خرد و عشق
خرد و عشق
 
چگونه ساختار بنیادین مغز مشکلاتی را برای عشق مطرح می سازد؟

ادامه مطلب



عشق با آرامشی لغزان به درون دل زمزمه گر یک خنیاگر دوره گرد یا بیتی از یک شاعر رخنه می کند.در آنجاست، در آن ترازوی ذهنی ای که چنین کمترازی هایی را می سنجد، در همان جا است که عشق بی گفتگو بدان تعلق دارد.ولی چشمداشت گذاردن دل آدمیان در زیر نگاه خیره پولادین دانشمند جای تأمل دارد.
علم تحت یک بیان رسمی صرف و بخش های جهان جدا کنید.عشق را نمی توان فرو کاست.این بن بست قطعی به نظر می رسد.
شناخت عشق را چگونه می توان به پیش برد؟
کدام عینیت تیز و برّانی می تواند درباره ی عشق شخصی ای که به تدریج محو می شود و با سرعت می گذرد، چیزی را درک کند؟
دانش چنان که رخ می دهد، کمتر از گذشته نسبت به خیالات خصومت می ورزد.نخستین سال های سده ی بیستم، مفهوم جهان طبیعی را مانند توده ای آراسته و درهم پیوسته از چرخ دنده ها خرد و ریز کرد و جزئیات درونی آن را با یک عینک درشت نمای یک چشمی با قدرت و ظرافتی کافی به هر ناظری آشکار ساخت.همچنان که فیزیک دانان و ریاضی دانان به سوی واقعیت گری راه می جستند، با پایان قلمرو عینیت درگیر شدند.ویلیام باتلرییت در 1928 می نویسد : «ای پیکر پیچ و تاب خورده با موسیقی، ای نیم نگاه شادی بخش/چگونه بتوانیم رقصنده را از رقص باز شناسیم؟» این شاعر در هماهنگی کاملی با دانش عصر خود بود، دانشی که در جدا سازی شناسنده از شناخته – به گونه ای که دانش سنّتی خواستار آن بود – سرگیجه گرفته بود – آن درس هایی که در امر ذهنیت علمی به سختی تحصیل شده است، می تواند یاری مان کند تا دریابیم که چرا عصر ما سرانجام در آستانه ی انقلابی در دیدگاه مردم برای بازشناسی دل خودشان است.نخستین ضربت به جهان ماشینی از سوی آلبرت انیشتین وارد شد.تئوری نسبیت او مطرح می کرد که جریان زمان وابسته به مکانی است که شخص در آن جا قرار دارد، و ناظران گوناگون ممکن است درباره ی نظم زمان رویدادهایی که شاهد آن هستند توافق نداشته باشند.چند سال بعد، کورت گودل نشان داد که هر سیستم ریاضی مانند گوهرهای درون کتام یک اژدها، قضایایی را در بر دارد که هرگز نمی تواند اثبات شود.نمی توانیم به حل معماهای دل امید داشته باشیم، بی آنکه چیزی در این باره که عشق از چه ساخته شده، و چگونه عمل می کند، بدانیم.
 
 
منبع : کتاب تئوری عشق

نویسندگان :
دکتر تاماس لوئیس
دکتر فریبرز امینی
دکتر ریچارد لانون

ترجمه :
دکتر ملک ناصر نوبان
دکتر بهزاد نوبان

فرستنده : فرشته حلاجی

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.