موسیقی حماسی بوشهر
موسیقی حماسی بوشهر
بوشهر بندری است در جنوب ایران که در کنار خلیج فارس واقع است. ارتباط بوشهر از طریق خشکی گاهاً کاملاً با سایر مناطق قطع می شده و این خود دلیلی بر این بوده که تبادل فرهنگی با بوشهر بیشتر از طریق دریا صورت می گرفته است. با این حال درموسیقی بوشهر می توان ردپایی از فرهنگ های لرستان ، فارس، ایل قشقایی نیز فرهنگ های عربی- افریقایی و هندی را جست و جو کرد... 



موسیقی بوشهر در انواع گوناگون جاری بوده است که توضیح پیرامون آنها در این نوشتار نمی گنجد . در اینجا سعی ما بر این است که نگاهی گذرا به بخش حماسی موسیقی این دیار بیفکنیم .
موسیقی حماسی بوشهر در قالب جنگنامه خوانی، شاهنامه خوانی ، برخی نمونه های یَزله همراه با چوب بازی، برخی آوازهای نِیمه و بالاخره تعدادی ترانه اجرا می شود و اگر بخواهیم موسیقی رزمی را نیز در این فصل بگنجانیم بد نیست که به مراسم سنج و دمام نیز اشاره کنیم . هرچند که سنج و دمام در اصل مراسمی است که به منظور مطلع نمودن مردم کوچه و محله از مراسم عزاداری برپا می شود اما در واقع مراسمی نیست که به اسانی و تنها به همین منظور در لابه لای مراسم عزاداری سبز شده باشد و تاثیر حماسی آن بر افراد غیر قابل کتمان است .

یَزله

یزله آوازهای شادی است که معمولاً در عروسی ها، ختنه سوران، جشن ها و سایر گردهم آیی های دوستانه اجرا می شود. یزله دارای مفاهیم عامیانه است و به عبارت دیگر اصولاً در یزله سعی در ارائه اشعاری موزون و یا حتا کلماتی با معنا نمی شود . اشعار یزله فقط کافی است موزون با بند تکرار یزله باشد و در چارچوب آهنگ یزله بگنجد :
خار تو پا من نمی شامن
خار حرومن نمی شامن
پوی چلو من نمی شامن
پوی چلو من نمی شامن
پوی چلو من نمی شامن
از نگاهی دیگر ، در لابه لای این اشعار به ظاهر هجو به اشعاری بر می خوریم که بیانگر روحیه ی حماسی و نوعی رجز خوانی است :
هله هلیوسا هلل یوس هله یوسا
دوربین قابی سرکشید هل یوس هله یوسا
غراب دیدی قبله دید هل یوس هله یوسا
جهاز کردیم اسکرپ هل یوس هله یوسا
اجنبی خونت خراب هل یوس هله یوسا
و یا :
چار دار تن چار دار تن اش زدن تنگ کپر
تنگسیرن شیر نر دنیاش کردن زیر و بر
نمی شم به کله
راش دورن به کله
اوش شورن به کله
یزله تنها فرم موسیقی بوشهر است که با چوب بازی همراه است . در این گذر خوب است نظری بر مراسم ختنه سوران که با یزله همراه است داشته باشیم . یک روز قبل از ختنه، پسر بچه را به حمام عمومی شهر می برند و پس از خروج از حمام، لباس سبزی بر تنش می کردند و گردنبندی با نام چهل بسم ا.. گردنش می آویختند و او را برای طواف دادن در مسجد، قدمگاه خواجه نصیر و یا سایر اماکن متبرکه سوار بر است می کردند . یک تک خوان عبارتی را به آواز می خواند و بقیه ی مردم با تکرار آن عبارت به تک خوان پاسخ می دادندو دست می زدند. در مواقع معینی با دست زدن ریتم را می شکستند و تعداد دست زدنها در یک فاصله معین زمانی را چند برابر معمول می کردند که به این کار اصطلاحاً شپ ریز می گویند. دو نفر هم چوب بازی می کردند. رسم چوب بازی مدت هاست منسوخ شده ، طوری که به سختی می توان افرادی را پیدا کرد که به شیوه ی قدیمی در بوشهر چوب بازی کنند. درچوب بازی دو نفر شرکت می کردند. هر نفر چوبی در دست داشت و به محض شکسته شدن ریتم به هوا می پریدند و چوب ها را به سمت هم نشانه می رفتند . در غیر از زمان شکسته شدن ریتم، چوب بازها با چرخاندن چوب و حرکت های سر و گردن، پرش و غیره مانند سایر اعضا عمل می کردند.

