همپای ظهور خود سینما بوده است. اما پیشینه ی کمدی در ادبیات و نمایش ایرانی، برخلاف نمونه های اروپایی اش (همانند نمایشنامه های کمدی شکسپیر و مولیر)، چندان پررونق نبوده است و بیشتر روی لحن جدی تأکید شده است؛ از تعزیه گرفته تا متون عرفانی و عاشقانه و فلسفی و ادبی...



در این بین البته می توان سراغ از تألیفات عبید زاکانی و هزلیات سعدی و فکاهی های کوچه بازاری معطوف به مصداق هایی نظیر حاجی فیروز یا سنت های نقالی و نمایش های روحوضی گرفت که از قضا اقتباس از همین موارد در تلفیق و ترکیب با گرته برداری از واردات سینمایی از هند و مصر و ترکیه و البته نمونه های اروپایی و آمریکایی، بستر اصلی سینمای کمدی را در ایران شکل داد.

اما این خاستگاه وجهه ای اجتماعی نیز داشت. سینما در ایران زمانی مراحل نخست شکل گیری اش را داشت طی می کرد که تحولات مشروطیت، سرزمین ایران را درمی نوردید و طبعا در چنین اوضاعی اگر رویکردی نیز به کمدی باشد، تحت تأثیر سطوح سیاسی و جنبه های انتقادی/ اجتماعی واقع می شود. منتها تا این موقعیت خواست تثبیت شود، حکومت استبدادی رضاخانی سیطره یافت و رهیافت انتقادی کمدی در نطفه خفه شد و جای خود را به نازل ترین کارکردهای کمدی بخشید.

بعد از دوران ۱۰ – ۱۱ساله ی فترت سینمای ایران در دهه های ۱۳۱۰ و ۱۳۲۰ شمسی، سینما بار دیگر با تکیه بر گونه ی کمدی احیا شد. منتها این موج دوم که تا آستانه ی پیروزی انقلاب اسلامی به طول انجامید (یعنی زمانی نزدیک به ۳۰سال)، ویژگی هایی از خود بر جای نهاد که شاید به لحاظی اصلی ترین شناسه های هویتی سینمای قبل از انقلاب به شمار آیند؛ شناسه هایی که البته در دوران بعد از انقلاب نیز در مقاطعی مورد بازخوانی قرار گرفتند. طی یک بررسی ساده و اجمالی معلوم می شود که غالب فیلم های ایرانی تا اواسط دهه ی ۱۳۵۰ از رویکرد کمدی فارغ نیستند ولو این که قالب داستانی شان کمدی نباشد.

در زیرمجموعه ی همین مورد می توان از نمونه ی مردان زن نما یا زن پوش نیز نام برد که باز اگرچه در سینمای جهان کاربرد فراوان داشت (مثل شلوارپوشاندن فیلیپ، ساخته ی کلاید براکمن با بازی استنلی لورل) ولی در ایران همچنان روی سطوحی نازل قرار داشت؛ مانند مادموازل خاله و اینم یه جورشه که در هردو علی تابش ظاهری زنانه داشت. از دیگر نمونه های کمدی ایرانی، الگوی ارباب و نوکر قابل ذکر است که به نوعی برگرفته از لودگی و مزه پرانی های غلام سیاه نمایش های روحوضی در کنار اربابش است. در چند فیلم ایرانی این الگو با رعایت همان رنگ سیاهِ پوست شکل گرفت (مثل حسن سیاه، ساخته ی پرویز اصانلو) اما موج اصلی آن فارغ از این ویژگی بود و با محوریت بازیگرانی مثل تقی ظهوری، ارحام صدر و نعمت الله گرجی، با تناقض های بین اوامر آقا و اطاعت های پیشکار و نوچه قرار بود تماشاگر به خنده بیفتد.

با پیروزی انقلاب اسلامی تا مدت ها از فیلم کمدی خبری نبود و در همان محصولات اندک و پراکنده ای هم که در سال های آخر دهه ی۱۳۵۰ تولید می شد، همه چیز در هیجان های انقلابی متمرکز شده بود و قرار بود علیه خاندان پهلوی و ایادی و اذناب و حکومت های خارجی حامی شان افشاگری شود. در چنین فضایی کمتر کسی به خندیدن و خنداندن می اندیشید و البته با توجه به حذف بسیاری از مایه های کمیک دوران قبل، مانند مسائل جنسی یا تمسخر نمودهای قومیتی و... زمان می برد تا آلترناتیوهایی مناسب جایگزین این حذفیات شود.

در اوایل دهه ی ۱۳۶۰ تلاش برای ساخت کمدی از دو زاویه احیا شد: نخست استفاده از برنامه های شاد و کودکانه ی تلویزیون (مانند مدرسه ی موش ها) که در نمونه ای همچون شهر موش ها جلوه یافت و یکی دو دهه بعد همین الگو با فیلم هایی مانند کلاه قرمزی و پسرخاله بازآفرینی شد. زاویه ی دیگر، بهره گیری از مایه های رقیق اجتماعی برای ساخت طنزهایی بود که بی ارتباط با مسائل روز نباشد که در مورد این رهیافت دوم باید از پیش قراولی همچون مردی که زیاد می دانست (یدالله صمدی) نام برد.

