جن گیری با رویکرد آخرالزمانی
جن گیری با رویکرد آخرالزمانی
نگاهی به فیلم هایِ اخرالزمانی و فیلم آیین مذهبی

نیمه ی پنهانِ ماه
هنگامی که در سال 1969، فیلم "بچه ی رزماری" اثر رومن پولانسکی بر پرده ی سینماها رفت، در واقع نیمه ی پنهان ماه نمایان شد! یعنی در حالیکه تا آن تاریخ، کسی از شیطان پرستی و شیطان پرستان و فرقه ی منسوب به آنها خبر نداشت ، ناگهان جامعه آمریکا و هالیوود با پدیده ای تکان دهنده مواجه شدند که مثل موجود سّریِ فیلم های بیگانه، درون آنها رشد کرده و بزرگ شده بود و حالا با شکل و شمایلی کریه، خود را نشان می داد و از دورن آن جامعه بیرون می زد...



هالیوودی که تا آن روز به حضور اخلاقیات و نمادهای مذهبی در آثارش تظاهر می کرد و به عنوان ویترین جامعه دینی آمریکا، خود را مقابل سینمای ضد اخلاقی اروپا، حافظ معنویت و کرامت انسانی می دانست، اینک در برابر یک پرده دری ضددینی قرار گرفته بود. سینمایی که تا آن روز، جان فوردرش به قرار دادن سمبل های کاتولیسم در فیلم های وسترن معروف بود و آلفرد هیچکاک در فیلم اعتراف میکنم مقام کشیش را تا آنجا بالا می برد که حتی در آستانه محکومیت جنایی هم حاضر نیست اسرار قاتلی را برملا کند که نزدش اعتراف کرده است و هنری کینگ درباره ی قدیسه ای به نام برنادت فیلم می ساخت و بزرگانش مانند دیویدوراک گریفیث و هنری کاستر و ویلیام وایلر و نیکلاس ری و حتی امروزه، مارتین اسکورسیزی و مل گیبسون، بخش هایی از زندگی عیسی(ع) را جلوی دوربین می برند.
یافتن امپراتوری شیطانی
در این گونه فیلم ها، مفهومی ظاهراً دینی در جدال دیرپای خیر و شر، سر برمی دارد و در این نبرد کهن، فرجامی شبه دینی برای بشریت رقم می زند؛ فرجامی که در کتب تحریف شده عهد عتیق آمده، به مسیحیت پروتستانی سرایت کرده و به خصوص در کتب فرقه های منشعب آن، مانند پیوریتن ها و اوانجلیست ها، تحت عناوینی همچون مکاشفات یوحنا به منصه ی ظهور رسیده است.
همان فرجامی که اساساً برای تحققش ، قاره نو کشف شد و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد. جالب است که امروزه، دیگر این موضوع پنهان نیست که بنیانگذاران آمریکا، گروهی از فراماسون ها و حتی شیطان پرستان بودند که آرمان ها و مقاصد این فرقه های صهیونی را در عمق ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی غرب جدید در ایالات متحده گنجاندند. در اولین فیلم های هالیوود، مانند تولد یک ملت ساخته دیوید وارک گریفیث، در دوران سینمای صامت یا در محبوبترین آثار این به اصطلاح کارخانه رویا سازی همچون برباد رفته اثر ویکتور فلمینگ ، این رمان ها در نگرش نژاد پرستانه قهرمان های داستان و عملیات شیطانی کوکلوس کلان ها نمایان است.
اخیراً این خبر در رسانه ها انتشار یافت که در زیر خانه ی پدری بنیامین فرانکلین، از بنیان گذاران ایالات متحده آمریکا، استخوان هایی از بدن های مثله شده انسان ها به دست آمده است و شواهد موجود حکایت از آن دارد که آن ها به سبک شیطان پرست ها و ظاهراً در یک مراسم قربانی شده اند؛ یعنی در خانه بنیامین فرانکلین، آِیین شیطان پرستی اجرا می شده است. این به جز نمادهایی همچون ابلیسک، از سمبل های فراماسونری که ریشه هایش به جادوگران مصرباستان می رسد و از مظاهر میتراییستی است که به شدت در سخنرانی های بنیان گذاران آمریکا و میثاق های آنها وجود داشته است، آن چنان که گویا این کشور را برای برپایی یک امپراتوری شیطانی برگزیده بودند.
افشای اسرار یا ابراز موجودیت؟
اما به راستی در سال 1969چه اتفاقی افتاده بود که موضوع شیطان پرستی و شیطان پرستان را به سینمای هالیوود آورد و در واقع، پرده از برخی مکنونات جامعه آمریکا برداشت؟ اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا، فیلم بچه رزماری را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آوردند و در عملیاتی تکان دهنده به خانه رومن پولاسکی حمله بردند و در غیاب وی، همسرش باردارش، شارون تیت را به طرز فجیعی به قتل رساندند، گروهی دیگر، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند چراکه یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت، یک ابراز وجود و قدرت نمایی شیطان پرستان جامعه آمریکا به حساب آمد. اما واقعیت دیگر این بود که سال 1969در تقویم ماسونی آمریکا، یک سال سرنوشت(قرن) محسوب شده بود، مثل 1999یا 1966که رمان شیطانی طالع نحس در همین تاریخ نوشته شد. عدد این سالها، اعداد و نمادهای عددی شیطان پرستانه و فراماسونی را دارد. فیلمی به نام هگزان ساخته بنیامین کریستن سن، تاریخچه مصوری از رشد و توسعه علوم غریبه ارائه می دارد که به همین اعداد و سالها ارجاع داشت. جالب اینکه تولید فیلم مذکور، در سال1919آغاز شد ولی پس از مدتی به دلایل نامشخص، به آرشیو رفت و نمایش آن در همان سال1969رونمایی گردید که فیلم بچه رزماری ، شیطان پرستی را به هالیوود آورد! در واقع از این تاریخ، ساخت نوعی از فیلم های اخرالزمانی در دستور کار کمپانی هایِ هالیوود قرار گرفت یا در واقع نوزایی شد که بعداً به فیلم های آخرالزمانی دینی مشهور شدند.