نِیمه

نیمه نیز همچون یزله ، دور از قید و بند حکمت و عرفان و تمثیل و تشبیه، در چارچوب ادبیات عامیانه با بیانی ساده و شیوا رسالتی مهم را به دوش می کشد. اشعار نیمه در قالب های یزله می گنجند و بیشتر درباره ی مددجویی از عالم ماوراء است. ریتم و هیجان یزله در نیمه نیز به چشم می خورد. ریتم نیمه، گاه تند، گاه کند ، متناسب با کاربرد است. نیمه های اصولاً به معنای آوازهای دریایی است و به منظور تهییج، تشویق و ترغیب ملوانان و حفظ روحیه و ایجاد تنوع اجرا می شوند. برخی از این آوازها دارای مضمون حماسی اند. نیمه توسط یک تک خوان و پاسخ دسته جمعی سایر جاشوها اجرا می شود. تک خوان همان سرگنگ یا سرهنگ است که رهبری گروه را به عهده دارد و گاه این مسئولیت را ناخدا به عهده می گیرد.
از انواع نیمه ها می توان به نیمه های میداف (آوازهای مخصوص پارو زدن) ، گرگور، دوسه ، لنگر، دم و شراع اشاره کرد. نیمه های گرگور، دوسه، لنگر و دوم نسبتاً سرعت تندتری از نیمه ی میداف دارند.
همان طور که گفتیم نیمه ها گاه دارای اشعاری با مضمون حماسی اند:
علی و یا علی علی
مرد میدون علی
پدر یتیمون علی
و شاه مردون علی
جوون بنازم علی
جوون غرورن علی
لشکر شکونن علی
و فیل دندون علی
نمونه ای دیگر :
هله و یا مال هله
مردان جنگی هله
مردان مستم هله
شمشیر به دستم هله
که ما هم جاهلیم هله
هم توبه کاریم هله
جنگ می کنم جنگ هله
تا زنده هستم هله
نمونه ای دیگر:
هله و یاا.. یا ا...
ماشاا...مرداش یا ا...
مردان جنگی یا ا...
سبیل پلنگی یا ا...
جنگی کنم جنگ یا ا...
جنگی نهنگی یاا...
یا ا...یارت یا ا...
دس علی شونت یا ا...
ما شاا...جونت یا ا...

ترانه های حماسی
در بخش های گذشته تلویحاً در انجام مراسم گوناگون به مضامین حماسی در پاره ای از مواقع اشارتی رفت. در این بخش اصل بر حماسه سرایی است و موسیقی بزمی در کنار آن به منظور ارائه بهتر و بیان شیواتر به چشم می خورد. این ترانه ها به شکل های مختلف و با فرم های متنوع اجرامی شوند. بعضی همچون "علی سمیل" با نی جفتی و دایره همراهند و بعضی چون "غلوم حسین سوز علی" با دایره و بعضی مانند "علی شیر" بدون ساز، مثل لالایی اجرا می شوند. بد نیست در اینجا به شرح داستان علی شیر و اشعاری که در میان مردم درباره او به جای مانده ، بپردازیم :
علی شیر یکی از جنگاوران روستای بنک در شهرستان کنگان بود. داستان از زمان پدر علی شیر شروع می شود که او نیز علی شیر نام داشت . دشمنان که از علی شیر اول بیمناک بودند او را به قتل می رسانند. همسرش فرزندی از او به دنیا آورد و نام او را علی شیر نهاد. دشمنان با آگاهی از تولد علی شیر، دست کودک را در گهواره بریدند و او از آن پس یک دست شد. علی شیر بزرگ و بزرگتر می شد وتنها با یک دست در فنون نظامی و جنگ آوری سرآمد می گشت. دشمنان از ترس انتقام و خون خواهی ، فرزند را نیز مسموم کردند و همچون پدر به قتل رساندند. پس از مرگ علی شیر مادر بزرگش اشعار زیر را باآهنگی حزین می خواند:
علی شیرم علی شیر رودم آروم بنشین ترسم که کشته بشی
علی شیرم شیری بید شیر سنگی گیری بید بوای بوام علی شیر
کره ی رودم نوزینن دشمن دورش کمینن علی شیرم علی شیر
علی شیر یه دستی دشمن ازش می ترسی علی شیرم علی شیر
علی شیرم علی شیر رودم آروم بنشین ترسم که کشته بشی ...
و از همین مقوله اشعاری است که درباره ی مبارزی دیگر از دشتستان سروده اند با نام "غلوم حسین سوز علی" :
غلوم حسین سوز علی میره ی ستاره لشش بار قاطره رونه ی اداره
ستاره رفت تو خونه فشنگ دراره غلوم حسین کشتنه خبر نداره
نش بگیره سعدآباد کیچش چه تنگن هرجا که سر می کنی صدای تفنگن
افتو گردن بلند دم خروسی دشمنی چارم نکرد کشتم به دوسی

شاهنامه خوانی ، جنگنامه خوانی
شاهنامه خوانی و جنگنامه خوانی از نظر اجرایی بسیار شبیه به هم، و بسیار شبیه به نقالی است. در شاهنامه خوانی، خواندن شاهنامه فردوسی را منبع قرار می دهد و گاه از اشعاری با همین وزن که توسط شعرای محلی درباره دلاوران دشتی و دشتستانی و تنگستان سروده شده استفاده می کند .
شاهنامه خوانی ویژه مجالس خصوصی بوده و در حضور بزرگان اجرا می شده است.
جنگ نامه خوانی به شاهنامه خوانی شبیه است که با نوایی حزین اجرا می شود و محل اجرای آن بیشتر در تعزیه هاست. اشعار جنگنامه درباره دلاوری های اما حسین و یاران باوفایش سروده شده است.
ابیاتی از حماسه ی "رئیس علی دلواری"
سواران و اسبان خروشان به دشت
ز بانگ تفنگ و از آن سرگذشت
سر بی تن این و تن بی سر آن
ز بانگ تفنگ یل پهلوان
تو گفتی که ابری برآمد سیاه
ببارید خون اندر آن رزمگاه
از آن سر برآمد دم کرنای
ز بانگ فلیس اندر آن رزمجای
تو گفتی هوا تیره دارد همی
جهان یکسره تیر بارد همی
گهی بر یمین و گهی بر یسار
ز پشتش نمودند اعدا فرار
همان "برد خونی" چون شیر دلیر
بسی از نصارا گرفتی اسیر
فکندی بسی کافران روی خاک
زمین شد ز خون یلان جوی پاک

گردآوری : "طاهره جعفری"
برگرفته از کتابِ "موسیقی حماسی ایران"

0
-1
1
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.