هری پاتر و یادگاران مرگ
هری پاتر و یادگاران مرگ

سینمای آخرالزمان چندسالی ست که به صورت جدی در سینماهای هالیوود توجه ها را جلب کرده است و این در حالیست که به تعبیر بسیاری از کارشناسان رسانه موج گرایش به این ژانر خاص، بی علت نیست و علاوه بر مسائل فرهنگی، مسائل سیاسی خاصی پشت آن نهفته شده است. به ویژه در چندسال اخیر هر فیلمی که در این ژانر ساخته شده حتی اگر کیفیت پایینی داشته باشد دست اندرکاران اکران در آمریکا به آن توجه کرده اند تا به نوعی با فروش فراوان، دیگر کارگردانان را به ساخت چنین فیلم هایی جلب کنند...
 



اما بی تردید در بین فیلم های آخر زمانی به آنهایی که با عنصر جادو همراه بوده است، به صورت خاصی توجه کرده اند.نمونه ی بارز این گونه فیلم ها را می توان در سری جدید هری پاتر یعنی هری پاتر و یادگاران مرگ(1) به کارگردانی دیوید بتس مشاهده کرد. به ویژه که این فیلم به صورت ملموسی جادو و آخرزمان را به هم تلفیق کرده است !

تقابل جادوی سیاه و سفید در آخر زمان
 
هری پاتر و یادگاران مرگ
 
به طور کلی داستان قسمت اول هری پاتر و یادگاران مرگ در حالی به سمت نابودی کامل دنیا پیش می رود که تبلیغات فراوانی برای قسمت دوم آن شده است. به گونه ای که پیش بینی فروشی بیش از 300میلیون دلار برای آن، مدیون تبلیغات گسترده ای است که از هم اکنون برای آن می شود . حتی وردهای جدیدی هم در سری جدید اضافه شده است تا مخاطب این موضوع را به عینه حس کند که آخرین قمست از هری پاتر که به دو قسمت تقسیم شده، به نوعی نبرد پایانی خیر و شر است .
اگر آنونس جدید سری دوم هری پاتر و یادگاران مرگ که قرار است تا چند ماه دیگر به اکران سینماهای دنیا درآید نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که سبک این فیلم دقیقاً وارد سبک فیلم هایی مانند کتاب الی شده است.
همچنین نوع کابالایی که در سری آخر این مجموعه دیده می شود، کابالایی متفاوت با سری های قبلی است که فقط مبتنی بر جادوگری و چند ورد است؛ چرا که به طور کلی، روند قصه در سری جدید تغییر می کند. این تغییر شامل تقسیم نوع جادو به سیاه و سفید و تقابل آن ها در این قسمت است. موضوعی که دقیقاً در مصداق های فیلم های سال پیش، به نوعی دیگر تکرار شده بود که نمونه ی این فیلم ها را می توان ارباب حلقه ها دانست. چراکه شخصیت لرد ولدرمورت دقیقاً شبیه گاندولف در ارباب حلقه ها است.
نمادهای ماسونی در این دو قسمت که در واقع یک قسمت است، بیش از پیش به کار گرفته شده که نشان می دهد کارگردانان این مجموعه هرچه جلوتر رفته اند، بیشتر به دنبال القای هدف اصلی خود بوده اند.

وقتی وردهای جادویی جایگزین دین می شود
هری پاتر و یادگاران مرگ
این فیلم بیش از هرچیز ، ذهن کودکان و نوجوانان را هدف قرار می دهد؛ چراکه اومانیست نهفته در کل مجموعه ی هری پاتر، به ویژه در قسمت های پایانی، دقیقاً برای بعضی از نوجوانان، تعارضی ایدئولوژیک ایجاد می کند. بسیاری از آنها ممکن است جادوی نمایش داده شده در سری هری پاتر را دقیقاً در مقابل اراده ی خداوند تصور کنند و همین جاست که یکی از نکات اصلی رخ می نماید و همان سکولاریسم تصویری است! سکولاریسمی که به وسیله ی زبان تصویر در ذهن بیننده جای می گیرد. این موضوع زمانی اوج می گیرد که هری در مقابل با مرگ خوارها که نماد سیاهی محض هستند، از وردهای جادویی خاصی استفاده می کنند؛ به ویژه در قسمت های اول یادآوران مرگ به نوعی این مسئله شدت یافته است. کار حتی به جایی رسیده است که بعضی از کشیش های کلیسا، پس از مشاهده ی این قسمت از هری پاتر، به این موضوع اشاره کرده اند که هری پاتر به جای دعا، به آنها وردهای جادویی یاد می دهد.
اگر صحبت های این کشیشان را در کنار تحلیل محتوایی کابالای هری پاتر قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که پرونده ی هری پاتر برای کابالای سیاسی اهمیت فراوانی دارد. چراکه هری پاتر فقط فیلمی جادویی نیست؛ بلکه به نوعی پیوندی با افکار ایدئولوژیک گروه هایی در آمریکا دارد.