نگاه فیلم های آخرالزمانی
در نگاه جبری و تقدیری فیلم های آخرالزمانی شبه دینی، قربانی حقیقی انسان است که در نبرد دیرپای خدا و شیطان گرفتار شده و همین نگاه عهد عتیقی و انجیلی که بر پایه ی تحلیل الهیات تحریف شده ی مسیحیت صهیونیستی به فیلم های هالیوودی نفوذ کرده، بیش از چهاردهه است که نوعی تفکرات صهیونی را در میان نسل های مختلف رواج می دهد. نگرشی که شیطان را به نوعی رویین تن می داند و مخاطب را از او می ترساند. در حالی که خداوند در قرآن ، شیطان را جنی خطاکار و رانده شده دانسته که به هر حال بنده ی اوست، ولی از حضرت حق تا زمان معلوم فرصت گرفته است تا منکران خداوند را منحرف سازد. آثاری همچون امگا کد
، نشان هفتم، پایان دوران، دروازه نهم اثر رومن پولانسکی و آیین مذهبی و ... چنین نگاهی را اشاعه می دهند. فیلم آیین مذهبی ساخته میکاییل هافستروم که پیش از این ، آثار آخرالزمانی دیگری همچون 1408 و وی مثل وندتا را کارگردانی کرده بود، با فیلم نامه مایکل پترونی، نویسنده فیلم نامه آثار آخرالزمانی مانند وقایع نگاری نارنیا، سفر کشتی سپیده پیما و تسخیر شده، و بر اساس کتابی از مت بگیلو ساخته شده است.
منجی صهیونی
به این ترتیب سازندگان فیلم آیین مذهبی، در واقع جمع کثیری از مردم دنیا را به جن زدگی محکوم یا در معرض این خطر ذکر می کند که تنها منجی آنها، شخصیتی دینی برگرفته ازالهیات مسیحیت تحریف شده و آمیخته به آموزه های صهیونی به نام میکاییل است که چندین بار در همین فیلم، بر آمریکایی بودن او تاکید می شود. اوست که به ایتالیا می آید و حتی متخصص جن گیری را از شر جن معروفی به نام بعل (بال) خلاص می کند. اوست که از شکاکیت مادی گرایانه با ویژگی های بی بند و باری، شبیه به همان کاراکتر کول یا بی خیال آمریکایی، به ایمان و اعتقاد و باور قطعی می رسد. تاکید فیلم از آغاز بر واقعی بودن ماجراهای فیلم و جملات پایانی فیلم مبنی بر اینکه، مایکل در آمریکا به تدریس جن گیری مشغول شده و امروزه یکی از14جن گیری است که این تدریس را انجام می دهد و پدر لوکاس هم 2000بار مراسم جن گیری را اجرا کرده است و اینک در خارج از فلورانس تدریس می نماید، ذهن بیننده و مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر داستان می کند تا حدی که با جدی گرفتن قضیه، خود را برای ماجراهایی مشابه آماده می کند. درست مانند فیلم جن گیر ویلیام فرید کین که در پخش مجددش در سال2001 و در دوران حادثه 11سپتامبر، با جملاتی در آغاز فیلم به تماشاگرش واقعی نمایانده شده. در آن جملات نوشته شده بود که جن گیر بر اساس داستانی واقعی است که در مریلند آمریکا اتفاق افتاده و اسنادش در کتابخانه دانشگاه این شهر نگهداری می شود . فیلمی که با یک اذان مخوف در سرزمین عراق شروع می شود و از همان جا روح شیطانی پازوا همراه توتمی به جرج تاون آمریکا می رفت و در وجود دختری به نام ریگن حلول می کرد و جالب آنکه در همان روزها، جرج دبلیوبوش محور شرارت یا شیطانی را مرکب از ایران عراق و کره شمالی اعلام کرد و گقت که اگر سر شیطان را در لانه اش نکوبی در خانه ات به سراغت می آید و از همین رو به خاورمیانه لشکر کشی کرد. ملاحظه می کنید که فیلمی شیطانی و آرشیوی به نام جن گیر چگونه در خدمت سیاست های توسعه طلبانه و صهیونیستی ایالات متحده آمریکا قرار می گیرد و نظریه رئیس جمهورش را به تصویر می کشد و آن را برای مخاطبان آمریکایی ملموس تر می گرداند .اینک فیلم هایی مانند آیین مذهبی نیز که در جهت تصویر آخرالزمان، بر طبل دیدگاه های اوانجلیسی و صهونیستی می کوبند، در همین سمت و سو عمل می کنند.
برگرفته از مجله ی فرهنگی هنری "سینما رسانه"
به همت : طاهره جعفری
linatanha@ymail.com
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.