تا اواسط دهه ی ۱۳۷۰ عمده فیلم های کمدی از این دو الگو بهره می گرفتند: آثار شاد کودکانه (دزد عروسک ها، گربه ی آوازخوان، کلاه قرمزی و...) و آثار اجتماعی (خارج از محدوده، روز باشکوه، آپارتمان شماره۱۳ و...)؛ که البته گل سرسبد این طیف اجاره نشین های مهرجویی (۱۳۶۵) بود که بسیاری از صاحب نظران آن را اولین و از معدود فیلم های ارزشمند کمدی در سینمای ایران می دانند. اجاره نشین ها تلفیقی از کمدی موقعیت و تخریب و شخصیت و حتی کارتونی بود که به شکل هنرمندانه ای در هم تنیده شده بودند و البته با حال وهوای روز هم تناسب داشتند: بحث مسکن و اجاره نشینی که در عمق خود تأویل های نمادین را نیز می پروراند.

اما موج دوم سینمای کمدی بعد از انقلاب را باید از اواسط دهه ی ۷۰ به بعد جست وجو کرد. حالا دیگر صرف کودکانه ها و اجتماعیات مایه ی کمدی نبودند و رفته رفته نکات دیگر هم بدان افزوده شد. یکی از اساسی ترین این مایه ها بحث هجو بود که اگرچه در سینمای دهه ی ۱۹۸۰ میلادی به بعد در سینمای جهان با تلاش افرادی مثل مل بروکس اوج گرفت، اما در ایران تازه داشت نخستین گام ها را طی می کرد.

در ناصرالدین شاه آکتور سینما و دیگه چه خبر اولین جلوه های این رهیافت دیده شد تا این که بعدها در کارهایی مثل مرد عوضی و مومیایی ۳، بوی خوش زندگی و نان و عشق و موتور هزار تجربه های جدی تری انجام گرفت؛ اگرچه به دلیل عادت نداشتن مخاطب ایرانی به این نوع فیلم و نیز برخی تصلب های اجتماعی پیرامونی عملا این نوع فیلم ها به حاشیه رانده شدند؛ ولو این که بعضا در گیشه یا نزد منتقدان موفق بودند. مایه ی دیگر در این مقطع زمانی، روند محتاطانه ی شوخی های جنسی بود که با رعایت نمودهای شرعی صورت می گرفت. مرد عوضی و آدم برفی نمونه های شاخص این جریان بودند که البته هریک حساسیت هایی را هم در برخی محافل برانگیختند.

در کنار این زمینه باید از شوخی های زن و شوهری و کلا خانوادگی هم نام برد که البته یکی از آغازگران اصلی اش مهدی فخیم زاده با فیلم های خواستگاری و مخصوصا همسر بود. فیلم هایی با زمینه ی کل انداختن های زن و مرد از همین همسر شروع شد که بعدها در مصداق هایی مثل فیلم آتش بس تهمینه میلانی به اوج رسید. مورد بعدی، چرخش ظریف از طنزهای اجتماعی به سوی طنزهای سیاسی بود که اگرچه با فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما آغاز شد، ولی تبلور بارزش در مقطع اصلاحات رخ داد. در این دوران بیشترین گزندگی طنزهای سینمایی متوجه ریاکاری مذهبی ای بود که در برخی زاویه ها، بافت و انگیزه و انتساب سیاسی نیز داشت.

اما موج سوم سینمای کمدی عمدتا از چهار پنج سال پیش شروع شد که روندی رو به انحطاط بود. اگر از برخی موفقیت های مقطعی و فردی مانند دایره زنگی صرف نظر کنیم، این دوران را باید دوران بازگشت به فیلمفارسی نامید؛ چراکه مجددا کمدی های سخیف به شکلی انبوه روانه ی بازار اکران می شد. عمده ی فیلم های کمدی حالا دیگر بر نوعی لودگی استوار بود که از دم دست ترین و پیش افتاده ترین ابزارها برای خنداندن مخاطب بهره می برد و در این مسیر حتی گاه با حوزه هایی شوخی می شد که به نظر می رسد تا قبل از این جزو خطوط قرمز شرعی و مذهبی بود.

موج اخیر هرچه را هنرمندان و سیاستگذاران دو دهه قبلش در احیای درست ژانر کمدی رشته بودند پنبه کرد و این همه آسیب رسانی به ذائقه ی هنری و فرهنگی مخاطب سینمای ایران چگونه قرار است جبران شود، پرسشی است که با توجه به تداوم وضع موجود پاسخ روشنی در قبالش به چشم نمی آید.


فرستنده: سمانه جعفري
ايميل: samanejafari88@yahoo.com
ايدي ياهو: samanejafari88
مسئول بخش:مطبوعات
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.