وضعیت سینمای ایران در دهه ۸۰
وضعیت سینمای ایران در دهه ۸۰

سینمای دهه ۸۰ را بر مبنای تفکیک سیاست گذاری فرهنگی مرتبط با نگرش متفاوت دولت هشتم در قیاس با موضع گیری های صورت گرفته در دولت نهم و دهم باید در دو بازه زمانی ۸۰ تا ۸۴ (دولت اصلاحات) و ۸۵ تا ۹۰(دولت اصول گرا) مورد ارزیابی قرار داد...

 



رویکرد تحلیلی متن حاضر بدون در نظر گرفتن تاثیرات فضای سیاسی و گفتمانی هر دوره بر ماهیت آثار سینمایی، تنها به وجوهی از تحولات هنری و فرهنگی اشاره دارد که در پرتو مسایل پیرامونی آثار شکل گرفت و به ماندگاری فیلم ها انجامید.
 
الف) ۱۳۸۰ ۱۳۸۴ (دوره اصلاحات):

راه فیلم سازی در دولت اصلاحات به دلایلی آشکار از جمله مکانیسم بسیط در خصوص اعمال ممیزی و در پرتو گفتمان جامعه مدنی آزادانه تر به نظر میرسید و همین فضا فرصت های مناسبی را در جهت به سامان رساندن سوژه های ملتهب و خط قرمزی فراهم می کرد. در زیر به نمونه آثاری اشاره می کنم که به دلیل بینش درست سناریونویس در تحلیل شرایط جامعه و تزریق درست داده های درونی اثر به حافظه بصری جامعه به عنوان الگو درآمده اند.

۱) سگ کشی(بهرام بیضایی): یکی از مفاهیم درونی این فیلم نقد مناسبات کاسبکارانه جامعه ای است که گرچه عنوان دینی دارد اما در پس نگاه قشری و تلقین وجهه مطلوب از باطن نامطلوب هر روز در گرداب وسوسه های دنیایی فرو می رود. به واقع سگ کشی فرزند مناسباتی است که سعی داشت با گسترش فضا برای خلق سوژه، فرصت های مناسبی را در راستای تولید آثار شاخص هنری با بار اقتصادی مطلوب ایجاد کند که البته تداومی نیافت.

۲) آواز قو(سعید اسدی): اثری جسورانه درباره دل بریدگی جوانان و عزم آنها برای مهاجرت; فضای روایی به دلیل انتقاد تند از رویه نیروی انتظامی در برخورد با جوانان می توانست اثر را در هر مقطع دیگری با جرح و تعدیل فراوانی روبرو کند اما در آن برهه می شد با اطمینان به ساخت چنین سوژه هایی اقدام کرد. دیالوگ معروف سرگرد با بازی جمشید هاشم پور(علی را ۱۰۰ بخشش کنی ۹۹ تاش رحمته) یکی از بهترین تصاویر ثبتی از یک پلیس مومن و وظیفه شناس را در ذهن مخاطب ثبت کرد و پایان تلخ مرگ امیرعلی با بازی بهرام رادان در مقیاس سینمای آن زمان بسیار قابل تامل بود.

۳) زیر نور ماه(رضا میرکریمی): فیلم با یک روایت سرراست به بررسی زندگی جوان طلبه و تحلیل جاذبه جایگاه دینی روحانیت و شان اجتماعی آن برای مردم می پردازد و اگرچه میرکریمی دوربین خود را به مکانی در مقیاس حوزه علمیه قم برد اما در این کندوکاو هنری و نمایش زوایای طلبگی و ضوابط حاکم بر این سبک زندگی، نگاهی محققانه را بر بستر بصری فیلم مستقر ساخت تا از این فرصت طلایی به وجود آمده در جهت انعکاس درست مقام روحانیت و رابطه جامعه با این افراد بهره برد.

