عرفان:عشق و صبر

19 آبان 1390   Negin Bagherani   مطالب و مقالات, علوم انسانی, عرفان   0 نظر   853 بازدید   |

 

به كوي عشق بي صبري نمي بايد
به كوي عشق بي صبري نمي بايد
در روزگار قديم زني بود كه درباره ميوه دانايي شنيده بود و مي خواست آن را بيابد. او از درويشي كه آن را صبور مي خوانيم، جوياي آن ميوه شد. و پرسيد: چگونه مي توانم آن ميوه را بيابم تا دانشي تمانم نشدني داشته باشم؟...



درويش جواب داد: بهترين كار اين است كه نزد من آموزش ببيني. ولي اگر چنين كاري نكني بايد با پشتكار تمام و بي وقفه به تمام نقاط جهان سفر كني.
زن او را ترك كرد و نزد درويش ديگري به نام عارف دانشمند رفت و بازهم همان پاسخ را شنيد و او را هم ترك كرد و از آنجا به نزد درويش ديگري به نام حكيم رفت. بازهم پاسخ سوال همان بود. او را نيز ترك كرد و نزد درويش ديگري به نام مجذون ديوانه رفت. و سپس نزد عالم رفت و بازهم با دراويش بسيار ديگري روبرو شد و ديدار نمود و گفتگو كرد ولي جواب، فرقي نكرده بود.
او سي سال تمام در جستجو بود، عاقبت پس از سي سال به باغي رسيد كه درخت دانايي در آنجا بود و از شاخه هاي آن ميوه هاي نوراني آويزان بود. نزديك درخت، درويش صبور ايستاده بود، يعني همان نخستين درويش. زن از او پرسيد: چرا در همان ملاقات اول نگفتي كه نگهبان ميوه دانايي خود تو هستي؟
درويش جواب داد: زير ا تو آن وقت مرا باورنمي كردي.
به غير از آن اين درخت فقط هر سي سال و سي روز يك بار ميوه مي دهد.

يكي از احكامي كه در عرفان شرط است، داشتن اعتماد و صبر است. اعتماد به يار، به معشوق، به مرشد. يا بايد تمام جهان را بگردي و همه چيز را كشف كني و در آخر به سر همان خانه اول بازگردي و تازه بداني كه حرف دوست، درست بوده و غير از آن هيچ چيز نيست. و يا اينكه بايد از همان ابتدا اعتماد كرده و صبر كني.






به همّت: سونيا خندان «برگرفته از كتاب راز»
مسئول انجمن‌هاي: عرفان_ مسائل مختلف ادبي.
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.