ولدرمورت دجال، سوار بر موج سیاهی آخر الزمان!

داستان این قسمت در جایی دنبال می شود که بزرگ جادوگر مدرسه ی جادویی هاروارد، یعنی دامبلدور که نماد جادوی مثبت است بر اثر درگیری با افراد لرد ولدرمورت، یعنی جادوگر سیاه کشته شده و تمام دنیای جادو در اختیار جادوگرسیاه و افراد او قرار گرفته است. در این بین هری پاتر و ورون و هرمیون، تصمیم می گیرند که به تنهایی به جنگ سیاهی بروند، چراکه بسیاری از همراهان آنها کشته شده اند و همچنین آنها به دنبال این هستند که جان پیچ هایی را که در آن ، بخشی از جان لرد سیاه نهفته است، یکی یکی پیدا کنند و با از بین بردن آن، به زندگی لرد سیاه پایان می دهد.
داستان این قسمت دقیقاً شباهت عجیبی با فیلم های ژانر آخرزمانی و به نوعی تصویر آخر زمانی دارد که در این فیلم ها دیده می شود، به گونه ای که اصل روایت آن دقیقاً مشابه داستانی است که گروه های صهیونیستی از آخرزمان خود تصویر می کنند. آخرالزمانی که به تعبیر آن ها همراه با سلطه ی جادو و شیاطین است و در این بین، فقط جادوی صهیونیسم است که می تواند با جادوی سیاه مبارزه کند.
در واقع، این قسمت از مجموعه ی هری پاتر که بسیاری از کارشناسان به دلیل سیاه نمایی فوق العاده از آن انتقاد کرده اند، ترسیم کننده ی دنیایی است که در آن سیاهی و پلیدی حاکم شده و همه منتظر منجی جادوگری از جنس کابالا هستند.
این قسمت از هری پاتر پرشده است از انواع و اقسام نمادهای آخرزمانی گروه های صهیونیستی! به ویژه سکانس هایی از فیلم که مدرسه ی تصرف شده ی هاروارد را نشان می دهد و در کنار آن ، سرزمین جادویی را که به بیابان تبدیل شده و تحت تسخیر پلیدی در آمده است، به گونه ای به نمایش می گذارد که بیننده علی الخصوص نسل جوان حس کند که دیدگاه های صهیونیسم درباره ی آخر زمان حقیقت دارد. به ویژه صحنه های ابتدایی فیلم که در آن دنت ولدرمورت دور میز با یاران جادوگر خود نشسته است، دقیقاً تداعی کننده ی همان دجالی است که در رویای آخرالزمان یهود مشاهده می شود.هرچند جی کی رولینگ نویسنده ی کتاب هری پاتر درباره ی اصل داستان آن به این نکته اشاره می کند که بهترین قسمت از فیلم همین قسمت است.
بی شک هری پاتر و یادگاران مرگ که در دو قسمت تولید شده است و پیش بینی فروشی بسیار عظیم برای آن شده، بیش از فیلم های سری قبل هری پاتر در ذهن بیننده تاثیر گذار خواهد بود. چراکه در این قسمت بیش از قسمت های دیگر، داستان فیلم از قصه ای معمولی که برای نوجوانان است، خارج شده و به آرمان نامه ای برای تفکرات خاص تبدیل شده است.
برگرفته از ماهنامه ی فرهنگی هنری سینما رسانه
به همت : طاهره جعفری 
linatanha@ ymail.com


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.