۴) نان، عشق و موتور هزار(ابوالحسن داودی): یک کمدی هدفمند سیاسی که با پرهیز از شعاری شدن، فضای فرهنگی سیاسی شکل گرفته در جامعه جوان کشور را پس از جریان دوم خرداد مورد ارزیابی قرار داد و البته با استفاده از مایه های فیلم فارسی وار، این موج مشهور سینمایی را به هجو کشاند. نکته قابل تامل فیلم را می توان در سکانس نهایی اثر جست وجو کرد که ارشک و جوان بسیجی با گذر از منیت ها و در پرتو درک یکدیگر به سمت خودروی رئیس جمهور می روند تا شاید نوعی دوستی در فضای پرتنش آن دوران ایجاد شود.

۵) ارتفاع پست(ابراهیم حاتمی کیا): اثر قابل تامل دیگری از فیلمساز مشهور سینمای جنگ که با ادغام هدفمند دو چالش اساسی مهاجرت و گروگانگیری در اثر خود، یک درام تاثیرگذار اجتماعی با پس لرزه های سیاسی را بر مبنای یک ماجرای واقعی به سامان رساند. نکته حایز اهمیت فیلم به کارگردانی حاتمی کیا باز می گردد که با میزانسن های منحصر به فرد خود از جمله در صحنه گروگانگیری در یک لوکیشن ثابت یکی از درخشان ترین آثار دهه ۸۰ را به یادگار گذاشت.

۶) من ترانه پانزده سال دارم (رسول صدر عاملی): یک درام تند اجتماعی که با تمرکز بر سوژه ملتهب آن زمان یعنی روابط دختر و پسر و تحولات پس از آن به مبارزه اجتماعی ترانه برای اثبات پاکی اش می پردازد.

۷) نیمه پنهان(تهمینه میلانی): حتی عنوان فیلم تا آن میزان شائبه برانگیز بود که امکان اکران اثر را در پایین ترین حد قرار داده بود. بحث انقلاب فرهنگی و کمیته اوایل انقلاب نیز چنان در فیلم مطرح شده بود که کار کارگردانش را به زندان کشاند.

۸) نفس عمیق(پرویز شهبازی): تلخ ترین تصویر از پایان جوانانی که درک نشدند و البته نتوانستند ضمن درک شرایط پیرامونی، خود را با محیط تطبیق دهند. عصیان و سرخوردگی دو جوان فیلم در نهایت به سکانس سقوط پراید در سد می رسد و بدینگونه خاطره ای تلخ در ذهن مخاطب سینما شکل می گیرد که از جمله آثار به یاد ماندنی دهه گذشته هم هست.

۹) مارمولک(کمال تبریزی): این فیلم در زمان خود دچار یک بدفهمی موضوعی شد و به زعم برخی با وهن روحانیت و تکثیر اندیشه پلورالیسم دینی، سعی داشته تا بنیان تفکر اعتقادی جامعه را سست کند که البته در یک نگاه منصفانه با اثری روبرو می شویم که به خداشناسی و خودشناسی اشاراتی تصویری دارد و خدایی را به جامعه عرضه می کند که صمیمی ترین دوست آدمی است و با هر انسان مطابق با بعد تفکرش مواجه می شود و جلوه ربوبی خود را منطبق بر نگاه هر فرد به او می نمایاند.

۱۰) مکس(سامان مقدم): یک کمدی موقعیت شاخص که با نقد هدفمند پشت پرده بازی های سیاسی و از طریق بهره گیری از جابجایی یک خواننده لس آنجلسی با یک موزیسین بین المللی برجسته، به اثری منحصر به فرد در سینمای دهه ۸۰ بدل شده است. سکانس کنسرت پایان فیلم و نیز پایان بندی درخشان و خلاقانه اثر از جمله دلایل ماندگاری فیلم ارزیابی شده است.

ب) ۱۳۸۵تا ۱۳۹۰(دولت اصولگرا):

با روی کارآمدن اصولگرایان، جهت گیری ها تغییر کرد. صحبت از استقرار عدالت و بازتعریف ارزش ها می شد و دغدغه مدیران به ظاهر همسو با دغدغه های مردمی شکل گرفته بود. سینما نیز به تبع سیاست گذاری های جدید تلاش خود در ساخت آثاری با معیارهای جدید را آغاز و البته لحن انتقادی خود را نیز حفظ کرد. متاسفانه راه جدید به دلیل عدم درک هنرمند و مدیر از خواسته های همدیگر به کوره راه کمدی های نازل رسید و ترکش های این بمب خوش منظر حتی تا کنون نیز بر بدنه سینمای ایران باقی مانده است و سینما سرگرمی در ایران را در نازل ترین سطح قرار داده است. در زیر به آثار برجسته نیم دهه اخیر نگاهی کوتاه داشته ام.

۱) کافه ستاره(سامان مقدم): ساختار سه اپیزودی داستان و شباهت هایش با فیلم مکزیکی کوچه میداک در بیشتر دیده شدن فیلم تاثیر مهمی داشت و البته در این میان نوع کارگردانی مقدم در سکانس عروسی ملوک که حتی خسرو (حامد بهداد) هم در آن حضور داشت رویاسازی سینمایی برای کاراکتر ملوک بسیار قابل تامل است.

۲) خون بازی(رخشان بنی اعتماد): تلاش هنری ارزنده ای که ممکن بود با پسوند سیاه نمایی به محاق رود اما با درک درست کارگردان از شرایط ویژه اجتماعی به یک نقد کارآمد از مقوله اعتیاد رسوخ کرده در جامعه اشاره می کند و اگر در دیگر آثار، خاستگاه اعتیاد به جنوب شهر انتساب داده می شد اما این بار بالاشهری ها زیر تیغ نقد می رفتند.

۳) اتوبوس شب(کیومرث پوراحمد): یادش به خیر، عمو خسرو در این فیلم بازی کرد و چقدر دوست داشتنی و درخشان بود. شاید یکی از دلایل قرار گرفتن فیلم در این لیست به علاقه وافر نگارنده به سیمرغ بازیگری سینمای ایران یعنی خسرو شکیبایی باز گردد اما نمی توان ارزش های والای هنری این فیلم از جمله تصویر برداری درخشان و کارگردانی خوب آن را ندیده گرفت.

۴) دایره زنگی(پریسا بخت آور): یکی از آثار به یاد ماندنی دهه ۸۰ باز هم نام اصغر فرهادی را در لیست عوامل خود می دید و فرهادی این بار در نقش یک فیلمنامه نویس و با اختصاص درست زمان و فضا به هر یک از شخصیت ها، آنها را به جامعه شناساند. فیلم به دلیل توازن ریتمی درست با مخاطبان عام و خاص رابطه خوبی برقرار کرد و البته جشنواره بد سلیقه فجر، نام فیلم را از میان آثار بخش مسابقه حذف کرد.

۵) درباره الی(اصغر فرهادی): بهترین فیلم دهه ۸۰ به وضوح برتری های فنی خاصی بر دیگر رقبایش داشت. اثر فرهادی اگرچه منطبق بر قواعد کلاسیک فیلمنامه نویسی دارای تاخیر در ورود به نقطه عطف است اما از کارگردانی درخشان در سکانس غرق شدن الی نمی توان به سادگی گذشت.

۶) به رنگ ارغوان(ابراهیم حاتمی کیا): شاید حساب شده ترین فیلم کارنامه هنری حاتمی کیا که با سکانس درخشان درگیری ماموران امنیت و گروهک ها فصل جدیدی در سینمای بی حس و حال این روزها گشود. اثر به وضوح از الگوهای جاسوسی غربی بهره گرفته و در بومی سازی فضای ساختاری روایت به اقناع خوبی می رسد. این فیلم به دلیل دوره نمایش در دولت اصولگرا در این بازه زمانی بررسی شد.

۷) طلا و مس(همایون اسعدیان): عاشقانه ای شکل گرفته در فضایی غیر قابل باور میان یک روحانی و همسرش که با شرافت و صداقت، تصویر زیبایی از تلاش برای سنجش عیار انسانیت و معرفت ارائه می کند.

در برآیندی کلی متوجه می شویم که سینمای ایران در دهه ۸۰ اگرچه لحظات قابل تاملی را بر حافظه دیداری مخاطب دیکته کرد اما بی شک نمی توان از حاکمیت کمدی نازل ضرباهنگی بر ماهیت تولید و اکران چشم پوشی کرد و از تاثیراتش برریزش مخاطب به سادگی گذشت.

فرستنده: سمانه جعفري
ايميل: samanejafari88@yahoo.com
ايدي ياهو: samanejafari88
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.